خبرگزاری مهر، یادداشت مهمان_ حجت الاسلام محمدمهدی طباخیان، پژوهشگر حوزه تاریخ اسلام، از جانب معاویه دو نفر راهی ساباطِ مدائن شدند، لشکر امام مجتبی که عزم نبرد با شام را داشت به دو نیم شده بود. نیمی از آن به فرماندهی عبیدالله بن عباس به عنوان پیشقراول و پیشآهنگ راهی مرزهای شام شده بود؛ و گروهی دیگر کنار امام مجتبی در ساباط، قلب عراق مانده بودند.
مغیره بن شعبه و عامر بن عبدالله که سالها در عراق حکمرانی کرده بودند و فضای آن را به خوبی میشناختند، از جانب امیر شام راهی عراق شدند تا آخرین سلاح ابلیس “شایعهی دروغ” را بکار گیرند. در خیمه با امام مجتبی گفتگو کردند، امام، به صراحت صلح با معاویه را رد کرد و بر سر مواضع اصولیِ امیرالمومنین در مبارزه تا نابودی معاویه پافشاری فرمودند.
اما آنان نیامده بودند که مذاکره کنند، آمده بودند دروغ سر دهند و شایعه بسازند؛ برخلاف آنچه در خفا گذشت، از خیمه که بیرون آمدند دست به دعا بلند کردند و برای سبط النبی به موجب پذیرش صلح دعا کردند.
توئیت پشت توئیت زدند و تا اعلام نام مذاکره کننده، محل جلسه و شرایط و مفاد صلح، افشاگری دروغین خود را ادامه دادند…
دروغ پشت دروغ …
خواص لشکر امام مجتبی دیر جنبیدند و پاسخی درخور ندادند، عدهای باور کردند، شایعه شد: “کار تمام شده”، ماندن ما در صحنه بی دلیل است، صلاح مملکت خویش خسروان دانند. نمیشد امام مجتبی را به دلایل امنیتی به راحتی بر منبر برد، شاید همهی اینها زمینهای برای ترور امام بود.
کار سخت شد، عدهای باور کردند، تندروها دست به کار شدند، سجاده از زیر پای امام کشیدند و به خیمه امام حمله بردند …
امام برای آرام کردن شرایط از خیمه بیرون آمد، یک خارجی که بسیار محتمل است عامل شام بوده باشد، به سمت امام حملهور شد تا کار را با خنجری زهر آلود تمام کند و تروری نافرجام رقم خورد.
امام مجتبی برای مداوا و جلوگیری از ترور بعدی که بسیار محتمل بود به اختفاء در مدائن رفت. معاویه دست به انتشار زد، نامههای خائنینی که وعده سر امام را داده بودند پخش شد. در نتیجه حفاظت از امام سنگینتر و آقا غیر قابل دسترس تر شد.
شبهه بیپاسخ ماند و به مرزهای شام رسید، و به ابزاری بیبدیل برای ایجاد اختلاف و گسست در لشکریان حاضر در میدان تبدیل شد …
معاویه، با همین حربه، شکی عمیق به دل عبیدالله بن عباس انداخت.
” حسن بن علی در ساباط کار را به صلح تمام کرده و تو را بیخبر گذاشته تا ابزار دست او برای کسب امتیاز بیشتر باشی، آنگاه بعد از صلح تو میمانی و پاسخگویی خونهای ریخته شده “.
امام زخمی و بستری در اختفاء بود و نامههای عبیدالله از کوفه پاسخ نمیگرفت.ابهامی بر ابهام افزوده شد که کار تمام شد، سردار میدان ، جنگ را رها کرد و بیش از هشت هزار نفر با او دست از نبرد کشیدند.دیگر التماسهای قیس بن سعد هم بی اثر افتاد. سلاح آخر معاویه کارگر افتاد…
همه چیز تمام شد. توئیتهای مغیره و معاویه ، میدان باخته را به پیروزی بزرگ مبدل کرد.
حالا ترامپ آمده تا باز با توئیتهایش از پشت پردهای نادیدنی خبر دهد، از مشارکت با آیتالله و مذاکره با دکتر قالیباف، که دسترسی به دلایل تهدیدهای امنیتی به ایشان سخت هست …
معاویه این بار در نقاب ترامپ آمده …
مراقب باشید به توئیتها نبازیم، بایستیم و دل فرماندهانمان را در میدان محکم کنیم…
ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند.
