به گزارش خبرنگار تسنیم از زنجان، همزمان با فرارسیدن چهلم رهبر شهید، ناصر دوستی شاعر زنجانی تازهترین سروده خود با عنوان «چهل روز» را منتشر کرد؛ شعری آیینی و حماسی که در آن با بهرهگیری از مضامین عاشورایی، مفاهیم مقاومت، سوگ و تداوم راه شهیدان روایت شده است.
رقتی و قُرعه بر این شور مُجسّم اُفتاد
بر لب من گُذرِ روضه و هم دَم اُفتاد
باز چون ابر بهاری شدم و باریدم
باز از چشم ترم اشک دمادم اُفتاد
جگرم سوخت و بر زخم عمیق جگرم
اشک جاری شده در قالب مرهم اُفتاد
زبر لب نام تو را زمزمه کردم هرشب
که به چشمم گُذر چشمه زمزم اُفتاد
آه از داغ عظیمت کمر کوه شکست!
روی ابروی اَبَرمردِ وطن خم اُفتاد
و چهل روز عزای تو چهل سال گذشت!
از غم تو ز نفس کوه وطن هم اُفتاد
مرد میدان، دمِ معراج تو معنا شد و بعد
تن خاکیّ تو در خطّ مُقدّم اُفتاد
هیچ عهدی سر از آن مُشت گره کرده نبود
دم زد از «لاتَهِنوا» عهد تو مُحکم اُفتاد
باز تقویم دلم رَخت عزا بر تن کرد
که دلم در رمضان یاد مُحرّم اُفتاد
تنم از داغ تو لرزید و ترک خورد دلم
داغ جانسوزتر از آنچه که در بَم اُفتاد
داغ تو با دلم ای یار سفر کرده چه کرد!
قرعه قسمت من بعد تو بر غم اُفتاد
«وَ اذا زُلزلت الارض» حرم هم لرزید
لرزه بر جان حُسینیّه اعظم اُفتاد
بستی اِحرام در این خانه دلت مُحرِم شد
در حریم حرمش نام تو مَحرَم اُفتاد
سوگ عُظمای تو را خواند حماسه نه عزا!
گُذر هرکه بر این حلقه ماتم اُفتاد
برگ در برگ «چهل برگ» غزل بارانیست
روی هر برگه این تذکره شبنم اُفتاد
«چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی»
فرصتِ از تو سرودن که به دستم اُفتاد
«چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی»
که به دست پسرت بعد تو پرچم اُفتاد
«مُحتشم» را چه سراسیمه به بیتت آورد
باز این شور عظیمی که در عالم اُفتاد
ُمنتقم میرسد از راه که خونخواهی ها
همه بر عُهده آن حضرت قائم(عج) اُفتاد
ناصر دوستی| فروردین 1405
انتهای پیام/

