به گزارش خبرنگار مهر، مناسبتهای دینی و مذهبی در تاریخ معاصر ایران همواره فراتر از یک مناسک عبادی صرف، به عنوان مظهر پویایی، همبستگی اجتماعی و تجلیگاه باورهای عمیق قلبی جامعه به شمار رفتهاند. در میان این رویدادها، تجمعات و شادپیماییهای خیابانی در ابعاد بزرگ، شکل جدیدی از تبلور هویت جمعی را به نمایش گذاشتهاند که نمونه برجسته و بیبدیل آن، مهمانی کیلومتری غدیر است.
این کلانرویداد فرهنگی و مذهبی، بستری را فراهم ساخته تا لایههای مختلف جامعه در فضایی شاد و پویا گرد هم آیند.رویداد تاریخی غدیر خم در کلانروایت اسلامی، صرفاً یک ایستگاه جغرافیایی در مسیر بازگشت از حجةالوداع یا یک توصیه اخلاقی و عاطفی مبنی بر محبت به لسان پیامبر اکرم (ص) نیست؛ بلکه این واقعه، نقطه عزیمت و شالوده بنیادین نظام فکری-سیاسی اسلام و به ویژه تشیع در باب مدیریت جامعه و استمرار هدایت الهی است.
غدیر، تجسم عینی تلاقی دکترین کلامی با واقعیتهای انضمامی جامعهسازی اسلامی است. با این حال، پویایی هر نهاد معرفتی در طول تاریخ همواره با خطر کژتابی، سطحینگری و خوانشهای تقلیلگرایانه روبرو بوده است.
برای درک عمق فاجعه تقلیلگرایی، ابتدا باید جایگاه غدیر را در پازل نظام اعتقادی شیعه بازخوانی کرد. اصالت و اعتبار واقعه غدیر بر خلاف بسیاری از رویدادهای تاریخی، متکی بر یک خبر واحد یا گزارشهای لرزان نیست، بلکه از سه کانال قطعی یعنی پیوند ارگانیک با وحی قرآنی، قاعده تواتر تاریخی و دلالتهای سیاسی خطبه غدیر تغذیه میشود. اعتبار ساختاری غدیر پیش از هر چیز در بستر آیات سوره مبارکه مائده تجلی مییابد.
در آیه تبلیغ، لحن خطاب الهی به پیامبر (ص) به گونهای تنظیم شده است که گویی تمام مجاهدتهای بیست و سه ساله رسالت، در گروی ابلاغ همین یک پیام است. این فرمول قرآنی نشان میدهد که پیام غدیر، متمم و کاملکننده بدنه دین است، نه ملحقات تفننی آن. بلافاصله پس از اجرای این فرمان و معرفی امیرالمؤمنین علی (ع) به عنوان ولی امر، با نزول آیه اکمال، مهر تأییدی بر به تکامل رسیدن شریعت و رضایت حقتعالی از تثبیت ساختار امامت زده میشود.
این پیوند دوطرفه میان غدیر و متن قرآن، ماهیت کلامی این رویداد را از سطح یک توصیه اخلاقی به سطح یک اصل رکنی و اعتقادی ارتقا میدهد. از سوی دیگر، غدیر از نادرترین وقایعی است که در تاریخ اسلام از منظر سندیت در بالاترین سطح امنیت نقل یا همان تواتر قرار دارد. صدها راوی از صحابه و تابعین با گرایشهای فکری و مذهبی گوناگون، جزییات این واقعه را ثبت کردهاند.
این حجم از پوشش رسانهای در صدر اسلام نشان میدهد که جامعه مطلع آن روز، این رخداد را به عنوان یک تصمیم کلان حاکمیتی و تعیین تکلیف برای آینده امت تلقی کرده است، نه یک ابراز محبت شخصی به داماد و پسردایی پیامبر. مضاف بر این، خطبه ایراد شده در غدیر خم، در واقع مفصلترین سند فقه سیاسی اسلام است. در این خطبه، اصول پایهای نظیر لزوم تشکیل حکومت، صیانت از مصلحت عامه برای حفظ کیان اسلام، و اصل تعاون و مشارکت سیاسی مطرح شده است و پیامبر در این خطابه، چیدمان نظام سیاسی پس از خود را ترسیم میکند؛ بنابر این، واقعه غدیر بیش از آنکه جنبه مناسکی داشته باشد، جنبه حقوقی، حاکمیتی و معرفتی دارد.
علیرغم این بار سنگین معرفتی و حاکمیتی، در اتمسفر فرهنگی و رسانهای معاصر با چالشی به نام «مناسکگرایی منهای معرفت» مواجه هستیم. تبلور عینی این چالش، رواج اصطلاحاتی چون «عید سادات» یا «مهمانی سادات» است. این نامگذاریها و جهتگیریهای رفتاری، اگرچه ممکن است در نگاه نخست بیضرر یا حتی نوعی تکریم به نظر برسند، اما از منظر تحلیل گفتمان مذهبی، پیامدهای تخریبی عمیقی به همراه دارند که نخستین آنها قومیتگرایی و انحصار در یک دایره ژنتیکی خاص است.
بزرگترین آسیب تبدیل غدیر به جشن سادات، محدود کردن یک پیام جهانی و فراجغرافیایی به یک گروه نسبی و ژنتیکی مشخص است. غدیر آمده بود تا مدل رهبری مبتنی بر عدالت، علم و تقوا را جایگزین نظامهای قبیلهای جاهلیت کند.
آسیب دیگر نیز مسخ جوهره سیاسی و حاکمیتی رویداد است؛ تأکید افراطی بر ابعاد عاطفی و صلهرحم مذهبی در روز غدیر، وجه حاکمیتی و استکبارستیزی آن را به حاشیه میبرد. غدیر، مانفیست نفی طاغوت و استقرار شایستهترین فرد بر مسند هدایت جامعه است و تقلیل آن به یک ضیافت خانوادگی یا توزیع هدایای نمادین میان سادات، دست های قدرت تحولآفرین این ایدئولوژی را میچیند و آن را به یک پدیده بیخطر، خنثی و صرفاً نوستالژیک تبدیل میکند که هیچ چالشی برای ساختارهای ظالمانه جهان امروز ایجاد نمیکند.
خطای استراتژیک در مواجهه با این آسیب، حذف یا تضعیف جشنهای مردمی نیست؛ بلکه کارشناسان بر این باورند که فرم و قالب جشنها باید در خدمت محتوای تبیینی قرار گیرد و ما نیازمند یک تغییر الگوواره از مناسک صرف به مناسک معرفتبنیان هستیم. در مسیر بازمهندسی جشنهای غدیر، نخستین اصل گذار از احساس به عقلانیت است؛ آذینبندی، اطعام و شادیهای عمومی بسترهای بسیار ارزشمندی برای جذب قلوب هستند، اما این اقدامات باید به عنوان مدخل و دروازه ورود به معرفت غدیر عمل کنند، نه اینکه خود به عنوان هدف نهایی تلقی شوند، به طوری که هر ایستگاه صلواتی یا موکب غدیر، به یک کانون تبیین اندیشه ولایت تبدیل شود.
اصل دوم، تغییر زاویه دید رسانهای است؛ رسانههای جمعی و نهادهای فرهنگی باید از بازتولید کلیدواژههای تقلیلگرایانه خودداری کنند و تمرکز آنها باید بر روی مفاهیمی چون عدالت علوی، حقوق شهروندی در نهجالبلاغه، و مدل حکمرانی غدیر معطوف شود، نه صرفاً پوشش تصویری کلیشهای از دیدوبازدیدهای محدود. در نهایت، اصل سوم به جهانیسازی پیام غدیر اختصاص دارد؛ پیام غدیر بر مدار کرامت انسانی و عدالت اجتماعی میچرخد، مفاهیمی که تشنه و خریدار جهانی دارند و اگر غدیر را از پوسته مذهبی صلب و انحصاری خارج کنیم و هسته سخت معرفتی آن را به زبان روز بینالمللی ترجمه کنیم، این واقعه میتواند به عنوان یک الگوی رهاییبخش برای تمام ملتهای تحت ستم، فراتر از مرزهای مذهبی و جغرافیایی مطرح شود.

