به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در رمان حماسی «دن آرام» میخائیل شولوخوف، که یکی از برجستهترین آثار رئالیستی درباره جنگ و انقلاب شمرده میشود، نمایی واقعگرایانه از زن در خشونت ساختاری جنگ در جهان غرب و شرق ترسیم شده است. «فرانیا» – زنی که در کنار قزاقهای روسی در نقش منشی خدمت میکند – به تلخترین شکل توسط فرماندهان و سربازان هم جبهه خود، مورد اذیت گروهی قرار میگیرد.
در این فضا، گویی «دوری از همسر» به مجوزی برای هر بیاخلاقی مبدل میشود. تاریخ نیز نشان داده که خشونت جنسی در منازعات بشری، حتی از مرزهای دین نیز عبور کرده است؛ نمونه بارز آن پدیده شوم «جهاد نکاح» در گروههای تکفیری مانند داعش است که با پوششی دینی، به ابزاری برای سواستفاده از زنان همکیش بدل گشت.
برخلاف غرب، در ایران سرزمینی با تمدن و فرهنگی متعالی روایت جنگ و زن، وادیای دیگر میپیماید. کتاب «تاریخ هخامنشی» اثر آر. تی. اومستد، رفتار جوانمردانه کوروش بزرگ را با زنان پادشاهان مغلوب را به تصویر میکشد؛ رویهای که در تاریخ جهانباستان کمنظیر است، اما شگفتانگیزتر آنکه در هشت سال دفاع مقدس ایران در برابر رژیم بعث، نه تنها یک مورد بی اخلاقی مردان ایرانی در قبال زنان ثبت و شنیده نشده است؛ بلکه چه بسیار رزمندگانی که جان خود را تنها برای نجات زنی از اسارت دشمن فدا کردند. آنها نه تنها این ارزش و احترام را برای زنان هم وطن خود قائل هستند بلکه موشکهای خود را در جنگ اخیر، با نوشته هایی مانند «به یاد قربانیان جزیره اپستین» به سمت دشمن پرتاب میکنند.
نماد بارز این تفاوتِ بنیادین میان فرهنگ ایرانی و سایر فرهنگها در مقوله زن و جنگ، «پدیده موشک صورتی» در جنگ اخیر ایران است. دختر بچهای از فرمانده جنگ میخواهد موشکی صورتی بهسمت دشمن پرتاب شود. این درخواست نه تنها نادیده گرفته نمیشود، بلکه به سرعت عملی میگردد.
این واقعه کوتاه، در تحلیل جامعهشناختی لایههای عمیقی دارد: توجه نهاد قدرت نظامی به عاملیت یک دختربچه، انتخاب رنگ صورتی بهمثابه نماد جنسیت زنانه، تولید سرمایه نمادین از دل تکنولوژی موشک و درهمتنیدگی خشنترین سویه جنگ با ظریفترین نماد زنانه. اینجا ساختار قدرت نظامی نه با حذف، که با تأکید بر عنصر زنانه، مشروعیت فرهنگی خود را بازتولید میکند.
این حساسیت فرهنگی نسبت به زن، به میدان نبرد محدود نمیشود. حضور گسترده و تأثیرگذار زنان در خیابان ها حدود هفتاد شب متوالی برای حفاظت از امنیت محلهها، سوپرمارکتها و بانکها در برابر مزدوران داخلی دشمن بازتابی از همان پایههای عمیق تاریخی است. در بسیاری از این تجمعات، تعداد زنان از مردان فراتر بود؛ زنانی با هر نگرش و ظاهری در زیر سایه پرچم ایران و اسلام از وطن پاسبانی می کنند. اینها گواه آن است که در فرهنگ و تاریخ ایران، زن نه ابزار، که خود ستون و پایه فرهنگ و قدرت بوده است.
جایگاه بالای زن در ایران و تفاوت آن با دیگر جوامع اسلامی، بیگمان در نظام تشیع و نگاه فقیهان آن بهویژه در رأس آن امام خمینی(ره) و رهبر شهید و معظم انقلاب؛ آیت الله سید علی خامنهای ریشه دارد. در نظام شیعی که تمام ارکان و رهبران آن، در برابر بانویی عظیم الشأن تعظیم می کنند. این دو رهبر بزرگ انقلاب اسلامی، با الگو قراردادن حضرت زهرا (سلامالله علیها)، نه تنها برای زن پایگاه اجتماعی والایی تعریف کردند، بلکه کنشگری همهجانبه او را در علم، سیاست، هنر و حتی فرماندهی جنگ ممکن ساختند.
امام خمینی نامه تاریخی خود را به دست سه نماینده به گورباچف میفرستد که یکی از آنان «مرضیه حدیدچی» زنی مبارز در تاریخ انقلاب اسلامی است. امام خمینی از اینکه زنی لایق و آزموده را به فرماندهی مردان نظامی قرار دهد، ابایی ندارد. حضور زن در فرماندهی نیروهای نظامی و سایر عرصه های قدرت نگاه ابزاری و دست پایین به زن را برهم می زند.
در سیره و کلام رهبر شهید انقلاب آیت الله سید علی خامنه ای نیز این منزلتبخشی تداوم می یابد؛ ایشان همواره با زنان مخالف ارزشهای اسلامی مانند حجاب، با محبت و لطف رفتار کردند و نقش زن را در پایداری نظام جمهوری اسلامی فراتر از نقش مردان دانستهاند.
حاصل این نگاه متفاوت، دستیابی زنان ایران به بالاترین سطوح حضور اجتماعی و کسب افتخارات علمی و هنری است؛ چنانکه در بسیاری از عرصهها گوی سبقت را از مردان ربودهاند. تاریخ جهان باید ثبت کند و رماننویسان بنویسند از جنگی که در آن زن نه قربانی، که بر بلندای تکنولوژی خشن نظامی جای میگیرد و فرمان میدهد. گویی جنگ با پلیدترین انسانهای روی زمین و آفرینندگان جزیرههای اپستین ، نوعی لبیک به قلب پراحساس زنان عفیف این سرزمین است.
یادداشت از: منصوره اولیایی، استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع)
انتهای پیام/

