به گزارش اقتصادآنلاین، اگرچه این قدرتنمایی، محصول چهار دهه تمرین مقاومت و بازدارندگی است و دونالد ترامپ رئیس جمهور دولت تروریستی آمریکا بدون توجه به جایگاه ژئوپلیتیک خلیج فارس دست به اقدامی نظامی زد و تلاشهایش تاکنون برای بازگشایی تنگه با شکست مواجه شده است. روایت اسناد آمریکایی از قدرت ایران در تنگه هرمز را در ادامه میخوانید.
بررسی اسناد محرمانه در آرشیو سازمان سیا و گزارشهای طبقهبندیشده مطبوعات آمریکا نشان میدهد که از فردای پیروزی انقلاب اسلامی، معکوس شدن معادلات در منطقه و تنگه هرمز مورد توجه مقامات امنیتی این کشور بوده است.
برای مثال در سندی مربوط به اوایل سال ۵۸ (۱ ژوئیه ۱۹۷۹) و در پی وقوع انقلاب اسلامی، سازمان سیا در گزارشی محرمانه با عنوان «تنگه هرمز: یک شاهراه حیاتی و آسیبپذیر» به تحلیل وضعیت این آبراه پرداخت. این سند که سال ۲۰۱۳ از طبقهبندی خارج شده، نشان میدهد که واشنگتن تا چه اندازه از خلأ قدرت ایجادشده در خلیج فارس نگران بوده است.
سند سیا با صراحت اعتراف میکند که در آن زمان، روزانه ۱۹ میلیون بشکه نفت خام – معادل یکسوم تولید روزانه جهان – از تنگه هرمز عبور میکند. این گزارش تأکید میکند که ژاپن و بسیاری از کشورهای اروپای غربی تقریباً به طور کامل به نفت عبوری از این تنگه وابسته هستند و ایالات متحده یکسوم واردات سالانه خود را به این مسیر متکی است.
این مسئله نشاندهنده عمق وابستگی غرب به شاهراهی است که امروز ایران با اقتدار بر آن نظارت و اعمال مدیریت میکند.
نکته دیگر در این سند، ادعای ناتوانی ایران پس از انقلاب در تأمین امنیت تنگه است. گزارش تصریح میکند: «از زمان انقلاب بهمن، تواناییهای نظامی ایران به حدی تنزل یافته است که دیگر نمیتواند امنیت تنگه هرمز را تأمین کند.» همچنین اشاره میشود که «دولت موقت جدید ایران اعلام کرده است که دیگر نقش پلیس خلیج فارس را ایفا نخواهد کرد» و در سوی دیگر، «عمان، کشور هممرز با تنگه، فاقد توانایی لازم برای گشتزنی مؤثر حتی در آبهای خود است.»
این اعترافات نشان میدهد که رژیم پهلوی به عنوان ژاندارم منطقه، دقیقاً همان نقشی را ایفا میکرد که آمریکا میخواست و با سقوط او، خلأ امنیتی بزرگی ایجاد شد که غرب را به شدت نگران کرده بود؛ این نگرانی ناشی از احتمال فعالیت نیروهای فلسطینی در تنگه هرمز بود.
بخش قابل توجهی از سند سیا به تهدید نیروهای فلسطینی اختصاص دارد. گزارش هشدار میدهد که تهدیدات اخیر فلسطینیها برای حمله به کشتیرانی در تنگه هرمز توجه بینالمللی را به این نقطه معطوف کرده است. تحلیلگران سیا با نگرانی بررسی میکنند که “گزینههای زیادی برای نیرواهی خلاق و مبتکری که به حمله به کشتیرانی در تنگه فکر میکنند، وجود دارد”
این سند با اشاره به اینکه «مسیرهای اصلی کشتیرانی در مجاورت ساحل صخرهای و لمیزرع عمان قرار دارند که پناهگاه مناسبی برای شناورهای کوچک فراهم میکند»، عملاً سواحل عمان را محتملترین نقطه برای عملیات مقاومت معرفی میکند و تصریح میکند که این منطقه “آن را به منطقهای محتملتر برای راهاندازی یک حمله تبدیل میکند تا ساحل دورتر و پرجمعیتتر ایران.”
این تحلیل نشان میدهد که از همان ماههای نخست پس از انقلاب، نیروهای مقاومت فلسطینی در کانون محاسبات امنیتی آمریکا در منطقه خلیج فارس قرار داشتند و حضور آنها در نزدیکی تنگه هرمز، معادلات را به هم ریخته بود.
پیشبینی تأثیر روانی تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی
سند سیا پیشبینی میکند که حتی اگر حملهای فیزیکی موفق به بستن کامل تنگه نشود، “در بلندمدت، اثرات روانی بر کشورهای مصرفکننده نفت و بر صاحبان تانکرها و نفت، احتمالاً جدیتر خواهد بود.”
تحلیلگران آمریکایی معتقد بودند که صرفاً نشان دادن اینکه تنگه برای کشتیرانی ناامن است، ممکن است برای مختل کردن جریان نفت مؤثرتر از هر تعداد تانکر فوقبزرگی باشد که در کف تنگه قرار گرفتهاند.
این تحلیل، امروز و در سایه قدرتنماییهای اخیر ایران، بیش از هر زمان دیگری معنادار به نظر میرسد که البته اقدام ترامپ نشان داد که وی هیچ اهمیتی برای گزارشهای سیا قائل نبوده و با حماقت خود، آمریکا را بار دیگر به باتلاق فرو برد.
اما سند دوم در طبقه بندی آرشیو سیا، گزارشی از واشنگتن پست است که به بررسی تنگه هرمز در بحبوحه جنگ تحمیلی و قدرت رو به رشد ایران اشاره کرده و نشان میدهد چگونه ایران از نقش ژاندارمی خود در دوره شاه به یک نیروی مستقل و تهدید کننده منافع آمریکا تبدیل شده است.
گزارش روزنامه واشنگتن پست در ۲۴ مارس ۱۹۸۷، در اوج جنگ تحمیلی دومین سندی است که ابعاد قدرتگیری ایران در خلیج فارس را بازتاب میدهد که تنها ۸ سال پس از سند نخست سیا، ایرانِ ناتوان در تأمین امنیت تنگه به نیروی تعیین تکلیفکننده کشتیرانی در خلیج فارس تبدیل شده بود.
واشنگتن پست در گزارش خود ادعا میکند که ایران موشکهای ضدناوبری سیلکورم (کرم ابریشم) با برد ۸۰ کیلومتر را در جزیره لارک، درست مشرف بر تنگه هرمز مستقر کرده است. این گزارش تأکید میکند که موشکها با سرعت ۸۰۰ کیلومتر بر ساعت میتوانند برای تانکرهای عظیم و کندرویی که از تنگه عبور میکنند، کشنده باشند.
این استقرار راهبردی، عملاً کل مسیر کشتیرانی را در تیررس ایران قرار میداد و نشان میداد که جمهوری اسلامی، علیرغم همه فشارهای جنگ تحمیلی، توانسته توان بازدارندگی خود را به شکلی چشمگیر افزایش دهد.
واکنش آمریکا: از هشدار تا آمادهباش نظامی
گزارش واشنگتن پست از هشدار رسمی کاخ سفید به ایران از طریق واسطههای سوئیسی خبر میدهد و به نقل از مارلین فیتزواتر، سخنگوی کاخ سفید، اعلام کرده بود “رئیسجمهور(دونالد ریگان) گفته است که ما تنگه را باز نگه خواهیم داشت. ما منافع استراتژیکی در باز نگه داشتن کشتیرانی داریم، به ویژه در تنگه هرمز.”
در همین حال، وزیر دفاع آمریکا، کاسپار واینبرگر، در شبکه انبیسی تهدید کرده بود “من فکر میکنم ما کاملاً آماده هستیم تا هر کاری لازم است برای ادامه کشتیرانی انجام دهیم.”
این گزارش همچنین از استقرار ناو هواپیمابر کیتی هاوک و ۱۲ کشتی جنگی اسکورت آن در نزدیکی خلیج فارس و شرق عمان خبر میدهد و میافزاید که ۱۸ فروند کشتی جنگی دیگر در حالت آمادهباش قرار دارند. این تحرکات نظامی بیسابقه، میزان نگرانی واشنگتن از قدرت رو به رشد ایران در خلیج فارس را آشکار میسازد.
بخش مهم دیگر گزارش، اشاره به توانایی ایران در ساخت و کارگذاری مینهای دریایی است. واشنگتن پست ادعا میکند ایران با استفاده از قایقهای تندرو، مینهایی با ساخت داخلی را در بندر ام القصر عراق کار گذاشته بود و این مینها توسط آمریکا بازیابی و تحلیل شده بودند؛ این یعنی آمریکا از همان زمان بهخوبی با توان مینگذاری ایران آشنا شده بود و بعداً در ۱۹۸۸، ناوچه یواساس ساموئل بی. رابرتز با یک مین ایرانی برخورد کرد و تقریباً غرق شد.
این ادعاها نشان میدهد ایران در اوج تحریمها و فشارهای جنگ، به فناوری بومی مینگذاری دریایی دست یافته بود؛ توانمندیای که بعدها به یکی از ارکان بازدارندگی دریایی ایران تبدیل شد.
بررسی تطبیقی این دو سند تاریخی، روایتی روشن از مسیر قدرتگیری ایران در خلیج فارس ارائه میدهد:
در ۱۳۵۸، سازمان سیا ایران را کشوری ناتوان میدانست که حتی اگر بخواهد هم نمیتواند امنیت تنگه را تأمین کند و خلأ ایجادشده را نیروهای فلسطینی و عمان پر میکردند.
در ۱۳۶۶، واشنگتن پست از استقرار موشکهای ایران بر فراز تنگه، توان مینگذاری بومی و نگرانی کویت و آمریکا از تهدید ایران خبر میداد؛ نگرانیای که به آمادهباش ناوگان پنجم و اعزام ناو هواپیمابر انجامید.
امروز، ایران با موشکهای هایپرسونیک، پهپادهای پیشرفته، شناورهای تندرو و مهمتر از همه، اراده سیاسی برآمده از مقاومت، حاکمیت خود بر تنگه هرمز را نه یک ادعا، که یک واقعیت میدانی ساخته است و اثبات توانایی ایران در کنترل تنگه هرمز، دقیقاً همان کابوس روانیای را محقق کرده که تحلیلگران سیا در ماه های اول پیروزی انقلاب آن را “مؤثرتر از هر تعداد تانکر غرقشده” توصیف کرده بودند.

