خبرگزاری مهر _ گروه سیاست: اظهارات تهدیدآمیز ترامپ که با ادبیاتی کمسابقه از تشدید حملات و ایجاد هراس عمومی سخن میگفت، در منطق جنگ روانی با هدف کاهش حضور اجتماعی و ایجاد بازدارندگی روانی در میان مردم مطرح شد. اما بررسی دادههای میدانی، گزارشهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی و روایتهای خبری از شهرهای مختلف نشان میدهد نتیجه عملی این تهدیدها دقیقاً معکوس بوده و به شکلگیری موجی گستردهتر از حضور مردمی در خیابانها انجامیده است. آنچه در شبهای اخیر رخ داده صرفاً چند تجمع پراکنده نیست، بلکه شکلگیری یک الگوی اجتماعی گسترده است که در آن مردم با حضور در میدانهای شهری، پیام روشنی از مقاومت و تسلیمناپذیری ارسال کردهاند.
دادههای منتشرشده از میدانهای شهری حاکی از آن است که تجمعات مردمی دقیقاً در شرایطی برگزار شد که فضای امنیتی ناشی از تهدیدهای لفظی و حملات پراکنده در حال تشدید بود. در بسیاری از نقاط، همزمانی دو پدیده قابل مشاهده است: از یک سو افزایش سطح تهدیدات لفظی و عملیات روانی، و از سوی دیگر استمرار حضور اجتماعی در میدانهای شهری. این همزمانی در ادبیات امنیتی بهعنوان «واکنش معکوس اجتماعی به ارعاب» شناخته میشود؛ وضعیتی که در آن جامعه هدف به جای عقبنشینی، حضور خود را بهعنوان نوعی پاسخ نمادین به تهدیدها تثبیت میکند.
از منظر پیامهای محوری، بررسی شعارها و محتوای منتشرشده در تجمعات نشان میدهد سه محور اصلی در این گردهماییها برجسته بوده است: حمایت از نیروهای مسلح، اعلام تسلیمناپذیری در برابر تهدیدات خارجی و تأکید بر وحدت و انسجام ملی. حضور مردم در میدانهای شهری و همراهی با شعارهای حمایتی از نیروهای نظامی در واقع نوعی اعلام پشتیبانی اجتماعی از ساختار دفاعی کشور محسوب میشود. این الگو در بسیاری از جنگها بهعنوان یکی از مهمترین عوامل تقویت روحیه ملی شناخته میشود.
نکته مهم در این روند، تغییر ماهیت تجمعات از یک کنش صرفاً واکنشی به یک «پدیده هویتی» است. آنچه در میدانهای شهری مشاهده میشود تنها یک گردهمایی اعتراضی یا احساسی نیست؛ بلکه نوعی بازتعریف هویت جمعی در شرایط بحران است. در چنین وضعیتی، خیابان و میدان شهری به فضای تولید معنا تبدیل میشود؛ جایی که مردم با حضور فیزیکی خود پیام سیاسی و اجتماعی مشخصی را مخابره میکنند. این پیام در سادهترین شکل خود چنین قابل تفسیر است: تهدید نظامی لزوماً به فروپاشی انسجام اجتماعی منجر نمیشود.
همزمانی تجمعات با تشدید حملات نیز بُعد دیگری از این پدیده را آشکار میکند. گزارشهای میدانی نشان میدهد در برخی مناطق، حتی پس از شنیده شدن صدای انفجار یا انتشار اخبار حملات، فضای تجمعات به جای فروکش کردن با واکنشهای جمعی و شعارهای بلندتر همراه شده است. این واکنشها در تحلیل جامعهشناختی بحران بهعنوان «واکنش همبستگی در برابر تهدید خارجی» شناخته میشود؛ الگویی که در آن جامعه در برابر فشار بیرونی به سمت انسجام بیشتر حرکت میکند.
از منظر راهبردی، این وضعیت یک چالش مهم برای طراحان جنگ روانی محسوب میشود. راهبرد ارعاب زمانی کارآمد است که جامعه هدف تهدید را بهعنوان عاملی برای عقبنشینی بپذیرد. اما زمانی که همان تهدید به محرکی برای تقویت حضور اجتماعی تبدیل شود، کارکرد آن دچار اختلال میشود.
در نهایت، مجموعه دادههای میدانی و الگوهای رفتاری مشاهدهشده نشان میدهد تشدید تهدیدات و حملات نهتنها نتوانسته فضای اجتماعی را منفعل کند بلکه در مواردی به شکلگیری موجی از حضور نمادین در میدانهای شهری منجر شده است. این پدیده از منظر تحلیل راهبردی نشان میدهد در برخی شرایط، فشار خارجی میتواند به جای تضعیف انسجام اجتماعی، به عاملی برای تقویت همبستگی و بازتعریف هویت جمعی تبدیل شود؛ روندی که در شبهای اخیر در خیابانها و میدانهای شهر به شکلی قابل مشاهده بروز یافته است.
