نماد سایت مجله سبک زندگی سلام بر زندگی

چگونه مورخان گفتمان برتری غرب را به چالش کشیدند؟

چگونه مورخان گفتمان برتری غرب را به چالش کشیدند؟

یادداشت مهمان، حسن عبدی‌پور، استاد تاریخ و تمدن: مفهوم «غرب و بقیه جهان» (West and the Rest) از مفاهیمی است که در مطالعات فرهنگی و تمدنی معاصر مورد توجه قرار گرفته و به‌ویژه توسط استوارت هال (Stuart Hall)، نظریه‌پرداز مطالعات فرهنگی، برای توضیح نحوه شکل‌گیری گفتمان برتری غرب در دوران مدرن مطرح شد.

بر اساس این دیدگاه، در بسیاری از روایت‌های تاریخی و سیاسی مدرن، جهان به دو بخش تقسیم می‌شود: «غرب» که به‌عنوان نماد پیشرفت، عقلانیت و توسعه معرفی می‌شود و «بقیه جهان» که در این روایت‌ها اغلب در جایگاهی حاشیه‌ای یا عقب‌مانده قرار می‌گیرد. این چارچوب فکری تا حد زیادی در بستر گسترش استعمار اروپایی و قدرت‌گیری سیاسی و اقتصادی غرب در چند قرن اخیر شکل گرفت و در برخی متون علمی و رسانه‌ای نیز بازتولید شد.

با این حال، این نگاه با نقدهای جدی مواجه شده است. ادوارد سعید در اثر مشهور خود با عنوان شرق‌شناسی (Orientalism) نشان داد که چگونه در بسیاری از آثار علمی و ادبی غربی، «شرق» به‌عنوان «دیگری» ساخته شده است؛ تصویری که گاه با کلیشه‌ها و پیش‌فرض‌های فرهنگی همراه بوده و در برخی موارد به توجیه سلطه سیاسی و فرهنگی کمک کرده است.

این نقدها تأکید می‌کنند که تقسیم جهان به «غرب» و «بقیه» نه‌تنها ساده‌سازی واقعیت‌های تاریخی است، بلکه سهم تمدن‌های غیرغربی در شکل‌گیری تاریخ علم و فرهنگ جهانی را نیز کم‌رنگ جلوه می‌دهد.

واقعیت تاریخی آن است که بسیاری از دستاوردهای مهم تمدن بشری پیش از ظهور قدرت مدرن غرب، در تمدن‌های شرقی شکل گرفته بود. تمدن‌هایی مانند ایران، چین، هند و جهان اسلام در دوره‌های طولانی از تاریخ در حوزه‌های مختلف علمی، فلسفی و فرهنگی پیشرو بودند.

در این میان، تمدن ایرانی به‌عنوان یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان، نقش مهمی در شکل‌گیری ساختارهای سیاسی، فرهنگی و علمی در بخش‌های وسیعی از جهان ایفا کرده است. از نظام‌های اداری و حکمرانی پیشرفته در دوره هخامنشیان گرفته تا شکوفایی علمی و فرهنگی در دوره‌های بعدی، ایران سهم قابل توجهی در میراث تمدنی بشر داشته است.

بسیاری از مورخان علم نیز تأکید کرده‌اند که در قرون میانه، بخش مهمی از دانش یونانی، ایرانی و اسلامی از طریق ترجمه و انتقال علمی به اروپا راه یافت و در شکل‌گیری رنسانس و تحولات علمی بعدی نقش داشت.

به همین دلیل، برخی پژوهشگران تاریخ تمدن معتقدند که پیشرفت‌های علمی و فکری غرب تا حدی بر پایه میراث دانشی تمدن‌های شرقی بنا شده و در این معنا می‌توان گفت که غرب در بخش‌هایی از مسیر تاریخی خود وامدار فرهنگ و تمدن شرق بوده است.

در عرصه سیاست معاصر نیز برخی تحلیلگران روابط بین‌الملل معتقدند که نگاه «غرب و بقیه جهان» همچنان در بخشی از گفتمان قدرت‌های غربی قابل مشاهده است. در مورد ایالات متحده نیز گفته می‌شود که با وجود تفاوت‌های ظاهری میان رؤسای جمهور مختلف، چارچوب‌های اصلی سیاست خارجی این کشور از نوعی تداوم برخوردار است.

در این تحلیل‌ها تأکید می‌شود که تفاوت میان رئیس‌جمهورانی مانند دونالد ترامپ و دیگر رؤسای جمهور آمریکا بیشتر در ادبیات سیاسی، سبک بیان و شیوه تعامل دیپلماتیک دیده می‌شود، در حالی که در سطح راهبردی، تلاش برای حفظ جایگاه برتر آمریکا در نظام بین‌الملل و مدیریت توازن قدرت جهانی همچنان یکی از اهداف ثابت سیاست خارجی این کشور باقی مانده است.

از این منظر، بازخوانی تاریخ تمدن و توجه به نقش تمدن‌های شرقی، به‌ویژه تمدن ایرانی و اسلامی، می‌تواند به اصلاح برخی روایت‌های یک‌سویه از تاریخ جهانی کمک کند. چنین رویکردی نشان می‌دهد که شکل‌گیری تمدن انسانی نتیجه تعامل و مشارکت تمدن‌های مختلف بوده و هیچ تمدنی را نمی‌توان جدا از تأثیرات متقابل فرهنگی و علمی در طول تاریخ فهمید.

خروج از نسخه موبایل