به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از ایرنا، «جان مرشایمر» نظریهپرداز و دانشمند علوم سیاسی آمریکا در برنامه اینترنتی پیرس مرگان شرکت کرد و به مسائل مرتبط به ایران پرداخت.
مجری: ابتدا به موضوع آتشبس شکننده در جنگ ایران میپردازیم. تهدید ترامپ برای ازسرگیری حملات گسترده علیه ایران، در نهایت به یک آتشبس نامحدود منجر شد. ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد، در حالی که محاصره دریایی آمریکا ادامه دارد. این وضعیت چگونه پایان خواهد یافت؟
مرشایمر: امیدوارم در نهایت به نوعی توافق از طریق مذاکره برسیم، اما مشخص نیست چنین اتفاقی بیفتد. در حال حاضر حتی آتشبس واقعی هم نداریم. برای مدتی به نظر میرسید که آتشبس برقرار است، اما آمریکا تصمیم گرفت محاصره تنگه را ادامه دهد. ایران هم که برای یک روز تنگه را باز کرده بود، دوباره آن را بست و اکنون هر دو طرف در یک جنگ تلافیجویانه، کشتیهای باری و نفتکشها را توقیف میکنند، و حتی هنوز به میز مذاکره بازنگشتهایم.
حتی اگر مذاکرات از سر گرفته شود، رسیدن به توافق بسیار دشوار خواهد بود، زیرا فاصله مواضع دو طرف بسیار زیاد است. در ابتدای جنگ، آمریکا اهداف مختلفی مانند تغییر رژیم را مطرح میکرد، اما اکنون به نظر میرسد تمرکز دولت ترامپ بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای قرار گرفته است. این یعنی پیروزی فقط در صورتی ممکن است که این هدف محقق شود و این هم تنها زمانی ممکن است که یا اورانیوم غنیشده ایران نابود شود یا ایران آن را تحویل دهد. در غیر این صورت، نمیتوان ادعا کرد که ایران از توسعه سلاح هستهای بازداشته شده است.
دو مساله اصلی وجود دارد: اول، توقف کامل توان غنیسازی هستهای ایران، و دوم، خارج کردن اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد از ایران. هر دو هدف بسیار دشوار هستند. شاید بتوان توافقی برای انتقال اورانیوم به خارج از ایران به دست آورد، اما ایران هرگز از حق غنیسازی خود صرفنظر نخواهد کرد.
علاوه بر این، مساله هستهای تنها یکی از موضوعات است. مسائل دیگری مانند تحریمها، غرامتها، کنترل تنگه هرمز، روابط ایران با حزبالله و حماس، و حضور پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه نیز مطرح هستند. اینها همه موضوعاتی پیچیدهاند که باید حلوفصل شوند.
مجری: آیا آمریکا توانایی ایران در کنترل تنگه هرمز را دستکم گرفته بود؟
مرشایمر: بدون تردید ترامپ و اسرائیل بهویژه نتانیاهو و رئیس موساد درک نادرستی از وضعیت داشتند. آنها تصور میکردند که میتوانند با یک حمله سریع و قاطع، پیروزی بهدست آورند، رژیم را سرنگون کنند و نیازی به نگرانی درباره تنگه هرمز نداشته باشند. اما چنین اتفاقی رخ نداد.
جالب اینجاست که برخی از مشاوران ترامپ از جمله ونس، روبیو و رئیس سیا از ابتدا معتقد بودند این طرح موفق نخواهد شد. اما در نهایت دیدگاه ترامپ و اسرائیل غالب شد و آمریکا وارد این جنگ شد.
از نظر اقتصادی و سیاسی، این جنگ پیامدهای جدی برای ترامپ دارد. بستن یا محدود شدن تنگه هرمز نهتنها برای ایران بلکه برای کل اقتصاد جهانی مشکلات بزرگی ایجاد کرده است. افزایش قیمت انرژی، سوخت و مواد غذایی، فشار زیادی بر اقتصاد آمریکا وارد کرده و محبوبیت ترامپ را کاهش داده است.
همین مساله باعث شد ترامپ آتشبس را تمدید کند، زیرا میداند که حمله مجدد به ایران میتواند به بسته شدن کامل تنگه هرمز و حتی دریای سرخ منجر شود، که پیامدهای اقتصادی فاجعهباری خواهد داشت تا جایی که برخی هشدار میدهند ممکن است جهان وارد رکودی شبیه دهه ۱۹۳۰ شود.
ترامپ راهحل نظامی مؤثری در اختیار ندارد در چنین شرایطی، ادامه جنگ میتواند پیامدهای بسیار گستردهتری برای کل منطقه به همراه داشته باشد.
ایران میتوانند دریای سرخ را نیز مسدود کند. باید درک کنید که بخش زیادی از نفت عربستان همچنان از طریق مسیر دیگری صادر میشود، زیرا سعودیها یک خط لوله از خلیج فارس به سمت دریای سرخ ساختهاند؛ بنابراین نفت عربستان از دریای سرخ خارج میشود. اگر ایران دریای سرخ را ببندد و این نفت خارج نشود، و همزمان تنگه هرمز را نیز مسدود کند، در این صورت دیگر نه نفتی، نه کود شیمیایی، نه آلومینیوم و نه هلیومی از منطقه خلیج فارس خارج نخواهد شد. این موضوع پیامدهای ویرانگری برای اقتصاد جهانی خواهد داشت.
در عین حال باید بدانید که اگر ما از نیروی نظامی علیه ایران استفاده کنیم، آنها نهتنها پاسخ خواهند داد، بلکه هرگز تسلیم نمیشوند. ایرانیها عمیقاً ملیگرا هستند و علاوه بر این، ایالات متحده و اسرائیل را تهدیدی وجودی برای خود میدانند. این یعنی آنها تا آخرین نفر خواهند جنگید، پیش از آنکه تسلیم شوند؛ بنابراین ما هیچ راهبردی برای پیروزی در جنگ نداریم، و یک ضرورت بسیار جدی وجود دارد که این درگیری را هرچه سریعتر پایان دهیم.

