خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه: توجه دوباره به نهجالبلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را میتوان در سخنرانیهای حضرت آیت الله خامنهای در کنگره نهجالبلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام – که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصلههایی به اندازهی فاصلهی ایمان و کفر از هم دور هستند – با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشنترین حقایق اسلامی به وسیلهی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته میشود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهتگیریها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهجالبلاغه است.
در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت میکنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهجالبلاغه نیز بررسی کنیم. آنچه در ادامه میخواند دریافتهایی از مضامین عالی نهجالبلاغه پیرامون آیه ۶۸ سوره طه است:
ایه ۶۸ سوره مبارکه طه، «قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعْلَیٰ» (گفتیم: مترس که تو بیشک برتری)، نقطهی عطفی در تاریخ رویارویی حق و باطل است. این خطاب الهی به حضرت موسی (ع) در لحظهی تقابل با سحر ساحران فرعون، نه تنها یک تسلای خاطر شخصی، بلکه یک مانیفست ابدی برای کنشگران اجتماعی و رهبران تحولخواه است. نهجالبلاغه به عنوان تالی قرآن کریم و آیینهی تمامنمای سیره علوی، شرح مبسوطی بر این «نترسیدن» و «برتری ایمان» ارائه میدهد. حضرت علی (ع) در جایجای این کتاب مستطاب، به بازخوانی مفهوم قدرت، ترس و استعلا پرداخته و ابعاد فرهنگی و اجتماعی این آیه را در بستر جامعهی انسانی تبیین کردهاند. برای درک عمیق این پیوند، باید نگریست که چگونه امام (ع) ترس را ریشهی زوال فرهنگی و توکل را زیربنای اقتدار اجتماعی میدانند.
در نگاه نهجالبلاغه، ریشهی بسیاری از انحرافات اجتماعی و شکستهای سیاسی، ترس از غیر خداست. آیه ۶۸ سوره طه زمانی نازل شد که موسی (ع) در برابر شکوه ظاهری و فریبندهی ساحران، ترسی در دل احساس کرد؛ نه ترس برای جان خویش، بلکه چنانکه امام علی (ع) در خطبههای مختلف (از جمله در وصف پیامبران) تبیین میکنند، ترس از غلبهی جهل بر دانایی و گمراهی مردم. در نهجالبلاغه، شجاعت برخاسته از ایمان، زیربنای اصلاحات اجتماعی است. امیرالمؤمنین (ع) در نامهها و خطبههای خود بارها تأکید میکنند که جامعهای که از شوکت ستمگران به لرزه درآید، هرگز به عدالت دست نخواهد یافت. ایشان معتقدند «أنت الاعلی» بودن (برتری یافتن) مشروط به بریدن از تعلقات دنیوی و تکیه بر قدرت لایزال الهی است. از منظر فرهنگی، این آیه به ما میآموزد که ابزارهای تبلیغاتی و رسانهای باطل (سحر ساحران) هرچند در چشم تودهها عظیم جلوه کنند، در برابر حقیقتِ متکی به وحی، «هباءً منثوراً» (ذرات پراکنده غبار) هستند. امام در نهجالبلاغه همواره بر این نکته تأکید دارند که باطل، جولانی دارد اما ریشهدار نیست و این ایمان است که به انسان برتری پایدار میبخشد.
تحول در نظام ارزشی و شکستن هیمنه استبداد
پیوند میان آیه ۶۸ سوره طه و معارف علوی در مفهوم «عزت» تجلی مییابد. زمانی که خداوند به موسی (ع) میفرماید تو برتری، در واقع در حال بازتعریف مفهوم قدرت در ذهنیت جامعه است. در فرهنگ فرعونی، قدرت در طلا، ارتش و سحر خلاصه میشد، اما منطق وحی و نهجالبلاغه، قدرت را در اتصال به منبع غیب میبیند. امام علی (ع) در خطبه همام و خطبه قاصعه، به تقابل کبر و تواضع پرداخته و نشان میدهند که چگونه مستکبران با ایجاد رعب و وحشت، فضای فرهنگی جامعه را مسموم میکنند تا کسی جرئت قیام نداشته باشد. آیه «لا تخف» فرمان شکستن این جوّ روانی است. در نظام اندیشگی نهجالبلاغه، بزرگترین فقر، ترس است و بزرگترین ثروت، اطمینان قلبی به خدا. اگر جامعهای به این باور برسد که «إنک أنت الاعلی»، دیگر در برابر فشارهای اقتصادی، تهدیدهای نظامی و تهاجمات فرهنگی، هویت خود را نمیبازد. این نگاه اجتماعی به دین، دین را از حصار فردی خارج کرده و آن را به موتور محرک تغییرات ساختاری بدل میکند.
حضرت علی (ع) در نامهی خود به مالک اشتر، به نوعی تفسیر عملی آیه ۶۸ سوره طه را ارائه میدهند. ایشان به مالک میآموزند که از ابهت قدرتمندان نهراسد و با تکیه بر حق، ستونهای جامعه (تودههای مردم) را تقویت کند. از منظر فرهنگی، جامعهای که مداوم در معرض پیامهای «ناتوانی» و «حقارت» قرار گیرد، دچار فروپاشی میشود. آیه مورد بحث، داروی شفابخش این بیماری اجتماعی است. نهجالبلاغه به ما میگوید که برتری با ابزار نیست، بلکه با «اراده» و «صداقت» است. ساحران فرعون با تمام تخصص و ابزارشان شکست خوردند چون حقیقت با آنها نبود. امام علی (ع) در جنگهای صفین و جمل نیز همین منطق را به کار میبستند؛ ایشان به یارانشان میفرمودند که از کثرت دشمن نهراسند، چرا که حقانیت مسیر، آنها را به «الاعلی» بودن میرساند. این درس فرهنگی نهجالبلاغه است: اصالت با حق است، نه با آنچه پرزرقوبرقتر است.
بخش دیگری از معارف نهجالبلاغه که با آیه ۶۸ سوره طه همپوشانی دارد، بحث «استقامت» (صبر) است. خطاب «لا تخف» به معنای دعوت به ایستادگی فعال است. در تحلیل اجتماعی، ترس موجب انفعال میشود و انفعال، زمینهساز سلطهی فرهنگی بیگانگان است. امام علی (ع) در حکمتهای نهجالبلاغه تأکید دارند که «الظفر بالحزم» (پیروزی در گرو دوراندیشی و پایداری است). وقتی موسی (ع) مأمور به نترسیدن میشود، یعنی باید گام بعدی (افکندن عصا) را با قاطعیت بردارد. در جامعه امروز، این به معنای عدم هراس از جریانهای غالب ضدفرهنگی است.
نهجالبلاغه به انسان میآموزد که حتی اگر در اقلیت باشد، اگر بر حق باشد، همان اکثریتِ معنایی است. این استعلا (أنت الاعلی) یک استعلای اخلاقی و وجودی است. جامعهای که ارزشهای علوی را سرلوحه قرار دهد، در مواجهه با شبهات و فتنهها که مانند طنابهای ساحران در هم میلولند، با عصای آگاهی و بصیرت، سحر را باطل میکند.
در نهایت، پیوند آیه ۶۸ سوره طه با نهجالبلاغه، ما را به این نتیجه میرساند که امنیت روانی و اقتدار اجتماعی در گروِ توحید افعالی است. اگر بپذیریم که «لا مؤثر فی الوجود إلا الله»، دیگر دلیلی برای هراس از فرعونهای زمانه باقی نمیماند. امام علی (ع) الگوی انسانی است که به این آیه عینیت بخشیده است. ایشان در تنهایی خود، در حکومت خود و در محراب خود، مصداق بارز «أنت الاعلی» بودند، زیرا ترس را در پای ایمان قربانی کرده بودند. گزارشهای تاریخی و متون تفسیری موجود در منابعی چون «جامع نهجالبلاغه» و «ویکی اهلبیت» همگی بر این نکته صحه میگذارند که پیام مرکزی دین، رهایی انسان از زنجیرهای ترسِ موهوم و بازگرداندن عزت به جامعه بشری است. این آیه و شرح علوی بر آن، به ما میگوید که پایان شبِ سیاه استبداد و فریب، طلوع سپیده صادق ایمان است، مشروط بر آنکه در لحظه لرزش دلها، ندای «لَا تَخَفْ» پروردگار را با تمام وجود بشنویم و باور کنیم.

جدیدترین نظرات مخاطبان