«مهدیه شادمانی» در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به ترور رهبر معظم انقلاب و حمله نظامی به ایران از منظر حقوق بین الملل، اظهار داشت: اگر از منظر حقوق بشر بین الملل به ترور رهبر انقلاب به عنوان یک مقام سیاسی عالی رتبه نگاه کنیم، این قطعاً بر اساس مواد مختلف به خصوص از نظر میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی نقض آشکار حقوق بشر است؛ بحث حق حیات را در ماده شش میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی داریم که اگر سازمان یافته بودن این ترور اثبات شود توسط اسرائیل و امریکا حتی میتواند جنایت علیه بشریت هم محسوب شود.
وی ادامه داد: بنابراین از ابعاد مختلف بین المللی میشود این ترور را بررسی کرد، پس یک بُعد آن ترور شخص و مقام سیاسی است؛ یک مسئله دیگر بحث تجاوز نظامی به ایران در قالب این ترور بوده که آن هم نقض آشکار بند چهار منشور ملل متحد و اصل منع تجاوز است که چنین اقداماتی قطعاً یک عمل تجاوزکارانه به حساب میان و مسئولیت بین المللی دولتها را در پی دارد.
کارشناس روابط بینالملل با اشاره به عملیات وعده صادق ۴ و ابعاد پاسخ موشکی و پهپادی ایران در منطقه و جهان اظهار کرد: متأسفانه به اشتباه حضور جنگندهها در آسمان ایران و ترور مقامات ارشد را نوعی پیروزی و دست برتر امریکا و اسرائیل در میدان نظامی قلمداد میکنیم، اما باید توجه داشت که حضور جنگندهها در آسمان ایران و ترور مقامات صرفاً موفقیتهای تاکتیکی است نه راهبردی؛ و از سوی ایران هم با از کار انداختن و حمله به سامانههای تاد باعث شده که دست برتر و فضای باز رو در منطقه برای حمله به رژیم صهیونیستی و پایگاههای نظامی امریکا داشته باشد؛ بنابراین در خصوص استراتژی جدید ایران که در تکمیل الگوی مقابله خودش در جنگ ۱۲ روزه داشت باید توجه داشته باشیم که حمله به پایگاههای نظامی امریکا در منطقه را در دستور کار قرار داده و همچنین همزمان با تشکیل حملات گسترش جغرافیایی درگیری رو هم داشته، یعنی ایران با اتکا به قدرت آفندی خودش گسترش جغرافیای درگیری و راهبرد توقف تردد در تنگه هرمز ، یک رویکرد فعال نظامی رو برای یک هدف راهبردی مهم یعنی اخراج اشغالگران از منطقه اتخاذ کرده است.
شادمانی عنوان کرد: بنابراین مسئله مهمی که ما باید در تحلیل موفقیتهای آمریکا و اسرائیل در یک سو و همچنین ایران مورد توجه داشته باشیم این هست که باید بین موفقیتهای تاکتیکی و استراتژیک تمایز قائل شویم. بدین صورت میتوانیم تحلیل کنیم که اگر اتفاقاتی مثل پرواز جنگندهها یا ترور مقامات ممکن است در کوتاه مدت دستاوردهایی داشته باشد، اگر اینها باعث تغییرات بنیادین در معادلات قدرت دشمن نشود اینها یک پیروزی کوچک و تاکتیکی است و نباید آنها را با یک پیروزی و موفقیتهای استراتژیک که اهداف بلند مدت را محقق میکند اشتباه گرفته شود.
وی در مورد ضرورت حضور، مشارکت و اتحاد مردمی برای پیروزی در جنگ، تاکید کرد: اولاً حضور مردم، چه مراسمهای ملی و یا مذهبی؛ یک نقش بنیادی در باز تولید قوی سرمایه اجتماعی نظام دارند که می تواند هم افزایش اعتماد را داشته باشد که نشان میدهد هنوز اعتماد به ارزشهای نظام و نهادها وجود دارد و مردم یک تعلق جمعی را به این نظام دارند؛ از یک سمت دیگر پیامی که از این تجمعات مخابره میشود مشروعیت نظام رو در اذهان بین المللی تثبیت میکند، دشمن احساس میکرد که اگر در گزاره بالاتر مقام معظم رهبری را به عنوان شخص اول نظام مورد ترور قرار دهد و این خلا قدرت و شخصی که ایجاد شود، قطعا این نظام دچار فروپاشی میشود اما حضور مردم نشان میدهد که از یک سو ارادت به رهبر معظم انقلاب دارند و از سوی دیگر انها هستند که در کنار نقش ولی فقیه میتوانند تثبیت کننده و مشروعیت زا به این نظام باشند و این مسئله و پدیده میتواند افزایش انسجام سیاسی اقتدار ملی رو ارتقا دهد و حتی اینگونه اجتماعات میتواند یک شبکه سازی قوی و تعاملاتی رو بین شهروندان ایجاد کند.
شادمانی تصریح کرد: ما این روزها میبینیم که نهادی به مردم نمیگوید که چگونه در راهپیماییها حضور پیدا کنند و با توجه اطلاعاتی که داریم، محلمحوری، بسیار خوب در این تجمع نقش اساسی خودش رو دارد یعنی مردم خودشان تجمعات را سازماندهی میکنند، شعارهای هماهنگ ساعات هماهنگ و این مشخص است که به مرور که این جنگ گسترش پیدا میکند، برعکس مردم ساکن در سرزمینهای اشغالی که در پناهگاهها حاضر هستند یا ترس بر آنها غلبه میکند، مردم و ملت ایران در کف میدانها برای دفاع از این نظام حضور فعال دارند.

جدیدترین نظرات مخاطبان