با ما همراه باشید

دینی و مذهبی

فرهنگ «بی‌تفاوتی» بزرگترین بدی به خویشتن است

در نگاه علوی، جامعه یک واحد یکپارچه است که اعمال هر بخش از آن، همچون موجی بر تمام سطح دریا اثر می‌گذارد.

منتشر شده

در

خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه: توجه دوباره به نهج‌البلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را می‌توان در سخنرانی‌های حضرت آیت الله خامنه‌ای در کنگره نهج‌البلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام – که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصله‌هایی به اندازه‌ی فاصله‌ی ایمان و کفر از هم دور هستند – با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشن‌ترین حقایق اسلامی به وسیله‌ی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته می‌شود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهت‌گیری‌ها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهج‌البلاغه است.

در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت می‌کنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهج‌البلاغه نیز بررسی کنیم. آنچه در ادامه می‌خواند دریافت‌هایی از مضامین عالی نهج‌البلاغه پیرامون آیه ۷ سوره اسرا است:

آیه هفتم سوره مبارکه اسراء، حامل یک قانون لایتغیر و بنیادین در نظام تکوین و تشریع است: «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا»؛ اگر نیکی کنید، به خود نیکی کرده‌اید و اگر بدی کنید، باز هم به خود کرده‌اید. این کلام الهی، نه صرفاً یک توصیه اخلاقی فردی، بلکه تبیین‌گر یک «دیالکتیک کنش و واکنش» در ساحت حیات فردی و به ویژه حیات اجتماعی است. برای درک عمیق‌تر این سنت الهی و پیاده‌سازی آن در بستر فرهنگ و اجتماع، هیچ منبعی به اندازه «نهج‌البلاغه» امام علی (ع) روشنگر نیست. امیرالمؤمنین در جای‌جای این اثر گران‌سنگ، پیوند ناگسستنی میان «عملکرد کارگزاران و مردم» با «سرنوشت محتوم جامعه» را ترسیم کرده است. در واقع، نهج‌البلاغه شرح عملیاتی این آیه است که نشان می‌دهد چگونه نیکی یا بدیِ جمعی، به صورت مستقیم در کالبد فرهنگی و ساختار اجتماعی بازتاب می‌یابد.

در نگاه علوی، جامعه یک واحد یکپارچه است که اعمال هر بخش از آن، همچون موجی بر تمام سطح دریا اثر می‌گذارد. هنگامی که امام در خطبه‌ها و نامه‌های خود بر عدالت تأکید می‌ورزند، در واقع به تبیین بخش «إِنْ أَحْسَنْتُمْ» می‌پردازند. عدالت، برترین «احسان» اجتماعی است. از منظر نهج‌البلاغه، نیکی کردن در سطح اجتماع به معنای استقرار هر چیز در جایگاه خویش است. وقتی یک سیستم حکمرانی یا یک ساختار فرهنگی بر مدار صدق، امانت و عدالت حرکت می‌کند، ثمره این «احسان» پیش از هر چیز به خودِ آن ساختار بازمی‌گردد. ثبات سیاسی، شکوفایی اقتصادی و آرامش روانی شهروندان، پاداش‌های نقدی هستند که جامعه در همین دنیا بابت نیکی‌هایش دریافت می‌کند. امام در عهدنامه مالک‌اشتر به روشنی بیان می‌کنند که نیکی به مردم و رعایت حقوق آنان، ستون‌های حکومت را استوار می‌کند؛ یعنی نیکیِ حاکم به رعیت، در حقیقت نیکی به بقایِ خودِ حکومت است.

در مقابل، بخش «وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» در نهج‌البلاغه با هشدارهای تکان‌دهنده‌ای همراه است. «اسائه» یا بدی در ساحت اجتماعی، در قالب‌هایی چون ظلم، تبعیض، بی‌تفاوتی و گسست اخلاقی ظهور می‌کند. علی (ع) بارها تأکید می‌کند که ظلم به بندگان خدا، اعلان جنگ با خداست و هیچ جوری و ستمی نیست مگر آنکه پیامد آن به سرعت به گریبان ظالم می‌افتد. از منظر اجتماعی، وقتی فساد در لایه‌های یک فرهنگ رسوخ می‌کند، فروپاشی اعتماد عمومی اولین پیامد آن است. این تخریبِ سرمایه اجتماعی، همان «بدی به خود» است که آیه به آن اشاره دارد. در واقع، کسی که حق دیگری را غصب می‌کند، پیش از آنکه به دیگری آسیب بزند، امنیتِ تصاحب را در جامعه از بین برده و خود را در دنیایی ناامن قرار داده است.

ارتباط میان این آیه و نهج‌البلاغه در مفهوم «مسئولیت‌پذیری اجتماعی» به اوج می‌رسد. جامعه‌ای که بر اساس آموزه‌های نهج‌البلاغه شکل می‌گیرد، می‌داند که فرهنگ «بی‌تفاوتی» بزرگترین بدی به خویشتن است. امام در حکمت‌های نهج‌البلاغه می‌فرمایند کسی که به عمل قومی راضی باشد، گویا در آن عمل با آن‌ها شریک است. این یعنی بازگشتِ نتایج عمل، تنها شامل فاعل مستقیم نیست، بلکه شامل اتمسفر فرهنگی جامعه نیز می‌شود. اگر جامعه‌ای در برابر منکر سکوت کند، شرِ آن منکر تمامیت جامعه را در بر می‌گیرد؛ این همان تجسم «وإن أسأتم فلها» است که در قالب سلطه اشرار و سلب برکت از زندگی جمعی متجلی می‌شود.

یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم در این بحث، «نظم نظام» و «قوام فرهنگ» است. در نهج‌البلاغه، تقوا به عنوان یک سنگر و دژ مستحکم معرفی می‌شود. تقوا در ساحت اجتماعی یعنی مراقبت از اینکه کنش‌های جمعی به مرزهای حق‌الناس تجاوز نکند. آیه ۷ سوره اسراء در واقع قانونِ بذرافشانی است؛ هر چه بکاریم همان را درو می‌کنیم. اگر فرهنگ یک جامعه بر پایه دروغ و تظاهر بنا شود، نتیجه طبیعی آن «بی‌اعتمادی» است و این بی‌اعتمادی، زندگی را برای همگان، حتی دروغگویان، سخت و طاقت‌فرسا می‌کند. امام علی (ع) در نامه‌ای به فرزندشان امام حسن (ع) می‌فرمایند: «آنچه برای خود می‌پسندی برای دیگران هم بپسند»؛ این قاعده طلایی اخلاق، ترجمان انسانی همان آیه است که بر بازگشت اثر عمل تأکید دارد.

از منظر فرهنگی، نهج‌البلاغه به ما می‌آموزد که زیبایی‌های اخلاقی (احسان)، ابزاری برای صیانت از هویت انسانی هستند. وقتی در خطبه همام (متقین)، ویژگی‌های انسان‌های والا ذکر می‌شود، می‌بینیم که تمام رفتارهای آن‌ها به گونه‌ای تنظیم شده که خیرش به جامعه می‌رسد و در مقابل، آرامش و تعالی روحی نصیب خودشان می‌شود. این همان پارادوکس شیرینِ «احسان به خود از طریق احسان به دیگری» است.

در مقابل، حرص، بخل و کبر که در نهج‌البلاغه به شدت نکوهش شده‌اند، رذایلی هستند که در ظاهر به نفع فرد (برای جمع‌آوری مال یا قدرت) هستند، اما در باطن، پیوندهای اجتماعی را می‌گسلند و فرد را در تنهایی و انزوای فرهنگی رها می‌کنند؛ یعنی اسائه به خویشتن در پوشش منفعت‌طلبی.

در لایه‌های عمیق‌تر، آیه ۷ سوره اسراء به پیوستگی تاریخ نیز اشاره دارد؛ امری که در نهج‌البلاغه با مطالعه احوال گذشتگان بر آن تأکید شده است. امام از ما می‌خواهد که از سرنوشت اقوام پیشین عبرت بگیریم. ملت‌هایی که به عدل و احسان رو آوردند، عزت یافتند و آنان که به ستم و تباهی گراییدند، نابود شدند. این تکرار تاریخ، گواه زنده این است که «نیکی و بدی» گم نمی‌شوند، بلکه در حافظه ساختاری جهان باقی می‌مانند و به سوی عاملان باز می‌گردند. در واقع، سرنوشت اجتماعی ما، بازتابی از کیفیتِ فرهنگِ عملِ ماست.

در پایان، می‌توان نتیجه گرفت که پیوند آیه ۷ سوره اسراء با معارف نهج‌البلاغه، یک نقشه‌راه برای تحول اجتماعی و فرهنگی ترسیم می‌کند. این نگاه به ما می‌گوید که برای اصلاح جامعه، نباید منتظر معجزه از بیرون بود؛ بلکه باید دانست که هر کنش مثبت، هر گره‌گشایی از کار خلق، و هر قدم در راه عدالت، آجری است که برای بنای امنیت و سعادتِ خودمان می‌گذاریم. جامعه‌ای که به باورِ «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ» برسد، از اخلاقِ مصلحتی به سمت اخلاقِ اصیل حرکت می‌کند؛ جایی که نیکی به دیگری، نه یک وظیفه تحمیلی، بلکه تلاشی هوشمندانه برای بهبود کیفیت زیستِ خود و آیندگان تلقی می‌شود. نهج‌البلاغه در این مسیر، آیینه‌ای است که پیامدهای هر قدم ما را در جاده اجتماع به وضوح نشان می‌دهد تا بدانیم هیچ احسانی بی‌ثمر نمی‌ماند و هیچ بدی‌ای بدون پاسخ در ساختار هستی رها نمی‌شود. این نگاه، روح مسئولیت‌پذیری را در کالبد فرهنگ می‌دمد و جامعه را به سوی تعالی و شکوفایی پایدار رهنمون می‌سازد.

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین نظرات مخاطبان

خبر لحظه‌ای اخیر