به گزارش خبرنگار مهر، بلومبرگ در گزارشی نوشت این نخستینبار نیست که پاکستانیها نمیدانند باید دستاوردهای دولت را جشن بگیرند یا آن را بابت ناکامیهایش سرزنش کنند. از یکسو، این کشور در مرکز تلاشها برای ایجاد صلح در غرب آسیا قرار گرفته و احتمالاً هفتهی جاری دور دیگری از مذاکرات میان آمریکا و ایران را میزبانی خواهد کرد؛ و از سوی دیگر، مردم زیر گرمای شدید و خاموشیهای طولانیمدت رنج میبرند ؛ خاموشیهایی که عمدتاً ناشی از کمبود گاز طبیعی مایع از خلیج فارس است، اما تصمیمگیری ضعیف مسئولان نیز در آن نقش داشته است.
دولت وعده داده بود که قطعی برق بیش از دو یا سه ساعت در روز طول نکشد؛ اما دستکم در هفته گذشته این مدت بیشتر شد و گزارشها از کمبود ۴۵۰۰ مگاوات برق در ساعات اوج مصرف حکایت داشت.
مقامها اعلام کردند که برای تأمین سوخت پنج نیروگاه گازسوز کشور، نیاز به دستکم چهار نفتکش گاز طبیعی مایع از خلیج فارس دارند. با این حال اعتراف کردند که بخش بزرگی از مشکل از عملکرد ضعیف نیروگاههای برقآبی ناشی میشود — نیروگاههایی که معمولاً ۲۵ تا ۳۰ درصد برق کشور را تأمین میکنند.
دلیل این مسئله آن بود که آب مورد نیاز برای گرداندن توربینها از رود سنتد تامین نمی شود و فقط آب برای تامین حصولات کشاورزی کفایت می کند و همین مسئله موجب شده است تا کمتر کسی متوجه بحران کمبود آب برای تامین برق شود.
این نوع ناکارآمدی برای پاکستانیها داستانی تکراری است؛ به همین دلیل، بازگشت ناگهانی کشور به صحنه جهانی بهعنوان میانجی قابل اعتماد، برای بسیاری از مردم امیدبخش و برای اغلب ناظران خارجی گیجکننده است.
رهبران پاکستان با سفرهای متعدد خود به دیدار طرفهای مختلف درگیر رفتهاند.عاصم منیر سه روز در تهران بود؛ جایی که وزیر خارجه ایران این سفر را نشانه «روابط عمیق و گسترده» دو کشور توصیف کرد.
در همین حال، نخستوزیر شهباز شریف به دوحه و ریاض سفر کرد و در عربستان در حالی که در آغوش محمد بن سلمان دیده شد. با اینکه ریاض و اسلامآباد توافق دفاع مشترک دارند.
در همین بستر بود که دونالد ترامپ نیز اشاره کرد که اگر قرار باشد توافقی با ایران امضا شود، شاید شخصاً به اسلامآباد سفر کند. چنین سفری بسیار نمایشی خواهد بود؛ هیچ رئیسجمهور آمریکا طی دو دهه گذشته به پاکستان نرفته و آخرین بار جورج بوش در ۲۰۰۶ نیمهشب و با چراغهای خاموش وارد شد تا از تهدیدهای موشکی دور بماند.
پاکستان همیشه کشوری بوده که بیش از ظرفیت شهروندانش داستان سرایی کرده است. اگر هواپیمای ترامپ بیاید، احتمالاً در شهری فرود میآید که همین حالا هم در تاریکی فرو رفته است. هرچند فعلاً این سناریو بعید است و هیچ چیز قطعی نیست. اما آنچه مسلم است اینکه پاکستان برای مدتی کوتاه نقش «پل» میان جنوب آسیا، جهان عرب، ایران و غرب را ایفا میکند نقشی که بنیانگذاران این کشور برای آن متصور بودند.
بیش از حد معمول، این امید همواره به جایی رسیده که اسلامآباد مجبور شده جایگاه راهبردی خود را برای کسب پول و روشن نگه داشتن چراغها معامله کند. این بار اما چراغها همین الآن خاموش میشوند و رهبران پاکستان برای پایان دادن به جنگهای دیگران در حال مذاکرهاند.
فعلاً همه وانمود میکنند که به شهباز شریف، منیر و ارتش پاکستان اعتماد دارند شاید چون آشکار است که اینبار رهبران اسلامآباد بازی دوگانهای در پیش نگرفتهاند. آنها اصلاً توانش را ندارند؛ باید این جنگ پایان یابد، وگرنه مردمشان تابستانی طولانی، داغ، پرخطر و در تاریکی را تجربه خواهند کرد. با افزایش خاموشیها و قیمتها، پاکستانیها تنها امیدوارند دولتشان یکبار هم که شده از ناکارآمدی معمول عبور کند و کاری انجام دهد.

