با ما همراه باشید

دینی و مذهبی

ماجرای مکاشفه میرزای نائینی و حفاظت از ایران توسط حضرت امام مهدی(عج)

امام زمان فرمود:این دیوار، ایران است. کج می‌شود؛ اما ما با انگشتمان نگه‌اش داشته‌ایم و نمی‌گذاریم خراب بشود. این‌جا، شیعه‌خانه‌ ماست. کج می‌شود؛ اما نمی‌گذاریم خراب شود.

منتشر شده

در

به گزارش خبرنگار مهر، مرحوم شیخ محمود حلبی از طریق استادش مرحوم آیت الله میرزا مهدی اصفهانی، مکاشفه‌ای را از مرحوم حضرت آیت الله میرزای نائینی نقل می کند که در آن میرزای نائینی به خدمت حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رسیده است. این مکاشفه در اوضاع نابسامان ایران در جنگ بین الملل اول اتفاق افتاده است و متضمن توجه خاص حضرت صاحب الزمان(عج) به ایران است.

ماجرای مکاشفه میرزای نائینی و حفاظت از ایران توسط حضرت امام مهدی(عج)

اینگونه نقل شده است:در جنگ بین‌الملل اول، دو میهمان ناخوانده، از چپ و راست، به ایران ریختند. اوضاع ایران در آن تاریخ، خیلی متشنج بود. اصلا کشوری شده بود بی‌صاحب. از یک طرف روس‌ها ریختند، تصاحب کردند؛ از یک طرف، دیگران. یک وضع عجیبی و مردم ایران، مضطرب، منقلب وهیچ تکیه‌گاهی نداشتند.

مرحوم میرزای نائینی، رحمه الله، از این پیشامد ناهنجار، به ساحت مقدس امام امیرالمؤمنین، و سایر ائمه‌ی طاهرین شکایت زیادی می‌کرده است. مخصوصا، به پیشگاه مبارک امام زمان، علیه السلام، شکایت‌های زیادی داشته:

یابن العسکری! ایران، این طور شده، مردم، بی‌سروسامان شدند و بی‌پناه شدند. نظم نیست، امنیت نیست. چنین و چنان،

به حضرت عرض می‌کرده است. میرزای نائینی به مرحوم آقا میرزا مهدی اصفهانی، شاگردش، فرموده بودند و ایشان به بنده فرمودند و من برای شما، راوی دومم. استاد من برای من، راوی اول است. دوتا راوی بیشتر نیست … یک واسطه می‌خورد؛ آن هم مردی صالح و متقی که به من-که محرم سرش بودم-گفته است. فرمود:

میرزای نائینی گفت: من، خیلی به حضرت حجت نالیدم. یک‌روز، همین طوری که متوسل شده بودم، بر من مکاشفه‌ای شد. حضرت را زیارت کردم. دیدم، حضرت ایستاده‌اند. یک دیوار مرتفعی، سر به آسمان کشیده است. دیدم که حضرت این طوری کرده است، با این انگشت، به من اشاره کرد که نگاه کن!

من نگاه کردم، دیدم یک دیواری است [مرتفع] و این دیوار کج شده… و عن‌قریب است که می‌افتد! به یک مویی بند است… در قاعده، دیوار نیم متر کج است؛ در رأس، دیوار، سه متر کج است… و با آن انگشتشان هم به من اشاره می‌کردند که: نگاه کن!

نگاه کردم، دیدم انگشت حضرت هم به طرف دیوار است… .

فرمودند:این دیوار، ایران است. کج می‌شود؛ اما ما با انگشتمان نگه‌اش داشته‌ایم و نمی‌گذاریم خراب بشود. این‌جا، شیعه‌خانه‌ی ماست. کج می‌شود؛ اما نمی‌گذاریم خراب شود!

این چیزی است که استاد من برایم نقل کرد، از زبان استاد خود، مرحوم آقا میرزا حسین نائینی، که اعلم علمای متأخر، همه، شاگرد اویند: آقای شاهرودی، آقای خویی، مرحوم آقای حکیم؛ همگی، شاگرد میرزای نائینی بودند؛ و آن هم سری است که به شاگرد خاصش می‌گوید.

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دینی و مذهبی50 ثانیه پیش

ماجرای مکاشفه میرزای نائینی و حفاظت از ایران توسط حضرت امام مهدی(عج)

دینی و مذهبی2 دقیقه پیش

اطلاعیه سازمان هیأت و تشکل‌های دینی کشور درمورد رفتارهای مشکوک منافقان

دینی و مذهبی2 دقیقه پیش

احیای شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان در امام‌زاده صالح (ع) تهران

دینی و مذهبی3 دقیقه پیش

دعای روز بیست و یکم ماه رمضان و اوقات شرعی/ صوت و شرح دعای روز

دینی و مذهبی4 دقیقه پیش

احیای شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان در میدان شهید طهرانی مقدم تهران

دینی و مذهبی4 دقیقه پیش

احیای شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان در میدان حضرت ولیعصر (عج) تهران

دینی و مذهبی5 دقیقه پیش

احیای شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان در هیئت عاشورائیان شرق تهران

دینی و مذهبی6 دقیقه پیش

احیای شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان در میدان شهدای هفتم تیر تهران

دینی و مذهبی8 دقیقه پیش

نهج‌البلاغه؛ منشور همبستگی اجتماعی در اندیشه علوی

دینی و مذهبی13 دقیقه پیش

«دشمن‌گرفتن» شیطان در زندگی روزمرّه چه مصداق‌هایی دارد؟

جدیدترین نظرات مخاطبان

خبر لحظه‌ای اخیر