استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از ایرانشهر، سکوت امروز پادگان بمپور، سکوتی سنگین و پر از خاطره است؛ سکوتی که هر گوشه آن، روایتگر شبی است که آسمان جنوب شرق ایران با آتش موشکهای دشمن آمریکایی شکافته شد. اینجا تیپ 388 ایرانشهر است؛ پادگانی که در جریان تجاوز نظامی آمریکا، هدف 13 فروند موشک قرار گرفت، موشکهایی که ساختمانها را ویران کردند، اما نتوانستند روحیه مدافعان این سرزمین را در هم بشکنند.
هنوز آثار انفجار بر دیوارها، سقفهای فروریخته، درختان شکسته و زمین سوخته پیداست. قطعات بزرگ موتور موشک میان آوارها باقی مانده است و هر قدم در این پادگان، نشانی از خشونت حملهای است که نه یک مرکز نظامی عملیاتی، بلکه محل استراحت سربازان را هدف گرفته بود.
.
یکی از نخستین نقاطی که در بازدید میدانی دیده میشود، آسایشگاه سربازان است؛ ساختمانی که موشک مستقیماً به آن اصابت کرده است. تختهای فلزی خمیده، دیوارهای شکافته و سقف فروریخته، گواه شدت انفجار هستند.
فرمانده ارتش جمهوری اسلامی ایران در منطقه جنوب شرق با اشاره به این ساختمان میگوید: خدا را شکر در این بخش، بهدلیل اجرای دقیق دستورالعملهای پدافند غیرعامل، هنگام اصابت موشک کسی داخل آسایشگاه نبود و در این نقطه شهیدی نداشتیم، اگر این ملاحظات اجرا نشده بود، ابعاد فاجعه بسیار سنگینتر میشد.
چند قدم آنسوتر اما روایت تغییر میکند؛ اینجا دیگر از خوششانسی خبری نیست. مقابل ساختمانی که از چند جهت هدف قرار گرفته است، هنوز آثار اصابت همزمان چند موشک دیده میشود.
فرمانده با صدایی آرام ادامه میدهد: اینجا محل شهادت تعدادی از سربازان عزیز ماست. موشک دقیقاً در ورودی آسایشگاه فرود آمد؛ همان مسیری که سربازان برای خروج از ساختمان انتخاب کرده بودند، در واقع دشمن، راه فرار را هدف گرفت.
او توضیح میدهد که در لحظه حمله، تعدادی از سربازان مسئول اجرای طرحهای حفاظتی و پدافند غیرعامل بودند؛ مأموریتی که آنان را موظف میکرد سایر نیروها را از ساختمانها خارج و به نقاط امن هدایت کنند،
همین مسئولیت، بهای سنگینی داشت، پنج سرباز جوان، هنگام هدایت همرزمان خود، در آستانه خروج از ساختمان، آماج موج انفجار و ترکشهای موشک قرار گرفتند و به شهادت رسیدند.
فرمانده با تأثر میگوید: پیکرهای مطهر این شهدا را از زیر آوار بیرون نکشیدیم؛ آنها درست مقابل درِ خروجی به زمین افتاده بودند، لحظهای که تلاش میکردند دیگران را نجات دهند، خودشان آسمانی شدند. شدت انفجار بهحدی بوده که موشک از چند جهت سازه را شکافته و مسیر حرکت نیروها را بهطور کامل مسدود کرده است.
در بخش دیگری از پادگان، ساختمان محل استراحت کارکنان پایور نیز از حمله در امان نمانده است. دو موشک به این ساختمان اصابت کرده و بخش وسیعی از آن را ویران کردهاند، کمی جلوتر، مهمانسرا، تأسیسات برق و حتی ساختمان صندوق قرضالحسنه عقیدتی ـ سیاسی نیز هدف قرار گرفتهاند؛ ساختمانهایی که هیچیک کاربری رزمی نداشتند و بیشتر برای امور رفاهی و فرهنگی نیروها استفاده میشدند.
کنار تأسیسات برق، دو نقطه روی زمین با اندوهی خاص نشان داده میشود.
فرمانده میگوید: دو شهید عزیز ما که دوستان صمیمی یکدیگر بودند، هنگام خروج از ساختمان از این مسیر عبور میکردند، ترکشهای ناشی از اصابت موشک، هر دو را در همین نقطه به شهادت رساند.، درختان اطراف هنوز آثار اصابت ترکشها را بر تنه خود حفظ کردهاند؛ گویی طبیعت نیز شاهد آن شب تلخ بوده است، اما روایت پادگان بمپور تنها روایت ویرانی نیست؛ روایت ایستادگی است.
یکی از سربازان مجروح که هنوز آثار جراحت بر بدنش پیداست، با صلابت میگوید؛ “اگر ده بار دیگر هم مجروح شوم، باز هم به همین پادگان برمیگردم، اینجا خانه ماست و دفاع از این آبوخاک افتخار ماست، حتی اگر برای یازدهمین بار هم لازم باشد، دوباره لباس رزم میپوشم و کنار همرزمانم میایستم.”، این جملات، بیش از هر تصویر دیگری، معنای مقاومت را به نمایش میگذارد؛ مقاومتی که نه با انفجار موشکها متوقف میشود و نه با ویرانی ساختمانها.
امروز پادگان بمپور، اگرچه زخمهای عمیقی بر پیکر خود دارد، اما همچنان ایستاده است؛ همانند مردانی که در آن خدمت میکنند، دیوارها شاید فرو ریخته باشند، اما اراده مدافعان ایران همچنان پابرجاست؛ ارادهای که نشان میدهد دشمن میتواند ساختمانها را هدف قرار دهد، اما هرگز قادر به شکستن روحیه فرزندان این سرزمین نخواهد بود.
انتهای پیام/+
جدیدترین نظرات مخاطبان