به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تسنیم، مذاکرات و رایزنیهای غیرمستقیم میان آمریکا و ایران در حالی ادامه دارد که واشنگتن همچنان در پی تحمیل خواستههای زیادهخواهانه خود است و یکی از این موارد، توهم تصمیمگیری برای ذخایر اورانیوم غنیشده ایران است.
با وجود چالشهای فنی و سیاسی گسترده، غربیها در تلاشاند تا سناریوهای پیشین خود در سایر نقاط جهان را برای ایران نیز شبیهسازی کنند. در همین راستا، «آلیا حیدر»، روزنامهنگار باسابقه قزاقستانی، در یادداشتی به بررسی تاریخچه دیپلماسی هستهای قزاقستان پرداخته و تلاش کرده تا تجربه این کشور در انتقال اورانیوم را با وضعیت کنونی پرونده صلحآمیز هستهای ایران مقایسه کند؛ قیاسی که البته با توجه به تفاوتهای بنیادین دو کشور و مواضع قاطع ایران، با چالشهای جدی روبروست.
به نوشته این روزنامهنگار قزاق، طرفهای درگیر در تنشهای منطقهای یعنی آمریکا و ایران، همچنان بر سر مسائل اساسی اختلافات عمیقی دارند. در این میان کشورهای مختلفی از جمله پاکستان نیز به عنوان میانجی وارد عرصه شدهاند. همزمان، پیچیدگیهای نظامی و اقتصادی منطقه، از جمله اقدامات مداخلهجویانه و محاصره دریایی آمریکا علیه صادرات نفت ایران و همچنین آنچه این نویسنده «اختلال ایران در کشتیرانی در تنگه هرمز» مینامد، بر دامنه این تنشها افزوده است.
اخبار بحران در تنگه هرمز اغلب تیتر یک رسانهها را به خود اختصاص میدهد و توجهات را از مسئلهای که غربیها آن را موضوع مرکزی میدانند (یعنی سرنوشت ذخایر اورانیوم ایران) منحرف میکند.
اخیراً پایگاه خبری آکسیوس در گزارشی ادعا کرده بود که مذاکرهکنندگان آمریکایی و ایرانی درباره ترتیبات احتمالی شامل آزادسازی منابع مالی مسدودشده ایران، با رقمی در حدود ۲۰ میلیارد دلار بحث کردهاند. در حالی که یک مقام آمریکایی این رقم را پیشنهاد واشنگتن توصیف کرد، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بعداً انتقال هرگونه پولی را تکذیب کرد.
در همین حال، ارزیابیهای نهادهای مرتبط با آژانس بینالمللی انرژی اتمی نشان میدهد که ایران حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد در اختیار دارد.
با این وجود، در حالی که ترامپ ابراز اطمینان کرده که ایران به توافق تن خواهد داد و اورانیوم از این کشور خارج خواهد شد، مقامات ایران با قاطعیت این ادعاها را رد و صراحتاً اعلام کردهاند که هیچ قصدی برای انتقال دستاوردهای ملی و اورانیوم غنیشده خود به آمریکا یا هیچ کشور دیگری ندارند و برنامه هستهای ایران کاملاً بومی و غیرقابل معامله است.
آلیا حیدر در ادامه یادداشت خود به مواضع دولت آستانه اشاره میکند. در ۱۷ آوریل ۲۰۲۶، قاسم جومارت توکایف، رئیسجمهور قزاقستان، در یک مجمع دیپلماتیک در آنتالیا به این موضوع پرداخت و هشدار داد که تمرکز بیش از حد بر مسیرهای تجاری و تنگه هرمز ممکن است باعث شود مشکل اصلی از دیدهها پنهان بماند.
توکایف در این نشست گفت: «ریشه مشکل در اشاعه فناوریها و سلاحهای هستهای است. این موضوع باید محور اصلی مذاکرات در خصوص درگیریهای پیرامون ایران باشد.»
کارشناسان همواره بر پیچیدگی وظیفهای که سیاستگذاران غربی با آن روبهرو هستند تأکید کردهاند: آنها نه تنها باید درباره شرایط توافق مذاکره کنند، بلکه در توهمات خود به دنبال خروج فیزیکی اورانیوم غنیشده از ایران هستند؛ رویایی که نیازمند استقرار تیمهای متخصص، تعیین مسیرهای حملونقل و تعیین مقصد نهایی برای این مواد است. در این شرایط، اظهارات توکایف وزن خاصی پیدا میکند. در حالی که آمریکا بر محدود کردن غنیسازی آینده و انتقال ذخایر موجود پافشاری میکند، ایران به دنبال تفکیک مسئله هستهای از بحرانهای منطقهای است.
نویسنده قزاقستانی در بخش دیگری از گزارش خود به سابقه کشورش اشاره میکند. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، قزاقستان چهارمین زرادخانه بزرگ هستهای جهان را به ارث برد. این کشور همچنین میزبان سایت آزمایش هستهای «سمیپالاتینسک» بود که شوروی اولین آزمایش هستهای خود را در سال ۱۹۴۹ در آنجا انجام داد و طی چهار دهه بعد، ۴۵۶ آزمایش دیگر نیز در آن صورت گرفت.
پس از استقلال، قزاقستان تصمیم گرفت زرادخانه هستهای خود را داوطلبانه کنار بگذارد. در سال ۱۹۹۴، این کشور تحت یک عملیات پیچیده به نام «عملیات یاقوت کبود»، خروج اورانیوم با غنای بالا به مقصد آمریکا را تسهیل کرد. این عملیات شامل خروج حدود ۶۰۰ کیلوگرم اورانیوم (با غنای حدود ۹۰ درصد) از کارخانه متالورژی «اولبا» در شهر اوست-کامنوگورسک بود.
قزاقستان سابقه ایفای نقش در تلاشهای دیپلماتیک مرتبط با برنامه هستهای ایران را نیز در کارنامه دارد. در سال ۲۰۱۳، آلماتی میزبان دو دور مذاکره میان ایران و گروه ۱+۵ بود که به هموار شدن مسیر برای برجام در سال ۲۰۱۵ کمک کرد. به عنوان بخشی از اجرای آن توافق، قزاقستان ۶۰ تن اورانیوم طبیعی را در ازای خروج اورانیوم با غنای پایین به ایران تحویل داد و به عنوان یک بستر بیطرف و میزبان «بانک اورانیوم با غنای پایین آژانس» شناخته شد.
با این حال، آلیا حیدر در پایان یادداشت خود اعتراف میکند که وضعیت ایران بسیار پیچیدهتر از تجربه قزاقستان در عملیات یاقوت کبود است. اولاً قزاقستان به طور داوطلبانه زرادخانه بازمانده از شوروی را واگذار کرد، در حالی که برنامه هستهای ایران یک دستاورد بومی، صلحآمیز و متکی بر دانش دانشمندان داخلی است و چشمپوشی از این مواد هستهای برای تهران هزینههای سیاسی و راهبردی غیرقابل قبولی در پی دارد.
اگرچه نویسنده تلاش دارد تجربه قزاقستان را به عنوان یک الگو برای خروج اورانیوم یا رقیقسازی آن معرفی کند، اما واقعیت این است که ایران بارها نشان داده که تحت فشارهای تحریمی و زیادهخواهیهای محور غربی، ذرهای از حقوق مسلم هستهای خود عقبنشینی نخواهد کرد و هرگونه توافق احتمالی در آینده، باید ضامن حفظ دستاوردها و منافع ملی ملت ایران باشد.
جدیدترین نظرات مخاطبان