به گزارش بهداشت نیوز، گوهریسنا انزانی با تاکید بر اینکه پس از جدایی و طلاق فرزند، والدین باید از خود بپرسند که چه چیزی برایشان مهمتر است؛ سلامت و آرامش فرزند یا حرف مردم؟ گفت: ریشه بسیاری از ترسها و نگرانی والدین، واکنش دیگران است، این در حالیست که اطرافیان چند روزی صحبت و بعد فراموش میکنند. بهتر است والدین به فرزندشان بگویند: «سلامت روح و جسم تو برای ما مهمتر است» این پیام، احساس امنیت ایجاد میکند و باعث میشود فرزند بداند در بنبست تنها نیست و میتواند به خانواده پناه بیاورد. حتی در گفتوگوهای روزمره، زمانی که بحثی از طلاق هم مطرح نیست، بهتر است به فرزندان اطمینان دهند که خانه همیشه جای امنی برای آنهاست.
والدین اضطراب خود را مدیریت کنند
وی با بیان اینکه والدین باید اضطراب خود را مدیریت کنند، گفت: اضطراب والدین آسیبهای زیادی به آنها وارد میکند و واکنشهایی مانند گریه شدید، ابراز ضعف یا انتقال احساس گناه به فرزندشان نداشته باشند. بهتر است به فرزندشان بگویند «در هر شرایطی تو را دوست داریم و از تو حمایت میکنیم».
این روانشناس اجتماعی با اشاره به رفتارهایی که احساس شکست را درفرد جداشده تشدید میکند، گفت: برخی والدین از روی دلسوزی یا ناخواسته رفتارهایی انجام میدهند که مخرب است؛ مانند بازجویی یا کالبدشکافی مداوم برای فهمیدن علت جدایی. گاهی نیز با پرسشها و پیامهای پنهان در گفتار یا رفتار، این احساس را منتقل میکنند که «تو اشتباه کردی». سرزنشهای پنهان، حتی در قالب نصیحتهایی مانند «من به تو گفته بودم» یا «اگر صبورتر بودی و میساختی، بچهات آسیب نمیدید» نیز آسیبزاست.
انزانی ادامه داد: فرد جدا شده به اندازه کافی رنج دیده است، بنابراین نباید با واژههایی مانند «آبرو»، «حرف مردم» یا «قضاوت دیگران» فشار بیشتری بر او وارد کرد. همچنین نباید ترحم افراطی نشان داد؛ زیرا این نوع دلسوزی گاهی به فرد احساس ناتوانی میدهد. نگاههای غمبار و جملاتی مانند «تو چقدر ضعیف شدهای» یا «اگر من بمیرم تو چه میکنی؟» نیز میتواند آسیبزا باشد. والدین نباید مشکلات روحی و جسمی خود را بهصورت نمایشی در برابر فرزندشان مطرح کنند.
انتقال سربار بودن والدین به فرزند
این روانشناس با بیان این مطلب که والدین نباید احساس سربار بودن را به فرزند القاء کنند، گفت: این موضوع بیشتر درباره دختران صدق میکند که ممکن است هنگام بازگشت به خانه پدری چنین حسی داشته باشند. بهتر است به آنها گفته شود: «در این خانه همیشه از روی عشق به روی تو باز است، نه از روی اجبار» همچنین باید از واکنشهای افراطی و هیجانی پرهیز کرد؛ مثلا نگویند «ممکن است سکته کنم»، «قلبم میگیرد» یا «فشار خون میگیرم». والدین باید روی سلامت روان خود نیز کار کنند و اجازه دهند فرزندشان احساساتش را بیان و تخلیه کند. در صورت نیاز نیز از مشاوران کمک بگیرند و اگر از نظر مالی مشکلی وجود دارد، تا حد امکان حمایتشان کنند.
حد و مرز گذاشتن برای کنجکاوی اطرافیان
وی با تاکید بر اینکه فرزند طلاق گرفته چگونه از رفتار اطرافیان در امان باشد، گفت: معمولاً جامعه و اطرافیان درباره این موضوع کنجکاوی میکنند. در چنین شرایطی والدین باید حد و مرز مشخصی تعیین کرده و بگویند «تصمیمی که فرزند ما گرفته محترم است و ما درباره جزئیات آن با کسی صحبت نمیکنیم».
وی درباره مدیریت ناراحتی والدین از طلاق فرزندشان اظهار کرد: در این شرایط چند نوع آسیب روانی ممکن است رخ دهد؛ از جمله سوگ و فقدان، بحران هویت و کاهش عزت نفس. واکنش والدین بسیار مهم است و باید فضایی امن و بدون ترس ایجاد کنند تا رنج فرزندشان به رسمیت شناخته شود. لازم است حمایتهای عاطفی، اجتماعی و حتی محیطی ارائه شود؛ محیطی آرام که امکان فکر کردن و بازسازی روانی را فراهم کند. گاهی والدین باید مانند «باند فرودگاه» عمل کنند؛ گاهی سکوت کنند، یعنی بدون کالبدشکافی یا پرسشهای کنجکاوانه، صرفا حضور حمایتی داشته باشند.
انزانی ادامه داد: سرزنش غیرمستقیم این است که طوری به فرزند نگاه کنند که گویی قربانی یکسری وقایع تلخ است در چنین شرایطی لازم است مرزبندی شفافی وجود داشته و والدین درد و دلهای خود را با افراد مناسب و خارج از فضای رابطه با فرزند مطرح کنند. حفظ حریم خصوصی در این وضعیت بسیار کمک میکند و والدین باید احساسات خود را مدیریت کنند. گاهی ماندن در یک رابطه سمی و آسیبزننده، شکست واقعی محسوب میشود بنابراین شجاعت برای پایان دادن به مسیری ناسالم میتواند تصمیمی محترمانه و مسئولانه باشد. ابتدا باید خود والدین این موضوع را باور کنند و سپس آن را به فرزندشان منتقل کنند.
یادگیری رفتار جراتمندانه میخواهد
به گفته انزانی برای یادگیری رفتار جراتمندانه بهتر است از کتابها، دورههای آموزشی، فایلها، پادکستها و مشاوران کمک بگیریم. همچنین میتوان از «فرمول قدردانی همراه با بیان مرزها» استفاده کرد. مثلا بگویند «مامان، بابا، میدانم که نگران من و تنهایی من هستید و قدردان حضور شما هستم اما ترجیح میدهم درباره این موضوع خودم تصمیم بگیرم و گاهی هم در مورد برخی مسائل صحبت نکنم. اگر جایی به بنبست برسم حتما از شما کمک میگیرم.» استفاده از چنین تکنیکی میتواند مفید باشد. همچنین بهتر است همه جزئیات زندگی بیان نشود؛ زیرا والدین نسبت به فرزند حساس هستند. در چنین شرایطی کمک گرفتن از مشاور یا درمانگر گزینه مناسبتری است. کتابهایی که درباره جدایی نوشته شدهاند نیز میتوانند مفید باشند.
این روانشناس اجتماعی اضافه کرد: در مسائل حقوقی بهتر است به جای تکیه بر والدین از یک وکیل کمک گرفته شود، زیرا گاهی والدین اطلاعات کافی ندارند. در امور روزمره نیز فرد بهتر است تا حد امکان مستقل عمل کند؛ مانند شستن لباسها، آشپزی یا بیدار شدن صبحگاهی. ترجیحا بهتر است فرد شاغل باشد و استقلال مالی خود را حفظ کند. در مقابل، والدین نیز اگر در جایی درست عمل کردند و نصیحت یا حمایتی سازنده داشتند، بهتر است بازخورد مثبت دریافت کنند؛ مثلا گفته شود:«ممنون که به حرفهایم گوش دادید» گفتوگوهای صریح اما صمیمانه و بدون خشم میتواند به ایجاد مرزهای سالم با والدین کمک کند.
وی ادامه داد: اگر فرد اتاق شخصی دارد، بهتر است حریم آن حفظ شود. در مقابل، بهتر است والدین نیز به استقلال جریحه دار شده فرزند احترام گذاشته و از سوال هایی مانند «کجا میروی؟»، «با چه کسی صحبت میکنی؟» یا «چقدر گوشی دستت است» پرهیز کنند. همچنین نباید بهصورت ۲۴ ساعته مراقب فرزند باشند. والدین باید فضایی فراهم کنند تا فرزندشان بتواند این دوره سوگ و بازسازی روانی خود را طی کند و به زندگی خود سبک جدیدی دهد.
بزرگترین درس تابآوری
این روانشناس اجتماعی اظهار کرد: والدین وظیفه ندارند فرزندشان را از تمام دردها محافظت کنند اما وظیفه دارند بعد از یک طوفان به او بگویند «ما کنارت هستیم»، «ناراحتی ات را مدیریت می کنیم» و بزرگترین درس تاب آوری است یعنی هم والدین هم فرزند باید این تاب آوری را در کنار یکدیگر افزایش دهند.
والدین نقش لنگرگاه امن
انزانی در پایان و در جمعبندی اظهار کرد: فرد پس از طلاق با نوعی سوگ پیوند روبهرو میشود امکان دارد احساس شکست، اضطراب نسبت به آینده، خشم، افسردگی و حتی فشار ناشی از برچسبهای اجتماعی را تجربه کند. در این شرایط والدین باید نقش یک لنگرگاه امن را برای فرزند خود ایفا کنند؛ به حرفهای او گوش دهند، از نظر عاطفی و در صورت نیاز از نظر تدارکاتی حمایت کنند.
وی ادامه داد: واکنش درست این است که والدین همدلی و همراهی نشان دهند، ترحم نداشته باشند، آرامش خود و فرزندشان را حفظ کنند، ترس از پنهان کاری فرزند نداشته باشند، زیرا گاهی ممکن است او ترجیح دهد برخی مسائل را مطرح نکند. رفتارهایی مانند سرزنشهای مداوم، مقایسه کردن میتواند احساس شکست و سرخوردگی را در فرد افزایش دهد. والدین باید میان حمایت از فرزند و دخالت در زندگی او تعادل برقرار کنند و مرزهای سالم در روابط حفظ شود. کمکهای مالی و عاطفی میتواند مفید باشد، اما نباید به وابستگی منجر شود. در عین حال، والدین باید احساسات و ناراحتیهای خود را مدیریت کرده و واقعیت شرایط را بپذیرند و در صورت نیاز از مشاوران متخصص و حتی وکیل کمک بگیرند.
منبع: ایسنا
جدیدترین نظرات مخاطبان