با ما همراه باشید

دینی و مذهبی

لاریجانی الهیات را مسیر بازتعریف «زیست مؤمنانه» در جهان مدرن می‌دانست

شهید لاریجانی به عنوان متفکری که در سنت حکمت متعالیه تنفس می‌کرد، هرگز الهیات را دانشی محصور در حجره‌های دربسته یا انتزاعات صرف ذهنی نمی‌دید.

منتشر شده

در

به گزارش خبرنگار مهر، شهرت شهید سعید دکتر علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی در مجامع علمی به اندیشه های فلسفی این استاد شهید فلسفه دانشگاه بر می گردد و در سپهر اندیشه معاصر ایران، نام شهید دکتر علی لاریجانی بیش از هر چیز با کرسی فلسفه دانشگاه تهران و تلاش برای بومی‌سازی مفاهیم انتزاعی در متن ضرورت‌های اجتماعی گره خورده است.

او به عنوان متفکری که در سنت حکمت متعالیه تنفس می‌کرد، هرگز الهیات را دانشی محصور در حجره‌های دربسته یا انتزاعات صرف ذهنی نمی‌دید. برای او، الهیات فراتر از بحث در صفات و ذات باری‌تعالی، مسیری برای بازتعریف «زیست مؤمنانه» در جهان پیچیده مدرن بود.

آنچه اندیشه استاد شهید لاریجانی را از کلام سنتی متمایز می‌کرد، صورت‌بندی نوعی «الهیات عملی» بود؛ دانشی که عقلانیت فلسفی را به مثابه قطب‌نمایی برای حل بحران‌های هویتی و ساختاری جامعه اسلامی به کار می‌گرفت. در این گزارش، تلاش می‌شود تا ابعاد مختلف این دستگاه فکری، از مبانی هستی‌شناختی تا تجلیات آن در عرصه اجتماع، بر اساس متون و رویکردهای تخصصی ایشان واکاوی شود.

نقطه عزیمت در الهیات عملی دکتر لاریجانی، «وحدت وجود» و «سریان حقیقت در کثرات» است. ایشان با تکیه بر آموزه‌های صدرایی، معتقد بودند که اگر خدا حقیقت مطلق است، پس هیچ ساحت از زندگی بشر نباید از حضور قدسی او خالی بماند.

شهید لاریجانی با تکیه بر آموزه‌های صدرایی، معتقد بود که اگر خدا حقیقت مطلق است، پس هیچ ساحت از زندگی بشر نباید از حضور قدسی او خالی بماند

این نگاه، مرز میان «مقدس» و «عرفی» را در مقام عمل برمی‌دارد؛ به این معنا که سیاست، اقتصاد و فرهنگ، زمانی که در مسیر کمال انسانی و عدل الهی قرار گیرند، خود بخشی از بندگی و الهیات محسوب می‌شوند.

از نظر این استاد شهید، گسست میان الهیات و جامعه، منجر به پیدایش دینی می‌شود که یا به «سکولاریسم پنهان» می‌انجامد و یا به «قشری‌گری کور». لذا، الهیات عملی ایشان مأموریت داشت تا پیوندی ارگانیک میان «فهم وحیانی» و «تدبیر عقلانی» برقرار کند. ایشان همواره تأکید می‌کردند که عقل، حجت باطنی است و نباید در سایه نقل، تعطیل شود؛ بلکه عقل باید به مثابه نوری، ظرایف و ظرفیت‌های نهفته در وحی را برای نیازهای عصر جدید استخراج کند.

در لایه‌ای عمیق‌تر، شهید لاریجانی به مسئله «انسان‌شناسی» در الهیات توجه ویژه‌ای داشتند. در دیدگاه ایشان، انسان نه موجودی رها شده در تلاطم تاریخ، بلکه «خلیفه الله» است که مسئولیت آبادانی زمین (استعمار فی‌الارض) را بر عهده دارد. این کرامت ذاتی، زیربنای حقوق بشر و آزادی‌های مشروع در جامعه اسلامی از دیدگاه ایشان بود.

الهیات عملی در اینجا به معنای پاسداشت این کرامت است. ایشان بر این باور بودند که جامعه‌ای که در آن فقر، تبعیض و بی‌عدالتی حاکم باشد، نمی‌تواند مدعی تحقق الهیات اسلامی باشد؛ چرا که خداوند «عدل» را صفت ذاتی خود و مبنای آفرینش قرار داده است. لذا، مبارزه با فساد و تلاش برای برقراری قسط، در منظومه فکری این استاد فلسفه، نه یک وظیفه صرفاً اداری، بلکه یک «تکلیف الهیاتی» و بخشی از سلوک عقلانی است. ایشان در سخنان خود همواره بر این نکته پای می‌فشردند که فیلسوف الهی نمی‌تواند نسبت به رنج‌های جامعه بی‌تفاوت باشد، چرا که درک «حق»، ملازم با استیفای «حقوق» است.

بخش مهمی از تلاش‌های علمی دکتر لاریجانی صرف تبیین نسبت میان «سنت» و «تجدد» شد. او به عنوان متفکری که با فلسفه غرب نیز آشنایی عمیقی داشت، معتقد بود که الهیات عملی باید قدرت «گفتگو» داشته باشد. ایشان در دوران حضور در دانشگاه تهران، تلاش می‌کردند تا نشان دهند که حکمت اسلامی ظرفیت‌های شگرفی برای نقد عقلانی مدرنیته دارد، بدون آنکه دچار جزم‌اندیشی شود. از نظر ایشان، الهیات نباید در برابر پرسش‌های جدید عقب‌نشینی کند یا به پاسخ‌های تکراری بسنده نماید. رویکرد ایشان، نوعی «اجتهاد در مبانی» بود؛ به این معنا که ثابتات دین را باید در ظرف متغیرات زمانه به گونه‌ای بازخوانی کرد که کارآمدی خود را از دست ندهند. این کارآمدی، هسته مرکزی الهیات عملی است که در آن، ایمان مایه آرامش روانی و عقل مایه نظم اجتماعی می‌گردد. ایشان بر این باور بودند که اگر دین نتواند مدلی برای زیست شرافتمندانه ارائه دهد، در سطح مناسک باقی خواهد ماند و از تأثیرگذاری بر تمدن بشری باز خواهد ماند.

در پایان، باید به جایگاه «شهادت» در پیوند با این الهیات عملی اشاره کرد. برای شهید دکتر علی لاریجانی، پایان‌بندی این مسیر عقلانی و الهیاتی، گذشتن از «خود» برای رسیدن به «حق» بود. شهادت ایشان، امضای سرخی بر صدق اندیشه‌هایی بود که سال‌ها در کسوت استاد فلسفه تدریس کرده بودند. لاریجانی شهید ،نشان داد که الهیات عملی تنها یک نظریه در کتاب‌ها نیست، بلکه مسیری است که انتهای آن به فداکاری برای آرمان‌های توحیدی و انسانی ختم می‌شود. میراث ایشان برای دانشگاه و جامعه اسلامی، دعوتی همیشگی به «عقلانیتِ همراه با معنویت» و «دین‌داریِ همراه با مسئولیت‌پذیری» است. امروز بازخوانی آرای ایشان بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد تا بتوانیم میان هویت اصیل اسلامی و ضرورت‌های جهان معاصر، تعادلی پایدار برقرار کنیم. الهیات عملی در بستر جامعه اسلامی، همان چیزی است که می‌تواند ایمان را به نیرویی محرک برای پیشرفت و عدالت تبدیل کند.

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین نظرات مخاطبان

خبر لحظه‌ای اخیر