به گزارش خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت: بچههای کمسنوسال یکی پس از دیگری از درِ کوچک آموزشگاه بیرون میآیند. دو دختر نوجوان در حالی که به انگلیسی با هم حرف میزنند پا به پیادهرو میگذارند. به سمت معلمشان برمیگردند و با گفتن چند جمله انگلیسی از او خداحافظی میکنند. خانمی با لهجهای غلیظ به این معلم زبان رسیده و به کودک خردسالش میگوید: «!Say hello to the teacher» [به معلم سلام کن] و صدای پسربچه را میشنوم که بریدهبریده این جمله را تکرار میکند.
مدیر این آموزشگاه زبان میگوید: «از دو ماه پیش ظرفیت کلاسهای ما پر شده اما هنوز هم روزانه تماس میگیرند که آیا جا باز نشده؟»
این تصویر، بخشی از واقعیتی بزرگتر در جامعه امروز ایران است؛ تمایل رو به رشد و در برخی موارد تبآلود به یادگیری زبان دوم بهویژه انگلیسی. تعدد آموزشگاههای حضوری و پلتفرمهای مجازی آموزش زبان، گواه دیگری بر این گرایش جمعی است.
ضرورت زبانآموزی
محسن ۴۲ سال دارد و دانشآموخته مهندسی عمران است. میگوید: «سالها بعد از فارغالتحصیلی بود که فهمیدم اگر بخواهم کار درستوحسابی پیدا کنم، بدون زبان هیچم. الان دو سال است که دارم زبان میخوانم و با یک استاد خصوصی آنلاین کار میکنم.»
مانند محسن، بسیاری دیگر از جوانان ایرانی، زبان انگلیسی را برای تحصیل، یافتن شغل، پیشرفت شغلی یا حتی بهعنوان بخشی از هویت اجتماعی جدید خود میآموزند.البته ، در میان آنها افرادی هم هستند که به مهاجرت فکر می کنند.
احمد احمدی، جامعهشناس، روزنامهنگار و مربی آموزشوپرورش به «اطلاعات» میگوید: در ساختار رسمی آموزشی، از کلاس هفتم تا پایان تحصیلات تکمیلی با زبان دوم و حتی عربی بهعنوان زبان سوم آشنا و مأنوس هستیم. بنابراین، همه در نظام آموزشی با زبان انگلیسی آشنایی اولیه پیدا میکنند.
به گفته او، این آموزش اما معایبی دارد، بنابراین بسیاری از کسانی که قصد تقویت این مهارت را دارند، میخواهند در کنکور و دانشگاه موفق شوند یا مهاجرت کنند، به ساختار آموزشی رایج بسنده نمیکنند و بیرون از مدرسه و دانشگاه و از طریق آموزشگاههای خصوصی به تقویت زبان دوم میپردازند.
وی با بیان این که یادگیری زبان انگلیسی در جامعه ما یک مهارت به حساب میآید میافزاید: این موضوع از دید مهارتی، یک اتفاق مرسوم و مثبت است. در مراکز آموزشی، بسیار به دانشآموزان تأکید میشود که به یادگیری زبان انگلیسی و کامپیوتر اهمیت ویژه بدهند و همین باعث میشود جوانان و نوجوانان بیش از گذشته به زبانآموزی راغب شوند.
تجربه دهه شصتیها
دهه شصتیها هم در مدرسه، درس آموزش زبان انگلیسی داشتند ولی گرایش فعلی به زبانآموزی یا وجود نداشت یا نمود نداشت. اکنون خانوادهها از سنین پایین به فرزندانشان زبان انگلیسی میآموزند. آیا عاملی فراتر از مدرسه و نظام رایج آموزشی، باعث شکلگیری این موج گرایش به زبانآموزی شده است؟
احمدیدر پاسخ به این پرسش میگوید: یک دلیل این است که نسل فعلی نوجوانان و جوانان، بیشتر به سمت یادگیری زبان انگلیسی میروند همین است که پدران و مادران آنها که اغلب دهه شصتی هستند این مهارت را نیاموختهاند و حالا متوجه تبعات آن شدهاند؛ بنابراین، فرزندان خود را از سنین پایین به مؤسسات آموزش زبان میفرستند.
ما در مدرسهها هم شاهدیم پدران و مادرانی که بر روی موفقیت فرزندانشان سرمایهگذاری جدی دارند، اول یادگیری زبان انگلیسی و سپس کامپیوتر و هنرهایی مثل موسیقی را برای آنها اجباری میکنند؛ یادگیری زبان انگلیسی اما در اولویت است. در آموزشگاهها و کلاسهای زبان هم میبینیم که بیشتر شرکتکنندگان، دانشآموز هستند.
وی میافزاید: در یادگیری مهارتها دو نهاد خانواده و مدرسه بسیار نقش دارند. درباره زبان انگلیسی، هر نهاد همسو حرکت میکنند. البته کیفیت آموزش زبان در مدارس مورد انتقاد جدی است اما به هر حال، هر دو نهاد در حال تقویت باور ضرورت یادگیری زبان انگلیسی و کامپیوتر هستند. از طرفی، تعداد مراکز آموزش خصوصی زبان انگلیسی به شکل قارچگونهای در حال افزایش است. در خیابانها مدام تابلو آموزشگاه زبان میبینیم یا در شبکههای اجتماعی، صفحات و گروههای بسیار زیادی وجود دارند که زبان انگلیسی را آموزش میدهند و یادگیری آن را تبلیغ میکنند که نشان میدهد جامعه هم در کنار خانواده و مدرسه در حال تقویت این ارزش است.
بازتولید ارزش
آیا گرایش به یادگیری زبان دوم از منظر اجتماعی پدیدهای مثبت تلقی میشود یا خیر؟ آیا این گرایش، ارتباطی با موج مهاجرت یا تمایل به مهاجرت دارد؟
احمدی پاسخ میدهد: از منظر جامعهشناسی، یادگیری زبانهای خارجی در هر کشوری یک پدیده مثبت است که میتواند باعث برتری یک فرد بر فرد دیگر شود. این نحوه مواجهه جامعه، باعث تقویت گرایش به سمت یادگیری زبان میشود.
تحقیقات علمی باید مشخص کنند که انگیزه این کار، بیشتر مهاجرت است یا موفقیت در کنکور یا شغل آینده اما خانوادهها و جامعه ما عمدتا زبان انگلیسی را به عنوان یک مهارت میبینند.
وی میافزاید: یادگیری زبان بینالمللی، یک پدیده جهانی است و از دوران کودکی از طرف نهاد خانواده و مدرسه بهعنوان یک ارزش، قلمداد و تقویت میشود. هیچ نهادی به یادگیری زبان انگلیسی به عنوان ضدارزش نگاه نمیکند. دانشآموزان زیادی داریم که با وجود مدرک آیلتس و تافل با نمره بالا نه قصد مهاجرت دارند و نه به دنبال شغل خاصی هستند. ایران یک جامعه در حال گذار است که به مهارتی مثل یادگیری زبان بینالمللی به دید مثبت نگاه میکند و این ارزش مدام بازتولید میشود.
این جامعهشناس اضافه میکند: چون نهادها به شکل گستردهای، یادگیری این مهارت را تبلیغ و تقویت میکنند به معایب آن چندان توجهی نمیشود. حتی علمی مثل روانشناسی به کمک آن آمده و میگوید یادگیری زبان دوم باعث تقویت حافظه خواهد شد. بنابراین گروهی از کسانی که قصد مهاجرت یا موفقیت در کنکور ندارند نیز برای مراقبت از سلامتی خود به سمت یادگیری زبان میروند.وی تصریح می کند : جوامع نمیتوانند پیشبینی کنند که با این کار، ارزشهای آنها حفظ میشود یا از بین میرود.
ارزشها براساس زمان و موقعیت، تولید و بازتولید میشوند. در دهه ۶۰ یادگیری زبان انگلیسی مثل امروز ارزش به شمار نمیرفت. شاید ۱۰ سال دیگر یادگیری هوش مصنوعی بهعنوان یک ارزش در جامعه معرفی شود و این فناوری نوین آنقدر پیشرفت کند که به مهارتهای فعلی نیاز نباشد اما فعلا یادگیری زبان دوم بهخصوص انگلیسی، یک ارزش اجتماعی به حساب میآید.
یادگیری برای مهاجرت
تجربه یاسمین ذهبینژاد که حدود ۱۴ سال سابقه تدریس زبان انگلیسی دارد دیدگاه دیگری در این زمینه دارد . او به گزارشگر روزنامه اطلاعات میگوید: من به صورت تخصصی با کودکان بهویژه گروه سنی پیشدبستانی و دبستان کار میکنم. بیشتر خانوادههایی که به من مراجعه میکنند از طبقه متوسط و متوسط رو به بالا هستند. در کنار تدریس برای کودکان، کلاسهای خصوصی و فشرده برای رده سنی بزرگسال نیز دارم اما تمرکز اصلیام بر آموزش گروه سنی کودک است.
او میافزاید: دلیل یادگیری زبان انگلیسی در برخی کودکانی که برای آموزش به من مراجعه میکنند، مهاجرت است. والدین این بچهها معتقدند فرزندانشان باید هرچه زودتر زبان دوم را یاد بگیرند تا در آینده بتوانند در آزمونهای بینالمللی شرکت کنند. در بزرگسالان،هم دلیل اصلی یادگیری زبان، مهاجرت است. برخی هم بهخاطر شغلشان به سراغ یادگیری زبان میآیند؛ آنها افرادی هستند که یا با شرکتهای بینالمللی کار میکنند یا سفرهای کاری متعدد به دیگر کشورها دارند.
این مدرس زبان تأکید میکند: در گذشته، بیشتر بهخاطر پرستیژ خانوادگی یا چشموهمچشمی بین افراد فامیل بود که بچهها را ثبتنام میکردند تا زبان بیاموزند ولی در سالهای اخیر این موضوع را نمیبینم و هدف اصلی بسیاری از آنها فقط مهاجرت است. خانوادهها به این نتیجه رسیدهاند که آموزش زبان دوم برای فرزندشان را باید هرچه زوتر آغاز کنند تا هم مؤثرتر باشد و هم فرایند یادگیری، راحتتر طی شود.
البته ، تاکنون سرشماری ها و پژوهش های دقیق علمی در این زمینه انجام نشده و در نتیجه نمی توان آمارهای درست و مورد اعتمادی درباره علل گرایش به فراگیری زبان خارجی در ایران ارایه کرد .ذهبینژاد می گوید: علاوه بر مهاجرت، رشد تکنولوژی و ارتباطات جهانی و این که همه محتواهای سرگرمکننده برای کودکان و نوجوانان از جمله بازیهای کامپیوتری به زبان انگلیسی نیاز دارد، موجب شده است که تسلط به آن، ضرورت انکارناپذیر زندگی افراد شود. رشد تکنولوژی و بهویژه هوش مصنوعی، بسیاری از بزرگسالان را هم به سمت یادگیری زبان دوم و حتی سوم سوق داده است.
17302

جدیدترین نظرات مخاطبان