مظاهر گودرزی: خیلی تازه نیست، اما در ادبیات آموزشی کشورمان آنقدری جدید هست که هنوز هم معادل دقیق فارسی ندارد، حتی در واکنشهای رسمی هم همان عبارت انگلیسیاش روخوانی میشود، طوریکه معاون وزیر آموزشوپرورش در واکنشی میگوید: «فعالیت «هوم اسکول»ها هیچگونه پشتوانه قانونی و آموزشی ندارد.» اما بهنظر میرسد پشتوانه قانونی مهم نیست، آهسته آهسته یک سبک آموزشی جدید رواج پیدا کرده و برخی از خانوادهها ترجیح میدهند فرزندشان در خانه آموزش ببیند، بهتعبیر محمدرضا نیکنژاد، کارشناس آموزش: ««هوماسکول» مفهومی است که از ادبیات آموزشی آمریکا وارد ادبیات آموزشی جهان شده و دستکم حدود ۱۰ سال هست که موضوع این نوع مدارس در ادبیات آموزشی ایران مطرح شده است.»
یک روند قدیمی با چهرهای کاملاً مدرن
این پدیده که در ظاهر یک انتخاب فردی برای آموزش کودکان در خانه است، در عمل بخشی از یک تغییر گستردهتر در نگاه به آموزش محسوب میشود؛ تغییری که همزمان با رشد فناوری، آموزش آنلاین و افزایش انتقادها از نظامهای آموزشی رسمی شدت گرفته است. با این وجود اصلاً اتفاق جدیدی نیست، بلکه یک سنت قدیمی است که حالا با چهره مدرن خودنمایی میکند، پیش از شکلگیری نظام آموزش اجباری آموزش کودکان عمدتاً در خانه یا بهصورت شاگردی نزد استادان انجام میشد، با گسترش مدارس عمومی، آموزش رسمی جایگزین این مدل شد. اما از دهههای پایانی قرن بیستم، دوباره موجی از بازگشت به آموزش خانگی شکل گرفت؛ اینبار نه به دلیل نبود مدرسه، بلکه به دلیل نارضایتی از عملکرد آن.
تقریباً شروع این نوع از آموزش به ایالات متحده آمریکا برمیگردد جاییکه در برخی ایالتهایش آموزش در خانه رسمی و قانونی است، بعدتر برخی از کشورها هم از این سنت پیروی کردند، طرفداران آموزش خانگی بر چند مزیت کلیدی تأکید دارند. مهمترین آنها شخصیسازی آموزش است؛ یعنی هر کودک متناسب با سرعت یادگیری، استعدادها و علایق خود آموزش میبیند. انعطاف زمانی و مکانی نیز از دیگر مزایاست. در این مدل، آموزش میتواند در هر زمان و هر محیطی انجام شود. همچنین خانوادهها کنترل مستقیمتری بر محتوای آموزشی دارند و میتوانند سبک تربیتی مورد نظر خود را اعمال کنند.
محمدرضا نیکنژاد: برخی خانوادهها از محتوای آموزشی یا فضای حاکم بر مدارس رضایت ندارند و معتقدند فرزندانشان تحت آموزشهای ایدئولوژیک قرار میگیرند.
مهرداد ناظری، جامعهشناس آموزش درباره ریشه این مدل آموزشی در آمریکا به خبرآنلاین میگوید: «پذیرش آموزش خانگی در بخشی از ایالتهای آمریکا ریشه در اصول لیبرالی و تأکید بر آزادی انتخاب فردی دارد. در این چارچوب، دولتها تا حدی حق خانوادهها برای انتخاب شیوه آموزش فرزندانشان را به رسمیت میشناسند و تلاش میکنند این آزادی را محدود نکنند، هرچند میزان این آزادی و نحوه نظارت بر آن در ایالتهای مختلف متفاوت است.»
او با اشاره به اختلاف میان جامعه مذهبی و آموزشهای سکولار در ایالت متحده بیان میکند: «یکی از دلایل رواج آموزش خانگی در آمریکا، تنوع گسترده فرهنگی و فکری این کشور است. برای نمونه، برخی خانوادههای مذهبی و سنتی به این دلیل فرزندان خود را به مدارس دولتی نمیفرستند که معتقدند فضای آموزشی رسمی بیش از اندازه بر ارزشهای سکولار تأکید دارد و با باورهای آنها همخوانی ندارد.»

هوم اسکول در ایران قانونی نیست، اما وجود دارد
اما حالا سر و کله این مدل از آموزش در ایران هم پیدا شده، البته نه بهشکل رسمی و قانونی بلکه کاملاً غیررسمی، بههمین دلیل رضوان حکیمزاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در نشست خبری خود به رواج آموزش در خانه واکنش نشان داد: «بخشی از استقبال از این مراکز ناشی از ناآگاهی خانوادهها از قوانین آموزشی است. برخی مراکز بدون مجوز رسمی با عنوان هوماسکول دانشآموز جذب میکنند، در حالی که فعالیت آنها فاقد پشتوانه قانونی است. حتی در کشورهایی که آموزش خانگی مجاز است، خانوادهها تحت نظارت مستمر قرار دارند و در صورت رعایت نکردن استانداردهای آموزشی، مجوز آنها لغو میشود.»
او تاکید کرد: «مدارک صادرشده از سوی مراکز غیرمجاز اعتبار رسمی ندارد و ممکن است برای ادامه تحصیل دانشآموزان مشکل ایجاد کند.»
مهرداد ناظری: بخشی از والدین معتقدند آنچه در مدرسه آموزش داده میشود با باورها و سبک زندگی آنها سازگار نیست و نمیخواهند فرزندانشان تحت تأثیر برخی آموزههای ایدئولوژیک قرار بگیرند.
البته راهحلهایی وجود دارد که میشود هم آموزش خانگی داشت و هم مدرک رسمی گرفت، کافیست خانوادهای که خواهان آموزش خانگی فرزندش هست ارتباط مالی با یک مدرسه برقرار کند، دانشآموز در مدرسه ثبت نام میشود اما برای آموزش به مدرسه نمیرود، آموزشهایش را در خانه توسط معلم خصوصی میگیرد یا در یک موسسه دیگر با شخصیسازی شدن آموزش برای چند نفر آموزشهای لازم را دریافت میکند، آخر سال که شد با حضور سر جلسه امتحان در مدرسه هم آزمون میدهد و هم در نهایت مجوز قبولی دریافت میکند. درهمینباره نیکنژاد به خبرآنلاین میگوید: «در ایران، هوماسکول به شکل رسمی به رسمیت شناخته نشده است، اما در عمل سازوکارهایی وجود دارد که امکان اجرای آن را فراهم میکند.
برخی خانوادهها فرزندان خود را در مدارس ثبتنام میکنند، اما دانشآموز در طول سال تحصیلی در کلاسها حضور پیدا نمیکند و آموزش خود را در خانه دریافت میکند. سپس با هماهنگی مدرسه در امتحانات شرکت کرده و نمرات و مدارک لازم را دریافت میکند. در مواردی نیز دانشآموزان از طریق نظام آموزش بزرگسالان یا سازوکارهای مشابه، صرفاً در آزمونها شرکت میکنند. منتقدان این روند معتقدند چنین رویهای نوعی تخلف آموزشی محسوب میشود، زیرا دانشآموز بدون حضور مستمر در مدرسه از مزایای نظام رسمی بهرهمند میشود.»
فرار از آموزش ایدئولوژیک در پناه خانه
همانطورکه قبلتر گفته شد مثلاً در ایالات متحده برخی تفاوتهای فرهنگی و مذهبی سبب میشود والدین از ایده آموزش خانگی برای فرزندانشان استفاده کنند. اما دلایل خانوادههای ایرانی برای استفاده از این سبک از آموزش چیست، آنهم در شرایطی که میدانند این مدل آموزشی در ایران غیرقانونی است و حتی برای بهره بردن از آن مجبور هستند مبالغی را بهحساب برخی ذینفعها واریز کنند.
نیکنژاد در اینباره به خبرآنلاین میگوید: «بخشی از گرایش به مدرسه خانگی نیز ریشههای فرهنگی و ایدئولوژیک دارد. برخی خانوادهها از محتوای آموزشی یا فضای حاکم بر مدارس رضایت ندارند و معتقدند فرزندانشان تحت آموزشهای ایدئولوژیک قرار میگیرند. این گروه ترجیح میدهند کنترل بیشتری بر فرایند تربیتی و آموزشی فرزندان خود داشته باشند و به همین دلیل آنها را از محیط مدرسه خارج میکنند. در برخی موارد حتی مدارس غیردولتی نیز نتوانستهاند پاسخگوی این دغدغهها باشند؛ زیرا برای حفظ مجوزها و رعایت ضوابط رسمی، ناچار به اجرای همان چارچوبهای مورد انتقاد خانوادهها هستند.»
مهرداد ناظری: برخی والدین معتقدند که حفظ امنیت فرزندشان اولویت بیشتری نسبت به حضور او در مدرسه دارد و به همین دلیل ترجیح میدهند فرآیند آموزش در محیط خانه انجام شود.
مهرداد ناظری با توجه به همین ایده به خبرآنلاین میگوید: «نخستین عامل، شکاف و ناهماهنگی میان نهاد خانواده و نظام آموزش و پرورش است. در برخی خانوادهها، بهویژه در طبقات متوسط و متوسط رو به بالا که نسبت به آموزش فرزندان حساسیت بیشتری دارند، ارزشها و نگرشهایی وجود دارد که با محتوای آموزشی مدارس همخوانی ندارد. این موضوع بهخصوص در برخی دروس مرتبط با مباحث دینی و اعتقادی بیشتر دیده میشود. بخشی از والدین معتقدند آنچه در مدرسه آموزش داده میشود با باورها و سبک زندگی آنها سازگار نیست و نمیخواهند فرزندانشان تحت تأثیر برخی آموزههای ایدئولوژیک قرار بگیرند. به همین دلیل به این نتیجه میرسند که آموزش را به خانه منتقل کنند و با استفاده از امکاناتی مانند معلمان خصوصی، آموزشهای آنلاین و سایر منابع آموزشی، نیازهای فرزندان خود را تأمین کنند. از نگاه این خانوادهها، مدرسه دیگر تنها مرجع آموزش نیست و میتوان بسیاری از نیازهای آموزشی را خارج از محیط مدرسه برطرف کرد.»
وقتی حفظ امنیت شیوه اموزش را تغییر میدهد
آنطورکه بهنظر میرسد برخی از طرفداران این مدل آموزش دغدغه امنیتی دارند و نگران حفظ سلامت فرزندانشان هستند، ناظری دراینباره میگوید: «دومین عامل، مسئله امنیت است. در سالهای اخیر و به دنبال برخی اتفاقات اجتماعی، نگرانی درباره امنیت دانشآموزان در میان بخشی از خانوادهها افزایش یافته است. این نگرانی فقط به امنیت جسمی محدود نمیشود، بلکه ابعاد فرهنگی، فکری، ارتباطی و اجتماعی را نیز در بر میگیرد. برخی والدین معتقدند که حفظ امنیت فرزندشان اولویت بیشتری نسبت به حضور او در مدرسه دارد و به همین دلیل ترجیح میدهند فرآیند آموزش در محیط خانه انجام شود. در واقع این خانوادهها تصور میکنند با انتقال آموزش به خانه میتوانند کنترل بیشتری بر محیط رشد و تربیت فرزند خود داشته باشند.»
محمدرضا نیکنژاد: بخشی از جامعه نسبت به ساختار موجود آموزش رسمی انتقادهای جدی دارد و به دنبال مسیرهای متفاوتی برای آموزش و تربیت فرزندان خود است.
نیکنژاد درهمینباره به خبرآنلاین میگوید: «برخی خانوادهها نیز به دلایل تربیتی معتقدند فضای مدارس برای رشد و پرورش فرزندانشان مناسب نیست. آنها نگران تأثیرات محیطی، روابط اجتماعی نامناسب یا آسیبهای احتمالی موجود در مدارس هستند و ترجیح میدهند آموزش فرزندشان در محیطی کنترلشدهتر صورت گیرد.»
دست رد به آموزش رسمی در مدرسه
کارشناسان معتقدند یکی از مهمترین دلایل رو آوردن به آموزش در خانه نا امید شدن از آموزش رسمی برای کودکان است. نیکنژاد با اشاره به همین موضوع به خبرآنلاین میگوید: «افزایش استقبال برخی خانوادهها از این روش نیز نشان میدهد که بخشی از جامعه نسبت به ساختار موجود آموزش رسمی انتقادهای جدی دارد و به دنبال مسیرهای متفاوتی برای آموزش و تربیت فرزندان خود است.»
در همینباره ناظری بیان میکند: «یک دلیل مهم برای چنین آموزشی نوعی نگاه انتقادی به کارکرد نظام آموزشی است که به نظر من از دو عامل قبلی عمیقتر و آیندهنگرانهتر است. طرفداران این دیدگاه معتقدند که مدرسه در شکل کنونی، مهارتها و تواناییهایی را که کودک برای زندگی در دنیای پیچیده امروز نیاز دارد، به اندازه کافی آموزش نمیدهد. از نظر آنها، مدرسه کمتر به موضوعاتی مانند خلاقیت، تفکر انتقادی، کشف استعدادها و مهارتهای فردی میپردازد. بنابراین ترجیح میدهند به جای پیروی از برنامه رسمی آموزشی، فضایی فراهم کنند که کودک براساس علایق و استعدادهای خود رشد کند و آموزشهای مورد نیازش را از مسیرهای متنوعتری دریافت کند. رویکردی که به جای تمرکز بر برنامههای رسمی آموزشی، بر ایجاد فرصت برای رشد طبیعی و خلاقانه کودک تأکید دارد.»
۲۳۳۲۳۳

