به گزارش خبرگزاری خبرآنلالین به نقل از خانه هنرمندان ایران، پس از نمایش این اثر، نشست نقد و بررسی فیلم با حضور علیرضا رئیسیان (کارگردان سینما)، رضا درستکار (منتقد و مدیر جلسات سینماسلامت) و علیرضا خالقوردی (صاحب اثر) برگزار شد. این فیلم مستند ۷۳ دقیقهای میکوشد از خلال گفتوگو با پزشکان معالج، وکیل و خانواده کیارستمی پاسخی برای این سوال بیابد که «آیا قصوری رخ داده بود!؟»
علیرضا خالقوردی، کارگردان اثر، در مراسم اکران فیلم خود در خانه هنرمندان ضمن ادای احترام به همکاران فقیدش، از چالشهای مسیر تولید این مستند سخن گفت.
خالقوردی با اشاره به وقفه طولانی در روند تولید فیلم گفت: کار ما از سال ۱۴۰۰ کلید خورد، اما مجموعهای از حوادث پیشبینینشده باعث وقفه در روند تدوین و نهایی شدن آن شد. تحولات و اتفاقات داخلی ایران از یک سو و وقوع دو جنگ در منطقه از سوی دیگر، شرایط کار را دشوار کرد.
او در ادامه با یادی از تدوینگر فقید این پروژه گفت: یکی از تلخترین اتفاقات این مسیر، درگذشت مستندساز و تدوینگر فیلم، زندهیاد شهرام میراباقدم بود که جایشان امروز در میان ما بسیار خالی است. این فقدان بزرگ در کنار سایر عوامل، باعث شد فیلم با کمی تأخیر آماده شود؛ اما بسیار خوشحالم که بالاخره زحمات تیم به ثمر نشست و فیلم اولین اکران خود را در خانه هنرمندان تجربه کرد.
خالقوردی ضمن اعلام آمادگی برای پاسخگویی به پرسشهای مخاطبان، به سابقه آشنایی خود با علیرضا رئیسیان اشاره کرد و افزود: ما چندین سال است که افتخار معاشرت و همجواری با ایشان را داریم و از تجربیاتشان بهرهمند شدهایم.
علیرضا رئیسیان، کارگردان سینما که فیلم «سفر» را بر اساس فیلمنامهای از زندهیاد کیارستمی در کارنامه دارد، در این نشست، با اشاره به تصمیم خود برای دوری از محافل عمومی در سالهای اخیر، به دلایل حضورش در این جلسه و ناگفتههایی از روزهای پایانی عمر کیارستمی پرداخت.
رئیسیان با اشاره به تصمیم هشتسالهاش برای عدم حضور در محافل گفت: به پیشنهاد آقای رضا درستکار -که او را آقای «کاردرست» مینامم اینجا حاضر شدم. یادآورِ جملهای از آقای کیارستمی بعد از فیلم «۱۰» افتادم که معتقد بود حرف آدم باید یکی باشد. با این حال، موضوع این مستند و شخصیت هنریِ سوژه آن، دلیل اصلی حضور من است.
او با تأکید بر دشواری ساخت مستند درباره شخصیتهای بزرگ سینمایی گفت: ساخت مستند درباره هنرمندی که خودش فیلمساز بزرگی بوده، بسیار سخت است؛ به ویژه که کارهای ابتدایی او در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سرشار از رئالیسم و واقعگرایی بود و مرز بین مستند و داستانی در آنها بسیار باریک به نظر میرسید. ارتباط من با او نیز فراتر از همکاریهای اداری، یک رابطه عاطفی و مبتنی بر سینما بود.
رئیسیان در بخش دیگری از سخنانش به وقایع تلخ دوران بیماری کیارستمی اشاره کرد و گفت: من در جریان ریزِ تمام تحولات بیمارستانی آن دوران بودم. هنوز برایم سوال است که چرا کیارستمی اصرار داشت درست چند روز مانده به عید، عمل جراحی انجام دهد. در ادبیات ما به «تقدیر» بسیار تأکید شده و شاید ماجرای او مصداق همین باشد. در شرایطی که در ایام عید، یافتن پزشک متخصص در بیمارستانهای ایران دشوار است، آن اتفاق تلخ رخ داد.
او در ادامه به یک جزئیات دردناک از آن روزها اشاره کرد: دکتر میر (پزشک معالج) پیش از آن عمل، تور مسافرتیِ ویتنام را رزرو کرده بود. او نزد کیارستمی آمد و گفت اگر شما بگویید، من به سفر نمیروم. کیارستمی در پاسخ گفته بود. چرا نباید بروی؟ وقتی همه کارها را کردهای، برو. و دکتر میر رفت و آن حوادث پیش آمد.
رئیسیان در پاسخ به چرایی غیبتش در مراسمهای بزرگداشت او نیز گفت: در مراسم تشییع شرکت نکردم؛ چرا که دیدم بسیاری از آدمها تنها برای دیده شدن در عکسها حضور دارند. من آدم گوشهگیری هستم و ظرفیت چنین فضاهایی را ندارم. تنها یکبار به بیمارستان رفتم و تنها یکبار هم بر سر مزارش حاضر شدم.
رضا درستکار، منتقد سینما، در نشست اکران مستند علیرضا خالقوردی، با اشاره به جهانبینی عباس کیارستمی و جایگاه بیبدیل او در فرهنگ و هنر ایران، تأکید کرد که میراث کیارستمی فراتر از مرزها و نسلهاست.
درستکار در این نشست با تمایز قائل شدن میان سینمای تجاری و سینمای هنری گفت: سینمای تجاری، فیلمی است که مخاطب در لحظه از آن لذت میبرد و تمام میشود، اما آثار سینماگرانی مانند کیارستمی، یاران و دوستداران خود را از نسلهای آینده انتخاب میکنند. امروز میبینیم نسلی که شاید آن روزها با نقدهای غیرمنصفانه درباره فیلمهایی مثل «طعم گیلاس» مواجه بود، اکنون چقدر عمیق به این هنرمند عشق میورزد.
او با ذکر خاطرهای از سفر به هند و دیدار با دالاییلاما افزود: وقتی در یک دانشگاه غیرسینمایی در هند، نام ایران با سینمای کیارستمی پیوند خورد و جمعیت برای احترام به سینمای ایران ایستادند، متوجه شدم که کیارستمی چه جایگاه رفیعی برای ما ساخته است. در ترازوی تاریخ، دستاوردهای کیارستمی برای سینمای ایران قابل اندازهگیری نیست؛ او راه را برای دیگران باز کرد و به ما اعتبار بخشید.
درستکار ضمن تقدیر از تلاش علیرضا خالقوردی برای ساخت این مستند، با اشاره به فضای دوقطبی حاکم بر تحلیلها درباره مرگ کیارستمی گفت: ساختن این فیلم در فضای کنونی، بههیچوجه کار سادهای نیست. در کشوری زندگی میکنیم که ساختنِ چنین اثری، جرات میخواهد؛ چرا که از یک سو با جریانی مواجه میشوید که از ابتدا معتقد به خطای پزشکی بوده و از سوی دیگر با گروهی که اصرار بر مرگ طبیعی دارند. در این وضعیتِ پرفشار، جمع کردنِ اسناد و روایتها و به ثمر رساندنِ این فیلم، کار بسیار دشواری است.
علیرضا خالقوردی، کارگردان این مستند، در پاسخ به پرسشهای رضا درستکار درباره چالشهای تولید این اثر و فرآیند مجاب کردن چهرههای کلیدی برای حضور مقابل دوربین، از پروسهای دشوار و طولانی سخن گفت.
خالقوردی درباره دشواریهای دسترسی به دکتر احمد میر (پزشک معالج کیارستمی) گفت: در مقطعی اخباری منتشر شد که آقای رئیسیان قصد ساخت مستندی درباره این اتفاق را دارند، اما با گفتگوهایی که داشتم متوجه شدم این پروژه به نتیجه نرسید. پس از آن، پیگیریهای من برای مصاحبه با دکتر میر آغاز شد. ایشان بهشدت مخالف بود و این پروسه رفتوآمد و تماسها نزدیک به سه سال طول کشید.
او در ادامه افزود: نگرانیهای دکتر میر تا حدی قابلدرک بود؛ او میگفت من از خانوادهای هستم که بنیانگذاران علم جراحی در ایران بودهاند و نمیخواهم این مستند برایم دردسر یا سوءتفاهم ایجاد کند. اما در نهایت، پس از فروکش کردن بخشی از آن التهابات اولیه جامعه، موافقت کرد جلوی دوربین بیاید. البته تأکید داشتم که مسئولیت محتوای گفتههای ایشان بر عهده خودشان است و من صرفاً ثبت و ضبط این روایت را بر عهده داشتم.
کارگردان مستند با اشاره به زمانبندی پروژه ادامه داد: مجاب کردن دکتر میر به تنهایی سه سال زمان برد، اما حضور سایر شخصیتها مانند دکتر ناصری و دیگران به راحتی انجام شد. در کنار این موضوع، جنگهای منطقهای و فوت تلخ تدوینگر فیلم، آقای میراباقدم باعث شد که مجموع فرآیندِ شروع تا پایان این کار نزدیک به پنج سال زمان ببرد.
خالقوردی درباره زاویه نگاه فیلم به ماجرای درگذشت کیارستمی گفت: معمولاً مستندهای شخصیتمحور از زوایای مختلف به سوژه میپردازند، اما در این اثر، من تمرکزم را بر گفتگو با پزشکان گذاشتم. نکته جالب و شاید عجیب فیلم این است که گویی همه متهمان این پرونده از وزیر وقت گرفته تا سطوح پایینتر در این فیلم حضور دارند و هرکدام از منظر خود به واقعه نگریستهاند.
علیرضا خالقوردی در ادامه توضیحات خود به نقش بهمن کیارستمی، فرزند عباس کیارستمی، در روند تولید این مستند پرداخت و از همکاری بیدریغ او علیرغم تمایلش به سکوت خبر داد.
خالقوردی درباره مواجهه با بهمن کیارستمی گفت: وقتی با بهمن کیارستمی صحبت کردم، او صراحتاً اعلام کرد که ترجیح میدهد جلوی دوربین درباره این موضوع صحبت نکند؛ چرا که بازخوانیِ آن خاطرات برایش تداعیکننده روزهای تلخ و سخت درگذشت پدرش بود. او معتقد بود هرآنچه قرار بوده بگوید، در مستندات و آرشیوها وجود دارد. با این حال، از هیچ کمکی دریغ نکرد. بهمن کیارستمی با وجود عدم تمایل به مصاحبه تصویری، تمامیِ متریالهای موجود اعم از عکسها، فایلهای صوتی، مصاحبههای پیشین و فیلمها را خالصانه در اختیار من قرار داد.
او معتقد بود حرفهایش در همین آرشیوها نهفته است و به این ترتیب، مسیر ساخت فیلم با دسترسی به این منابعِ ارزشمند هموار شد.
علیرضا رئیسیان در بخش دیگری از تحلیل خود درباره پرونده پزشکی عباس کیارستمی، بر این باور است که نمیتوان تنها یک عامل را مسبب آن ضایعه دانست، بلکه مجموعهای از اتفاقات نادر دست به دست هم دادند.رئیسیان با اشاره به پیچیدگیهای این پرونده گفت: بیشک قصور پزشکی رخ داده است، اما این قصور با بدشانسی و نوعی تقدیر ناخواسته ترکیب شد. همانطور که آن پزشک فرانسوی در فیلم اشاره میکند، وقوع چنین زنجیرهای از حوادث شاید یک در میلیون باشد. اینها اتفاقات بسیار عجیبی بود که همزمان به وقوع پیوست.
او در ادامه به ویژگیهای فردی کیارستمی اشاره کرد و افزود: جناب کیارستمی با وجود صبوری، درونی بسیار بیقرار داشت. با تماشای فیلمها و عکسهای آن دوران، میتوان این بیقراری را حس کرد. او از نظر جسمی بسیار قوی بود؛ به یاد دارم که گاهی برای یافتن یک لوکیشن، ۱۷ ساعت مداوم با پاترول شخصیاش رانندگی میکرد. تحمل چنین وضعیتی برای چنان آدم پرتحرکی، خود بخشی از سختی ماجرا بود.
رئیسیان با نقد ادعای پزشک معالج در مستند گفت: در فیلم میبینیم که دکتر میر میزان قصور را ۱۰ درصد عنوان میکند، اما پذیرش این عدد واقعاً سخت است. روایتهای دیگر، ابعاد متفاوتی را بیان میکنند. با این حال، معتقدم درباره آدمهای بزرگ، همواره چنین ضرورت و مطالبهای وجود دارد که ابعاد پنهان زندگی و مرگشان پیگیری و ثبت شود؛ اتفاقی که در تمام دنیا برای چهرههای ماندگار رخ میدهد.
243

