به گزارش خبرگزاری تسنیم از گرگان، بیش از 20 روز از تحمیل جنگ از سوی دشمن تروریست آمریکایی و صهیونی به کشور و مردم ایران میگذرد؛ دشمنی که تصور میکرد سه تا چهار روز جمهوری اسلامی و مردمش را به زانو در میآورد، حالا در باتلاقی گیر کرده که هرچه دست و پا میزند بیشتر در آن فرو میرود.
آنچه امروز در عرصه نبرد رقم میخورد، نه یک درگیری نظامی صرف، بلکه تقابل پیچیدهای است در ابعاد گوناگون سیاسی، اقتصادی، روانی و شناختی. از یک سو، میدان نبرد با قدرت و صلابت رزمندگان اسلام در کنترل کامل است و از سوی دیگر، جبهه دشمن با شکست در دستیابی به اهداف اولیه خود، به عملیاتهای روانی، تهدید زیرساختها و روایتپردازیهای دروغین روی آورده است.
اما این میدان تازه برای ملتی که تاریخ پرفراز و نشیبش مملو از مقاومتهای بینظیر است، غافلگیرکننده نیست. ایران با پنجهزار و پانصد سال تمدن و هویتی ریشهدار، طی 250 سال گذشته نزدیک به یک میلیون کیلومتر مربع از خاک خود را از دست داده اما تجربه هشت سال دفاع مقدس نشان داد که این ملت با اتکا به ایمان و اعتقاد و پشتوانه قوی مردمی حتی یک وجب از خاک خود را به دشمن نبخشیده و در برابر تمامی معادلات قدرت جهانی، ایستادگی کرده است.
در چنین شرایطی، فهم دقیق از ماهیت جنگ ترکیبی امروز، وظیفهای خطیر بر دوش نخبگان، تحلیلگران و رسانههاست. جنگی که در آن دشمن با بهرهگیری از عملیاتهای شناختی، تلاش میکند میان مردم و هویت تاریخیشان فاصله بیندازد، دلها را از امید خالی کند و جای شهید و جلاد را عوض کند. گفتوگوی پیشرو با ولیالله شهابی، استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه با هدف روشنسازی این ابعاد و ارائه تحلیلی از وضعیت کنونی، در قالب پرسش و پاسخ تدوین شده است تا از منظر تاریخ، سیاست، اقتصاد و معادلات منطقهای، تصویری واقعی از صحنه نبرد و آینده پیشِ رو ترسیم کند.
تسنیم: با توجه به پیشینه تاریخی ایران، نقش این سرزمین در معادلات جنگ و صلح در طول اعصار چگونه ارزیابی میشود؟
شهابی: تاریخ تمدن ایران در طول 5500 سال، شاهد بیش از 15 هزار جنگ در سطح جهان بوده است. آماری که نشان میدهد به طور میانگین در هر سال، سه جنگ در نقاط مختلف جهان رخ داده و در مجموع تنها 286 سال، جهان بدون جنگ را تجربه کرده است. ایران به عنوان یکی از کهنترین تمدنهای بشری، سهمی بزرگ از این نبردها را در تاریخ خود داشته و طی 250 سال گذشته، نزدیک به یک میلیون کیلومتر مربع از سرزمین خود را از دست داده است. این پیشینه نشاندهنده جایگاه ویژه ایران در تحولات ژئوپلیتیک جهان و نقش آن به عنوان یکی از بازیگران اصلی معادلات قدرت در طول تاریخ است.
اما تجربه ملت ایران در پس از انقلاب اسلامی و به ویژه در هشت سال دفاع مقدس، نشان داد که این مردم حتی یک وجب از خاک خود را به دشمن نمیبخشند. مقاومت بینظیر در برابر استکبار جهانی و تمامی دشمنان، ثابت کرد که ملت ایران با اتکا به هویت و باورهای خود، همواره در عرصههای سرنوشتساز تاریخ، حماسههای ماندگاری آفریده است. این تجربه تاریخی، امروز نیز چراغ راهی برای مواجهه با تهدیدات جدید محسوب میشود.
تسنیم: جنگ در عصر حاضر چه تفاوتهایی با میدانهای نبرد سنتی دارد و دشمن از چه ابزارهایی بهره میبرد؟
شهابی: جنگ امروز با گذشته تفاوت بنیادین دارد. دیگر میدان نبرد صرفاً یک کارزار نظامی نیست، بلکه دارای پیوستی حیاتی به نام جنگ روانی و شناختی است. دشمنان پیش از آغاز هرگونه درگیری نظامی، عملیات شناختی گستردهای را برای یارگیری طراحی میکنند. این یارگیری از میان عوامل نفوذی، گروههای تروریستی، منافقین، منحرفین از انقلاب و افرادی صورت میگیرد که در جبهه خاکستری میان حق و باطل سرگردانند. افرادی که گاه از تاریخ، هویت و تمدن دیرین ایرانی غافلند، به راحتی تحت تأثیر رسانههای بیگانه قرار میگیرند و در خدمت اهداف دشمن قرار میگیرند.
در حین جنگ نیز، هدف اصلی دشمن از جنگ شناختی، خالی کردن دلها از امید، جابجایی جای شهید و جلاد، خرید فرصت در شرایط بحران و همراهسازی میدانی است. دشمن تلاش میکند تا مردم متزلزل و اهل تردید را در جبهه خود نگه دارد و فضای روانی جامعه را به نفع خود تغییر دهد. اما تجربه نشان داده است که مردم آگاه ایران، این بازی را به خوبی میشناسند و با هوشیاری در برابر این عملیاتهای روانی ایستادگی میکنند.
تسنیم: نمونههای عینی جنگ شناختی را در تحولات اخیر چگونه میتوان تحلیل کرد؟
شهابی: نمونه بارز جنگ شناختی امروز، نقشآفرینی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا است. او روزانه چندین توییت متناقض منتشر میکند که حتی خود آمریکاییها نیز اذعان دارند تنها سه درصد از سخنان او واقعیت دارد. این در حالی است که او به عنوان یک شخصیت حقوقی، با دروغپردازی سیستماتیک، مدیریت افکار عمومی را بر عهده گرفته است. از جمله اقدامات او در حین جنگ، تلاش برای مدیریت بازار نفت از طریق توییتهای دروغین درباره اسکورت نفتکشها یا تهدید به حمله به زیرساختهای انرژی ایران است تا بدین وسیله قیمت نفت را دستکاری کند.
در واقعه پنجشنبه خونین 18 دی نیز، تروریستها با همراه کردن برخی از همین افراد فریبخورده، به بهانه اعتراض، صحنه اغتشاش را رقم زدند و فجایعی آفریدند که به شهادت شماری از مردم مظلوم انجامید. این واقعه نشان داد که جنگ شناختی پیش از هرگونه تحرک نظامی، با هدف آمادهسازی زمینههای اجتماعی و روانی برای اقدامات بعدی طراحی و اجرا میشود.
تسنیم: موضع مجامع بینالمللی در قبال تحولات اخیر را چگونه ارزیابی میکنید؟
شهابی: متأسفانه شاهدیم که بسیاری از سران کشورها در برابر وضعیت فعلی سکوت میکنند. مجامع بینالمللی، شورای امنیت و سازمان ملل در موضعی انفعالی قرار گرفتهاند. گویی نظم نوین پس از جنگ جهانی دوم، تنها برای استکبار طراحی شده و دیگران باید مطیع باشند. این انفعال را میتوان در تاریخ معاصر نیز مشاهده کرد. در هشت سال دفاع مقدس، شورای امنیت تنها ده تا یازده بیانیه درباره جنگ صادر کرد، در حالی که برای جنگ چندماهه عراق و کویت، یازده بیانیه محکومیت علیه عراق صادر شد.
اکنون نیز با گذشت چند روز از جنگ، هنوز هیچ بیانیهای علیه متجاوز صادر نشده و ایران به خویشتنداری دعوت میشود. این رویکرد دوگانه نشان میدهد که ساختارهای بینالمللی موجود، نه تنها قادر به ایجاد عدالت و امنیت پایدار نیستند، بلکه خود بخشی از معادلات قدرت محور استکبار محسوب میشوند. این واقعیت تلخ، ضرورت شکلگیری نظم جدید منطقهای و جهانی را بیش از پیش آشکار میسازد.
تسنیم: تهدیدات علیه زیرساختهای ایران از چه منظری قابل ارزیابی است و چرا این تهدیدها عملیاتی نمیشوند؟
شهابی: تهدید به حمله به زیرساختهای انرژی و نیروگاهی ایران از چند جهت غیرممکن و بینتیجه است. اولاً ایران در مقام دفاع، حق جبران خسارت دارد و هرگونه آسیب، متجاوز را ملزم به جبران خواهد کرد. ثانیاً زیرساختهای ایران با اتکا به دانشمندان داخلی و بدون وابستگی به خارج طراحی و اجرا شدهاند. این در حالی است که کشورهای عربی منطقه، زیرساختهای خود را با نیروها و کارشناسان خارجی مدیریت میکنند و در صورت بروز آسیب، وابستگی شدیدی به کشورهای غربی خواهند داشت.
ثالثاً ایران توان جبران سریع خسارتها را با استفاده از ظرفیتهای داخلی و نیروی انسانی متخصص خود دارد، در حالی که جبران خسارت برای دشمنان و کشورهای منطقه هزینههای سنگین و مضاعفی به همراه خواهد داشت. از سوی دیگر، ایران در تنگه هرمز دست برتر را دارد و هرگونه تهدید زیرساختی، پاسخ گستردهای را در پی خواهد داشت که میتواند منافع و منابع آمریکا و متحدانش را در منطقه نابود کند. این محاسبات راهبردی، عملاً گزینه حمله به زیرساختهای ایران را از فهرست گزینههای عملیاتی دشمن خارج کرده است.
تسنیم: پیامدهای اقتصادی و راهبردی جنگ جاری در منطقه را چگونه میتوان تحلیل کرد؟
شهابی: جنگ کمتر از یک ماهه اخیر، پیامدهایی بلندمدت در حوزه انرژی، قیمت نفت و اقتصاد جهانی خواهد داشت. مدیریت هوشمند تنگه هرمز و احتمال بسته شدن بابالمندب توسط جبهه مقاومت در یمن، میتواند اقتصاد جهان را با چالشهای جدی مواجه کند. این دو آبراه حیاتی، گذرگاه اصلی انرژی جهان محسوب میشوند و هرگونه اختلال در آنها، زنجیره تأمین انرژی جهانی را با بحران مواجه خواهد کرد.
از سوی دیگر، دشمنان تاکنون بخش قابل توجهی از تجهیزات نظامی خود از جمله هواپیماها و سامانههای دفاعی را از دست دادهاند و بازسازی این امکانات هزینههای مضاعفی را بر آنها تحمیل خواهد کرد. کشورهای منطقه نیز برای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده خود، ناگزیر به صرف هزینههای سنگین خواهند بود. این در حالی است که ایران با اتکا به توان داخلی، کمترین آسیب را از این ناحیه متحمل میشود و حتی میتواند از فرصتهای ایجادشده برای تقویت جایگاه راهبردی خود بهرهبرداری کند.
تسنیم: چرا روی آوردن دشمن به تهدید زیرساختها، نشانه شکست او تلقی میشود؟
شهابی: دشمنان در ابتدا تصور میکردند طی سه یا چهار روز میتوانند کار ایران را تمام کنند و تغییر رژیم را رقم بزنند. این همان توهمی بود که صدام نیز در آغاز جنگ تحمیلی داشت. اما زمانی که با شکست در میدان نبرد و عقبنشینی مواجه شدند، به تهدید زیرساختها روی آوردند. این تغییر تاکتیک، نشانه آشکار شکست آنها در جبهه نظامی است. تهدید به هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی، نه تنها از نظر حقوق بینالملل جنایت جنگی محسوب میشود، بلکه بیانگر ناتوانی دشمن در رویارویی مستقیم با قدرت نظامی ایران است.
این رویگردانی از میدان نبرد به تهدید زیرساختها، نشان میدهد که دشمن گزینههای نظامی خود را به پایان رسانده و اکنون در پی انتقامجویی از ملتی است که حضوری درخشان در این عرصه تاریخی داشته است. هرچه تهدیدها بیشتر میشود، انفعال دشمن آشکارتر و حضور مردم در صحنه پررنگتر خواهد شد. این همان معادلهای است که در هشت سال دفاع مقدس نیز بارها به اثبات رسید.
تسنیم: نقش فرهنگ عاشورایی و هویت ملی در تقویت روحیه مقاومت را چگونه ارزیابی میکنید؟
شهابی: امروز نسلی در ایران رشد یافته که فرهنگ خود را با نام امام حسین (ع) و سردار سلیمانی پیوند زده است. نسلی که از کودکی با فرهنگ ایثار و شهادت آشنا شده و میداند که ایستادگی در برابر ظلم، وظیفه هر انسان آزادهای است. این نسل، نه تنها از تهدیدها نمیهراسد، بلکه خانههای ویران شده را دوباره میسازد و با تکیه بر دانشمندان جوان و با همتی مضاعف، دشمن را ناامید میکند.
اتصال این فرهنگ دیرین به هویت ملی و تاریخی ایران، ترکیبی بینظیر از مقاومت را شکل داده است. ایران پس از 47 سال تحریم، با اتکا به همین فرهنگ و باور، توانسته است معنای واقعی استقلال را به جهان نشان دهد. کشورهای عربی منطقه که سالها نفت خود را فروخته و به آمریکا وابسته شدهاند، اکنون میبینند که کشوری تحریمزده، در دفاع از خود ذرهای کوتاه نمیآید. این همان میراث عاشوراست که هر روز با خون شهدای تازه، تمدید و تقویت میشود.
تسنیم: چشمانداز آینده منطقه و جایگاه ایران در نظم جدید چیست؟
شهابی: آنچه امروز در حال رخ دادن است، فرصتی تاریخی برای نمایش معنا و مفهوم واقعی استقلال به جهان است. ایران اسلامی با این پیروزی، نه تنها نظم منطقهای را متحول خواهد کرد، بلکه میتواند زمینهساز شکلگیری منشور حقوق بشر به معنای واقعی آن باشد. نظمی که در آن حقوق ملتها بر اساس عدالت و کرامت انسانی تعریف میشود، نه بر اساس منافع قدرتهای بزرگ.
تجربه چهار دهه اخیر نشان داده است که هرگاه ملت ایران با تکیه بر باورها و هویت خود در میدان حضور یافته، دشمنان را ناامید کرده است. این جنگ نیز از این قاعده مستثنا نخواهد بود. آینده منطقه، آیندهای است که در آن محور مقاومت با قدرت بیشتری به مسیر خود ادامه میدهد و کشورهای منطقه به تدریج وابستگی خود به قدرتهای فرامنطقهای را کاهش میدهند. ایران با تکیه بر دانش بومی، موقعیت ژئوپلیتیک بیبدیل و پشتوانه مردمی، یکی از معماران اصلی این نظم جدید خواهد بود.
تسنیم: سخن شما درباره وظیفه نخبگان و رسانهها در شرایط کنونی چیست؟
شهابی: در شرایط پیچیده جنگ ترکیبی امروز، رسانهها و نخبگان مسئولیتی خطیر بر عهده دارند. وظیفه اصلی، آگاهیبخشی دقیق و مستند به جامعه و روشنسازی ابعاد مختلف جنگ شناختی است. باید به مردم فهماند که دشمن با چه ابزارهایی و با چه اهدافی وارد میدان شده و چگونه تلاش میکند میان ملت و حاکمیت، میان تاریخ و هویت، فاصله ایجاد کند.
نخبگان علمی، فرهنگی و رسانهای باید با تولید محتوای عمیق و مستند، به مصاف جنگ روایتها بروند و تصویر درستی از واقعیتهای میدان و پشت صحنه تحولات ارائه دهند. امید است با همت و ایستادگی ملت بزرگ ایران، این جنگ هرچه زودتر با پیروزی رزمندگان اسلام به پایان برسد و دشمنان بار دیگر طعم شکست را تجربه کنند. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به وحدت، هوشیاری و حضور آگاهانه همه آحاد جامعه نیاز دارد.
انتهای پیام/

