اقتصادی و مالی
شمال ایران در محاصره زباله؛ زخم 27 ساله انجیلسی!
بحران پسماند در شمال ایران سالهاست از یک مسئله شهری فراتر رفته و به تهدیدی جدی برای محیطزیست تبدیل شده است.
منتشر شده
4 ساعت پیشدر
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بابل، مسئله پسماند در شمال کشور، بهویژه در استان مازندران و شهرستان بابل، سالهاست از یک موضوع خدمات شهری ساده عبور کرده و به یک «ابرچالش زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی» تبدیل شده است؛ چالشی که نهتنها سیمای طبیعی منطقه را تحتتأثیر قرار داده، بلکه بهطور مستقیم بر منابع آب زیرزمینی، کشاورزی، سلامت عمومی و حتی بودجههای عمرانی شهرداریها سایه انداخته است.
در این میان، سایت انجیلسی در منطقه بابلکنار، یکی از شاخصترین نمونههای انباشت بحران پسماند در شمال کشور به شمار میرود؛ نقطهای که قرار بود در یک بازه زمانی کوتاه، تنها یک «محل موقت دپوی زباله» باشد، اما در عمل به محل انباشت چند دههای پسماند و یکی از پیچیدهترین پروندههای زیستمحیطی استان تبدیل شد.
از تصمیم موقت تا بحران دائمی
بیش از 27 سال پیش، در پی افزایش تولید زباله در شهرستان بابل و نبود زیرساختهای پایدار دفن و بازیافت، مسئولان وقت در فرمانداری این شهرستان گرد هم آمدند و در قالب یک صورتجلسه، روستای انجیلسی در منطقه بابلکنار را بهعنوان محل موقت دپوی زباله تعیین کردند؛ تصمیمی که در ظاهر، برای حل یک بحران فوری و یکساله اتخاذ شده بود.
اما همان تصمیم موقت، بهدلیل نبود برنامه جایگزین، ضعف در مدیریت پسماند و تغییر نیافتن الگوی مصرف و بازیافت، به یک وضعیت پایدار اما بحرانی تبدیل شد؛ وضعیتی که نهتنها در همان سال پایان نیافت، بلکه در دهههای بعد، با افزایش جمعیت و رشد تولید زباله، ابعاد گستردهتری پیدا کرد.
انجیلسی؛ از منطقه طبیعی تا کانون تنش زیستمحیطی
سایت انجیلسی در طول این سالها به تدریج به انباری عظیم از زباله تبدیل شد؛ انباری که فشار زیستمحیطی آن تنها محدود به سطح زمین نبود، بلکه به لایههای زیرین خاک نیز نفوذ کرد. گزارشهای میدانی و روایتهای محلی نشان میدهد که شیرابههای ناشی از انباشت زباله، در طول زمان به منابع زیرزمینی نفوذ کرده و چرخه طبیعی آب در منطقه را دچار اختلال کرده است.
این شیرابهها، که از ترکیب مواد آلی و شیمیایی زبالههای شهری شکل میگیرند، بهتدریج به یکی از عوامل تهدیدکننده کیفیت آب و خاک در بابلکنار تبدیل شدند؛ تا جایی که برخی از کارشناسان از «آلودگی گسترده سفرههای زیرزمینی تا نواحی منتهی به دریای خزر» بهعنوان یکی از پیامدهای این وضعیت یاد میکنند.
هزینهای که از جیب توسعه پرداخت شد
در دو سال اخیر و پس از بسته شدن سایت انجیلسی، ابعاد اقتصادی این بحران بیش از گذشته آشکار شده است. شهرداری بابل، که سالها بخشی از زبالههای خود را در این سایت دفع میکرد، اکنون ناچار است پسماند تولیدی شهر را با هزینههای سنگین به استانهای دیگر منتقل کند.
این وضعیت، بهگفته کارشناسان شهری، بخش قابل توجهی از منابع مالی شهرداری را که میتوانست صرف پروژههای عمرانی، خدماتی و توسعهای شود، به سمت هزینههای حمل، دفع و مدیریت موقت زباله سوق داده است؛ موضوعی که عملاً «ظرفیت توسعه شهری» را تحت فشار قرار داده و توازن مالی مدیریت شهری را بر هم زده است.
پیامدهای انسانی و اجتماعی در بابلکنار
اما شاید تلخترین بخش ماجرا، نه در هزینههای مالی، بلکه در پیامدهای انسانی و اجتماعی آن نهفته باشد. در طول سالهای فعالیت سایت انجیلسی، بسیاری از ساکنان منطقه بابلکنار با آثار مستقیم این بحران زیستمحیطی مواجه شدند.
روایتهایی از کاهش کیفیت زمینهای کشاورزی، افت ارزش اراضی، از بین رفتن بخشی از دامداریها و حتی مهاجرت برخی خانوادهها از منطقه به دلیل شرایط نامطلوب زیستمحیطی، بخشی از واقعیتهای این بحران طولانیمدت است. در برخی موارد، کشاورزان محلی ناچار شدند زمینهای اجدادی خود را با کمترین ارزش ممکن واگذار کرده و منطقه را ترک کنند.
اعتراضات مردمی و پایان یک سایت پرحاشیه
با افزایش نارضایتیهای محلی و تشدید نگرانیهای زیستمحیطی، موضوع انجیلسی بهتدریج از سطح محلی فراتر رفت و به یک مطالبه عمومی تبدیل شد. در نهایت، پس از سالها پیگیری و اعتراض، مردم منطقه با مراجعه به دستگاه قضایی، مسیر حقوقی این پرونده را فعال کردند.
این روند در 15 اردیبهشت سال گذشته به نتیجه رسید و سایت انجیلسی رسماً بسته شد؛ اما بسته شدن این سایت، به معنای پایان بحران نبود، بلکه آغاز مرحله جدیدی از آن بود؛ مرحلهای که در آن، انباشت چند دههای زباله و شیرابههای باقیمانده همچنان بهعنوان یک تهدید جدی زیستمحیطی در منطقه باقی ماندهاند.
زخمی که هنوز التیام نیافته است
امروز انجیلسی تنها یک نام جغرافیایی نیست؛ بلکه نمادی از یک تصمیم کوتاهمدت با پیامدهای بلندمدت است. در دل کوههای بابلکنار، زیر لایههای چند دهه زباله، هنوز حجم عظیمی از مواد دفنشده وجود دارد که با هر بارندگی، احتمال فعال شدن دوباره شیرابهها و گسترش آلودگی را افزایش میدهد.
کارشناسان محیط زیست معتقدند که احیای این منطقه، نیازمند برنامهای جامع، هزینهبر و بلندمدت است؛ برنامهای که شامل مدیریت شیرابهها، پایش آبهای زیرزمینی، بازسازی خاک و جلوگیری از تکرار الگوهای گذشته در مدیریت پسماند باشد.
یک هشدار برای آینده
پرونده انجیلسی تنها یک روایت محلی نیست، بلکه هشداری جدی برای سایر شهرهای شمال کشور است؛ هشداری درباره اینکه فقدان زیرساختهای پایدار مدیریت پسماند، میتواند یک تصمیم موقت را به بحرانی چند دههای تبدیل کند.بحرانی که امروز در بابل دیده میشود، نتیجه مستقیم سالهایی است که در آن، «حل فوری مسئله» جایگزین «برنامهریزی پایدار» شده است؛ و اکنون هزینه این انتخاب، نهفقط در بودجه شهرداری، بلکه در طبیعت، سلامت و زندگی مردم منطقه پرداخت میشود.
بحران پسماند بابل
با وجود بسته شدن سایت انجیلسی، مسئله پسماند در شهرستان بابل نهتنها پایان نیافته، بلکه وارد مرحلهای پیچیدهتر و کمهزینهتر از گذشته برای تصمیمگیران و پرهزینهتر برای مردم و محیطزیست شده است. امروز انجیلسی دیگر یک محل دفن زباله فعال نیست، اما میراث چند دهه دفن غیراصولی پسماند، همچنان بهعنوان یک «ابرچالش خاموش» در دل خاک بابلکنار جریان دارد؛ چالشی که به تعبیر کارشناسان، حتی با تعطیلی فیزیکی سایت نیز از حرکت بازنایستاده و آثار آن در آب، خاک و زیستبوم منطقه ادامه دارد.
بخشی از مدیریت اجرایی بحران بهجای ورود مستقیم و حل ریشهای مسئله، در وضعیت انتظار و تعلیق قرار گرفته است؛ وضعیتی که بهزعم برخی ناظران، نوعی «فرار از میدان تصمیمگیری سخت» تلقی میشود. چرا که مسئله انجیلسی دیگر صرفاً یک موضوع خدمات شهری نیست، بلکه به یک پرونده چندوجهی با ابعاد زیستمحیطی، اجتماعی، حقوقی و حتی سیاسی تبدیل شده است؛ پروندهای که هر تصمیم درباره آن، هزینه و تبعات خاص خود را دارد.
واقعیت پیچیدهتر از امیدها
در ماههای اخیر، در برخی نشستهای رسمی از جمله جلسات مرتبط با ستاد تسهیل، مسئولان استانی از برنامهریزی برای حل کامل معضل پسماند در افق زمانی یکساله سخن گفتهاند. این در حالی است که واقعیت میدانی، تصویر متفاوتتری را نشان میدهد؛ بهویژه در شهرستان بابل که بهعنوان پرجمعیتترین شهرستان استان مازندران با بیش از 670 هزار نفر جمعیت، روزانه حجم قابل توجهی پسماند تولید میکند و همچنان با نبود زیرساخت قطعی و پایدار مواجه است.
به بیان دیگر، حتی اگر برنامهریزیهای کلان در سطح استان به سمت ساماندهی حرکت کرده باشد، در سطح محلی هنوز حلقههای اصلی زنجیره مدیریت پسماند از جمله جانمایی سایت جدید، تکمیل زیرساختهای پردازش و ایجاد ظرفیتهای بازیافت بهطور کامل شکل نگرفته است. همین شکاف میان «تصمیم» و «اجرا» باعث شده مسئله پسماند در بابل همچنان باز و حلنشده باقی بماند.
زباله 10 هزار تنی در حاشیه پل تاریخی
در کنار پرونده انجیلسی، یک نقطه بحرانی دیگر نیز در حاشیه شهر بابل خودنمایی میکند؛ سکوی موقت پسماند در نزدیکی پل تاریخی محمدحسنخان. این محل که سالها بهعنوان ایستگاه انتقال موقت زباله مورد استفاده قرار گرفته، در مقاطعی میزبان حجم عظیمی از پسماند بوده است؛ بهطوریکه بر اساس برآوردهای میدانی، حجم زباله انباشته در آن به حدود 10 هزار تن رسیده بود.
این سکو نهتنها از منظر بصری و زیستمحیطی موجب نارضایتی شهروندان و گردشگران شده، بلکه در هفتههای اخیر نیز با حادثه آتشسوزی گسترده مواجه شد؛ حادثهای که بار دیگر شکنندگی زیرساختهای مدیریت پسماند در شهرستان را آشکار کرد و نشان داد که بحران زباله در بابل، صرفاً یک مسئله دفن نیست، بلکه در مرحله نگهداری و انتقال نیز با چالشهای جدی روبهروست.
بنبست جانمایی
در حال حاضر یکی از مهمترین گرههای این بحران، نبود مکان مشخص و مورد توافق برای احداث سایت جدید پسماند در شهرستان بابل است. این موضوع، به یکی از چالشهای مزمن مدیریت شهری و استانی تبدیل شده که حل آن، بهدلیل مجموعهای از ملاحظات اجتماعی، زیستمحیطی و جغرافیایی، با دشواریهای جدی مواجه است.
شهرداری بابل در این میان، بارها بر ضرورت تعیین تکلیف از سوی نهادهای بالادستی از جمله وزارت کشور تأکید کرده و معتقد است که تعیین محل مناسب برای دفن یا پردازش پسماند، فراتر از ظرفیت تصمیمگیری محلی است و نیازمند مداخله ملی و کارشناسی جامع میباشد. در مقابل، نگاههای کارشناسی نیز بر این نکته تأکید دارند که شمال کشور بهطور ذاتی با محدودیتهای جدی در جانمایی سایتهای پسماند مواجه است.
تراکم بالای جمعیت، نزدیکی روستاها به یکدیگر، گستردگی پوشش جنگلی و کشاورزی، سطح بالای آبهای زیرزمینی، وجود رودخانهها و منابع آبی متعدد و همچنین ارزش بالای زمین در این مناطق، عملاً انتخاب هر نقطهای را با مقاومت اجتماعی و ملاحظات زیستمحیطی همراه میکند. این شرایط باعث شده فرآیند جانمایی سایتهای جدید، به یکی از پیچیدهترین تصمیمات مدیریتی در شمال کشور تبدیل شود.
شیرابههایی که هنوز زندهاند
با وجود تعطیلی سایت انجیلسی، مسئله شیرابههای ناشی از سالها دفن زباله همچنان بهعنوان یکی از جدیترین تهدیدهای زیستمحیطی منطقه باقی مانده است. در روزهای بارندگی، حجم قابل توجهی از این شیرابهها از دل تودههای دفنشده زباله به حرکت درمیآید و از طریق مسیرهای طبیعی آب، وارد خاک و جریانهای سطحی میشود.
این جریان آلوده، در مسیر حرکت خود نهتنها خاک و پوشش گیاهی منطقه را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه نگرانیهایی درباره ورود آلودگی به رودخانهها و در نهایت دریای خزر نیز ایجاد کرده است. کارشناسان محیطزیست بارها هشدار دادهاند که استمرار این وضعیت میتواند آثار بلندمدت و جبرانناپذیری بر اکوسیستم منطقه برجای بگذارد.
یک بحران بدون پایان قطعی
امروز مسئله پسماند در بابل را نمیتوان صرفاً با تعطیلی یک سایت یا انتقال موقت زباله به استانهای دیگر حلشده تلقی کرد. این بحران، مجموعهای بههمپیوسته از مشکلات زیرساختی، مدیریتی، اجتماعی و زیستمحیطی است که هر بخش آن، بر بخش دیگر اثر میگذارد.
تا زمانی که تصمیمی جامع برای جانمایی پایدار، توسعه بازیافت، کاهش تولید زباله در مبدأ و مدیریت علمی شیرابهها اتخاذ نشود، به نظر میرسد این چرخه همچنان ادامه خواهد داشت؛ چرخهای که هر بار با بارش باران یا افزایش حجم زباله، دوباره خود را به شکل بحرانهای تازه نشان میدهد.
در نهایت، انجیلسی تنها یک نقطه جغرافیایی نیست؛ بلکه نمادی از یک مسئله حلنشده است که همچنان میان تصمیمهای کوتاهمدت، محدودیتهای اجرایی و واقعیتهای محیطزیستی سرگردان مانده است.
راهاندازی خط پردازش زباله در بابل
در حالی که بحران پسماند در شهرستان بابل طی سالهای اخیر به یکی از چالشهای جدی مدیریت شهری تبدیل شده است، مسئولان شهری از اجرای یک طرح جدید برای کاهش بخشی از فشار مالی و زیستمحیطی این بحران خبر میدهند؛ طرحی که بر اساس آن، خط پردازش سایت پسماند در حاشیه پل تاریخی محمدحسنخان بهزودی وارد مدار بهرهبرداری خواهد شد.
محمدزمان یعقوبی، عضو شورای اسلامی شهر بابل و رئیس کمیسیون خدمات شهری شورا، با اشاره به ابعاد مالی و اجرایی بحران زباله در این شهرستان، تأکید کرد که حمل و انتقال پسماند به استانهای دیگر پس از بسته شدن سایت انجیلسی، هزینههای سنگینی را بر دوش شهرداری بابل تحمیل کرده و بخش قابل توجهی از منابع مالی مدیریت شهری را تحت تأثیر قرار داده است.
به گفته وی، در سالهای اخیر، با توقف فعالیت سایت انجیلسی و نبود زیرساخت جایگزین پایدار، شهرداری ناچار شده است زبالههای تولیدی شهر را با هزینههای بالا به خارج از استان منتقل کند؛ موضوعی که سالانه حدود 130 میلیارد تومان هزینه مستقیم برای مدیریت شهری به همراه داشته است. این رقم، بهگفته کارشناسان شهری، فشار قابل توجهی بر بودجه عمرانی و خدماتی شهر وارد کرده و ظرفیت سرمایهگذاری در پروژههای توسعهای را کاهش داده است.
کاهش 30 تا 40 درصدی حجم زباله با خط پردازش جدید
یعقوبی در تشریح جزئیات طرح جدید مدیریت پسماند در بابل گفت: راهاندازی خط پردازش زباله در منطقه پل محمدحسنخان میتواند نقش مهمی در کاهش حجم پسماند دپو شده در این محدوده ایفا کند. بر اساس برآوردهای فنی، این خط پردازش قادر خواهد بود بین 30 تا 40 درصد از حجم زبالههای ورودی را کاهش دهد و بهطور همزمان، فرآیند انتقال و حمل پسماند را نیز سبکتر و کمهزینهتر کند.
وی افزود: هدف اصلی این طرح، کاهش بار حجمی زباله پیش از انتقال به خارج از استان و افزایش بهرهوری در فرآیند مدیریت پسماند است؛ اقدامی که در نهایت میتواند به کاهش حدود 50 درصدی هزینههای حمل و نقل زباله منجر شود.
تغییر در مدل پیمانکاری و کاهش هزینههای اجرایی
عضو شورای اسلامی شهر بابل همچنین از تغییر رویکرد در قراردادهای پیمانکاری حوزه پسماند خبر داد و اظهار کرد: در ماههای اخیر، با جذب پیمانکاران جدید و انعقاد قراردادهایی با ساختار مالی متفاوت، تلاش شده است هزینههای اجرایی این حوزه بهطور محسوسی کاهش یابد.
به گفته وی، در شرایط جدید، برخی پیمانکاران با نرخهای پایینتر نسبت به گذشته وارد چرخه خدماترسانی شدهاند؛ بهطوریکه یکی از شرکتهای پیمانکاری با قرارداد 18 درصدی و شرکت دیگر با قرارداد حدود 30 درصدی فعالیت خود را آغاز کردهاند. این تغییر رویکرد، در مقایسه با مدلهای قبلی، موجب کاهش قابل توجه هزینههای انتقال و مدیریت زباله شده و میتواند در بلندمدت به بهبود وضعیت مالی شهرداری کمک کند.
تأثیر مستقیم بر اقتصاد شهری و زندگی شهروندان
یعقوبی با تأکید بر اینکه اجرای این طرح صرفاً یک اقدام فنی نیست، بلکه یک تصمیم اقتصادی و اجتماعی مهم برای شهر بابل محسوب میشود، خاطرنشان کرد: کاهش هزینههای مدیریت پسماند بهصورت مستقیم در بهبود وضعیت بودجه شهری و افزایش توان شهرداری برای اجرای پروژههای عمرانی و خدماتی اثرگذار خواهد بود.
وی افزود: هرگونه صرفهجویی در حوزه پسماند، در نهایت به نفع شهروندان تمام میشود؛ چرا که منابع آزادشده میتواند در توسعه زیرساختهای شهری، بهبود خدمات عمومی و ارتقای کیفیت زندگی مردم هزینه شود.
گامی موقت در مسیر یک بحران پیچیده
با وجود اجرای این طرح، کارشناسان معتقدند که راهاندازی خط پردازش در پل محمدحسنخان تنها بخشی از مسیر مدیریت بحران پسماند در بابل است و نمیتواند بهتنهایی جایگزین یک راهکار جامع و پایدار شود. مسئله زباله در این شهرستان همچنان نیازمند تصمیمگیریهای کلانتر در حوزه جانمایی سایت جدید، توسعه بازیافت، آموزش شهروندی و کاهش تولید پسماند در مبدأ است.
با این حال، اجرای خط پردازش جدید را میتوان بهعنوان یک اقدام میانی و کاهشدهنده فشار مالی در کوتاهمدت ارزیابی کرد؛ اقدامی که در صورت تکمیل سایر حلقههای مدیریت پسماند، میتواند بخشی از مسیر حل این ابرچالش زیستمحیطی در شمال کشور را هموارتر کند.
چه باید کرد با حجم از زباله؟
پرونده پسماند در بابل و بهطور کلی در شمال کشور، دیگر صرفاً یک مسئله اجرایی یا خدمات شهری نیست؛ بلکه به نمادی از انباشت تصمیمهای کوتاهمدت، نبود برنامهریزی پایدار و تأخیر مزمن در اصلاح زیرساختهای حیاتی تبدیل شده است. آنچه امروز در انجیلسی، سکوی محمدحسنخان و مسیرهای انتقال زباله دیده میشود، صرفاً نشانههای یک بحران نیست، بلکه تداوم زنجیرهای از انتخابهایی است که در زمان خود «موقت» تعریف شدند اما در گذر زمان به «دائمیترین بحران منطقه» بدل شدند.
واقعیت این است که تعطیلی سایت انجیلسی، اگرچه از منظر اجتماعی و زیستمحیطی یک مطالبه جدی و نقطه عطف در پیگیریهای مردمی محسوب میشود، اما بههیچوجه پایان بحران نبود؛ بلکه تنها صورت مسئله را تغییر داد. زبالهها از یک نقطه جغرافیایی به نقاط دیگر منتقل شدند، اما مسئله اصلی—یعنی فقدان یک نظام جامع مدیریت پسماند همچنان بدون پاسخ باقی مانده است.
از سوی دیگر، فشار اقتصادی ناشی از حمل زباله به خارج از استان، عملاً مدیریت شهری را در موقعیتی قرار داده که بخش قابل توجهی از ظرفیت مالی خود را به جای توسعه، صرف «مدیریت بحران روزمره» میکند. این وضعیت، بهصورت مستقیم بر کیفیت خدمات شهری و روند توسعه بابل اثر گذاشته و نوعی فرسایش تدریجی در توان سرمایهگذاری شهرداری ایجاد کرده است.
در بُعد زیستمحیطی نیز، انجیلسی بهعنوان یک میراث بحرانساز همچنان فعال است؛ نه در قالب یک سایت دفن، بلکه در قالب یک تهدید خاموش و ماندگار. شیرابههایی که در دل خاک جریان دارند، نشان میدهند که تعطیلی فیزیکی یک سایت، لزوماً به معنای پایان اثرات آن نیست. این همان نقطهای است که بحران پسماند را از یک مسئله عمرانی به یک چالش بلندمدت محیطزیستی تبدیل میکند.
در کنار اینها، بنبست جانمایی سایت جدید، نبود اجماع مدیریتی و دشواریهای ذاتی جغرافیای شمال کشور، باعث شده چرخه بحران همچنان باز بماند. در چنین شرایطی، حتی اجرای طرحهای مقطعی مانند خطوط پردازش یا انتقال موقت، تنها میتواند نقش مُسکن را ایفا کند، نه درمان.
جمعبندی این وضعیت نشان میدهد که بابل و انجیلسی امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک تصمیم ساختاری، فرابخشی و بلندمدت هستند؛ تصمیمی که از سطح مدیریت شهری فراتر رفته و به یک اراده ملی برای اصلاح نظام مدیریت پسماند در شمال کشور تبدیل شود. در غیر این صورت، آنچه امروز بهعنوان بحران انجیلسی شناخته میشود، تنها یکی از حلقههای زنجیرهای خواهد بود که در آینده در نقاط دیگر نیز تکرار میشود.
در نهایت، انجیلسی فقط یک محل دفن زباله نیست؛ بلکه هشداری است درباره هزینههای سنگین بیتصمیمی، و یادآوری این واقعیت که در مدیریت محیطزیست، «تأخیر در تصمیم درست»، خود به معنای «تولید بحران بزرگتر» است.
انتهای پیام/
شاید دوست داشته باشید
مهمترین مشکل اقتصاد ایران، تصدیگری دولتی است
بیروتی که در این کتاب تجسم میشود، دیگر یک موقعیت مکانی نیست
توضیحات رئیس مرکز ارزشیاب آموزش و پرورش درباره نحوه برگزاری امتحانات پایان سال دانشآموزان/ امتحانات نهایی چه زمانی برگزار میشود؟
فوری/ زمان برگزاری کنکور اعلام شد
جزئیات «ثبتنام الکترونیکی» دانشآموزان در مدارس/ اعلام مهلت ثبتنام در صورت تغییر آدرس
جزئیات آزمون مدارس و تأثیر سوابق تحصیلی در کنکور اعلام شد
پهپاد منهدمشده ارتش اسرائیلی-آمریکایی در جزیره قشم کشف شد
وضعیت هواشناسی امروز شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵ / این ۹ استان امروز منتظر بارش شدید باشند
هزینه دریافت گواهینامه ۱۵ میلیون تومان شد
هشدار بارشهای سیلآسا در این مناطق کشور صادر شد
امتحان غیرحضوری هم حذف شد، اما نمره ماند!/ تصمیم جنجالی برخی مدارس برای دانشآموزان
مهلت ثبت نام کنکور سراسری ۱۴۰۵ تمدید میشود؟
نامه ۹۰۰ استاد حوزه علمیه به هیئت مذاکرهکننده ایران
آزادراه تهران ـ شمال یکطرفه شد/ اطلاعیه مهم پلیس راهور برای مسافران
اسرائیل ارتباطش را با گوترش قطع کرد
آمار جدید مبتلایان به هانتاویروس اعلام شد / هانتاویروس به ایران رسید؟
درمانهای جایگزین اوتیسم مفید است؟
هشدار هواشناسی به پایتخت نشینان/ گرمای بی سابقه در راه تهران
کابوس نوزادی که نجات نیافت همچنان با امدادگران هلالاحمر است / امروز با کاسبان تخریب مواجهیم











جدیدترین نظرات مخاطبان