خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه:آیا تابهحال طعم «زندگی با یک آیه» را چشیدهاید؟ آن لحظهای که در کورانِ یک سختی، آیهای ناگهان در قلبتان مینشیند و تمام اضطرابها را میشوید. یا در میانۀ یک دوراهیِ سرنوشتساز، کلامی از قرآن همچون چراغی پُرنور مسیر پیش رو را روشن میکند؛ آیهای که دیگر فقط متنی بر روی کاغذ نیست، بلکه به یک دوست صمیمی، یک مشاور حکیم و پناهگاهی امن تبدیل میشود. این تجربه همان اِکسیری است که روح را در هیاهوی دنیای امروز زنده نگه میدارد.
«نهضتِ زندگی با آیهها» برآمده از همین باور است؛ باوری که میگوید قرآن، کتابِ زندگی در متنِ میدان است، نه صرفاً کتابی برای نهادن در کُنجِ طاقچه. اکنون، برای سومین سالِ پیاپی، این نهضت سی آیۀ منتخب را بهعنوان سی شاهکلید برای گشودنِ قفلهای ذهنی و رفتاریِ جامعۀ امروز، محور حرکت خود قرار داده است و کتابی که پیشِ روی شماست، عصارهای از این حرکت و تلاشی برای تجهیز شما در کارزار بزرگِ امروز است.
این کارزار، میدان نبردش نه فقط خاکریزهای خاکی، که قلبها و ذهنهای ما و اطرافیانمان است. جنگ، جنگ روایتهاست؛ نبردی میان روایتِ امید و یأس، روایتِ عزت و تسلیم. خداوند از همۀ ما که با کتابش آشنا شدهایم، پیمانی گرفته است:لَتُبَیِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَکْتُمُونَهُ؛ «باید آن را برای مردم بیان کنید و کتمانش نکنید». این کتاب به شما کمک میکند تا ابتدا جان خود را از زلال وحی سیراب کنید و سپس، سفیر این آیهها برای اطرافیانتان شوید و این پیامها را به گوش جان دیگران نیز برسانید. این کتاب، یک جعبۀ مهمات فکری و معنوی برای شماست تا در این «جهاد تبیین»، با دلی قرص و بیانی رسا، وارد میدان شوید.
آیه هجدهم
ولْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ/نور، آیۀ ۲۲
باید از خطایشان بگذرند و به رویشان نیاورند. مگر دوست ندارید خدا هم از خطاهایتان درگذرد؟!
ببخش و بخشیده شو!
غیرمنتظره ببخش، شبیه بارانهای ناگهانِ اردیبهشت، شبیه برفهای بیهوای اسفند. بیدلیل کوتاه بیا، شبیه آشتی بچهها بعد از یک گیسوگیسکشی حسابی، شبیه «بیا شام حاضره» مامانها بعد از یک قهر سفت و سخت. انتخاب با توست که وسط اینهمه زُمُختی، رقیق باشی، که وسط اینهمه رنگِ جیغ، آن آبیِ روشن ملایم باشی، که وسط این همه زاویۀ تیز، آن گوشۀ نرم بیخطر باشی. میدانم… بخشیدن همیشه به این سادگیها نیست؛ اما بهدوشکشیدن بارِ آنهمه خشم هم آسان نیست. ببخش و شانهات را سبک کن! ببخش و شبیه بادبادکهای کودکی اوج بگیر! ببخش و بخشیده شو!
معمولاً وقتی کسی دلی بشکند یا ظلمی بکند، اولین واکنش مردم خشم و کینه است. قلبها سنگین میشود و ذهنها به دنبال راهی برای تلافی میگردد؛ اما همه اینطور نیستند. برخی خیلی متفاوت عمل میکنند. مثل این داستان از شهید ابراهیم هادی: «صدای فریادِ “دزد… دزد!” در کوچه پیچید. مردی موتور را برداشته بود و با تمام سرعت فرار میکرد. یکی از بچهمحلها با لگدی محکم، موتور و دزد را نقش بر زمین کرد. تکه آهنی روی زمین دست دزد را برید و خون جاری شد. چهرهاش غرق ترس و درد بود که صاحب موتور، ابراهیم، رسید. در میان بهت همگان، ابراهیم موتور را روشن کرد و به دزد وحشتزده گفت: “سریع سوار شو!” او را به درمانگاه برد، دستش را پانسمان کرد و بعد با هم به مسجد رفتند. بعد از نماز، کنارش نشست و آرام پرسید: “چرا دزدی میکنی؟” مرد با گریه از بیکاری و زن و بچهاش گفت. ابراهیم نهتنها او را بخشید، بلکه برایش شغلی پیدا کرد و مقداری پول هم به او داد تا زندگیاش را از نو بسازد.»[۱]
این گذشتِ شهید ابراهیم هادی، با رفتار خیلیها متفاوت است. چهطور میشود شبیه ابراهیم هادی عمل کرد؟ شاید وقتی مثل این شهدا به پیشنهاد شگفتانگیز و معاملۀ پُرسود خداوند در قرآن کریم توجه کنیم: آنجا خداوند نه با لحنی دستوری، بلکه با پرسشی سرشار از لطف و محبت، ما را به چالشی بزرگ دعوت میکند: <وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ>؛ «باید از خطایشان بگذرند و به رویشان نیاورند. مگر دوست ندارید خدا هم از خطاهایتان درگذرد؟!»
ببخش تا بخشیده شوی
«عفو» یعنی بخشیدن خطا و صرفنظر از تنبیه. اما «صفح» یک پله بالاتر است؛ یعنی ورقزدن آن صفحه از خاطرات، نادیدهگرفتن کامل آن خطا، درست همان کاری که شهید ابراهیم هادی کرد. انگیزۀ این کار بزرگ چیست؟ یک سؤال تکاندهنده: «آیا دوست نداری خدا تو را ببخشد؟» این یعنی کلید بخشایش الهی در دستان خود ماست.
این آیه، یک اصل برای حفظ انسجام جامعه نیز هست. رهبر معظم انقلاب همواره بر سیاست «جذب حداکثری و دفع حداقلی» تأکید دارند. ایشان میفرمایند که باید خطاهای افراد را در درون جبهۀ خودی با اغماض و گذشت مدیریت کرد تا مبادا نیرویی از دایرۀ انقلاب خارج شود. جامعهای که اعضای آن بر سر مسائل جزئی با یکدیگر درگیرند و کینهها را در دل نگه میدارند، تمام انرژی خود را در درون از دست میدهند و در برابر دشمن خارجی، «فَشَل» و سست میشوند. «با دوستان مروت، با دشمنان مدارا» راه به جایی نمیبرد. راهبرد قرآنی، «عفو در داخل، اقتدار در برابر خارج» است. ما باید خطاهای یکدیگر را ببخشیم تا بتوانیم در کنار هم، یک امت واحد و قدرتمند بمانیم و نقشههای تفرقهافکن دشمن را خنثی کنیم. همانطور که شیرینیاش را در جنگ ۱۲روزه چشیدیم.
عمل و زندگی با آیه
_ رانندهای به ماشینت زد و دیدی از پسِ پرداخت خسارت برنمیآید؟ بهجای شکایت، خسارت را ببخش. این بخشش، بزرگترین معاملۀ تو با خداست برای روزی که تو محتاج بخشش او هستی.
_ همسرت در اوج عصبانیت با حرفی دلت را شکست؟ بهجای قهر و سکوت، با یک استکان چای به سمتش برو. این گذشتِ تو، امضایی پای نامۀ بخشش گناهان خودت در پیشگاه خداست.
_ سر ارث و میراث، برادرت حقت را نادیده گرفت و رابطه قطع شد؟ غرورت را بشکن و اولین تماس را تو بگیر. آیا حفظ یک رابطه، بهاندازۀ پاکشدن پروندهات پیش خدا ارزش ندارد؟
_ دوست صمیمیات پشتسرت حرف زده و دلخور هستی؟ بهجای انتقام و افشاگری، سکوت کن. هر لحظه که جلوی زبانت را میگیری، خدا درحال پاککردن یک گناه از نامۀ عمل توست.
_ در بحث خانوادگی، حق با توست و میتوانی با یک جمله طرف مقابل را نابود کنی؟ آن جمله را قورت بده. این «صفح» و نادیدهگرفتن، تو را در فهرست کسانی قرار میدهد که خدا دوست دارد ببخشدشان.
[۱]. برگرفته از کتاب سلام بر ابراهیم، ص۷۷.

جدیدترین نظرات مخاطبان