با ما همراه باشید
تجدید دیدار پادشاه شمال و مشاور زیرک؛ وقتی زمان به وقت وینترفل می‌ایستد/دیدار دوباره پس از هفت سال دوری؛ از بازگشت به تلویزیون تا چالش‌های شهرت تجدید دیدار پادشاه شمال و مشاور زیرک؛ وقتی زمان به وقت وینترفل می‌ایستد/دیدار دوباره پس از هفت سال دوری؛ از بازگشت به تلویزیون تا چالش‌های شهرت

فرهنگی، هنر و سینما

تجدید دیدار پادشاه شمال و مشاور زیرک؛ وقتی زمان به وقت وینترفل می‌ایستد/دیدار دوباره پس از هفت سال دوری؛ از بازگشت به تلویزیون تا چالش‌های شهرت

کیت هرینگتون و پیتر دینکلیج، ستاره‌های محبوب سریال «بازی تاج و تخت»، پس از ۷ سال دوری در دیداری صمیمانه و بدون پرده‌پوشی، از خاطرات سخت و شیرین یک دهه همکاری، چالش‌های روحی پسا-وینترفل، سایه سنگین شهرت بر زندگی فرزندانشان و مسیر خروج از کلیشه نقش‌های جان اسنو و تیریون لنیستر سخن گفتند.

منتشر شده

در

ریحانه اسکندری:  کیت هرینگتون و پیتر دینکلیج از زمان پایان یافتن سریال جریان‌ساز و پرطرفدار «بازی تاج و تخت» در سال ۲۰۱۹، یعنی حدود هفت سال پیش، دیگر یکدیگر را ندیده بودند؛ مجموعه فانتزی و غول‌آسای شبکه اچ‌بی‌او که سکو پرتابی برای حرفه هرینگتون شد و جایگاه دینکلیج را با کسب سه جایزه امی تثبیت کرد. با این حال، آن‌ها نزدیک به یک دهه را در کنار هم سپری کردند؛ در شرایطی سخت و طاقت‌فرسا دوام آوردند تا داستانی حماسی درباره پادشاهان خیانت‌کار، خانواده‌های توطئه‌گر و زمستانی بی‌پایان را روایت کنند.

همین پیشینه، دیدار مجدد آن‌ها را به رویدادی بسیار گرم و صمیمانه تبدیل می‌کند. هرینگتون که اکنون ۳۹ ساله است و به عنوان بازیگر ثابت در سریال «صنعت» شبکه اچ‌بی‌او حضور دارد، در کنار دینکلیج ۵۶ ساله که اخیرا به عنوان بازیگر مهمان در سریال «افشاگری» شبکه اف‌ایکس نقش‌آفرینی کرده، بدون پرده‌پوشی از وضعیت صنعت سرگرمی، روزهای رهایی از بحران‌های روحی و چالش‌های پیر شدن می‌گویند. این دو ستاره پس از سال‌ها گرد هم آمده‌اند تا از خاطرات خود در ساخت یکی از بزرگ‌ترین آثار تاریخ تلویزیون پرده بردارند.

اولین قرار کاری؛ در تمجید از سکون و بی‌حرکتی

کیت هرینگتون: یک نکته‌ای هست که باید بگویم. این موضوع مصاحبه رو در رو احتمالا کمی برایت چالش‌برانگیز خواهد بود.

پیتر دینکلیج: اوه، پسر،  بیا تا می‌توانیم شوخی کنیم و از خجالت هم دربیاییم.

هرینگتون: من الان دقیقا در همان سنی هستم که می‌توانم این کار را بکنم.

دینکلیج: اوه، از این بخش سن متنفرم.

هرینگتون: الان حسی را دارم که تو در همان سنی که وقتی اول هم را دیدیم داشتی. اولین سکانسی که جلوی دوربین بازی کردم با تو بود. یادم می‌آید با خودم فکر می‌کردم: «فقط باید کاملا بی‌حرکت بمانم. بازیگری جلوی دوربین یعنی همین. تا جایی که می‌توانم ثابت بمانم، دیالوگم را بگویم و دوباره به همان حالت سکون برگردم.» بعد در ذهنم می‌گفتم: «چرا این آدم این‌قدر تکان می‌خورد؟»

دینکلیج: اغراق در بازیگری. بازی بد. خودنمایی جلوی دوربین.

هرینگتون: اما بعدا فهمیدم که نه، تو فقط خیلی با تجربه‌تر بودی. من فکر می‌کردم: «فقط خشک باش. اگر تکان نخوری، هیچ خطایی رخ نمی‌دهد.»

دینکلیج: البته در دفاع از تو باید بگویم که شخصیت جان اسنو اساسا یک کاراکتر یخ‌زده و جدی بود. تیریون لنیستر خیلی مایه نشاط بیشتری داشت تا آن آقای ضدحال مظهر کارهای درست.

تجدید دیدار پادشاه شمال و مشاور زیرک؛ وقتی زمان به وقت وینترفل می‌ایستد/دیدار دوباره پس از هفت سال دوری؛ از بازگشت به تلویزیون تا چالش‌های شهرت
کیت هرینگتون و پیتر دینکلیج

رویارویی با موج اول شهرت؛ خارج از بلفاست چیست؟

هرینگتون: برای من، در آن زمان هیچ تصوری از مفهوم «پروژه بزرگ» وجود نداشت. اصلا نمی‌دانستم فصل انتخاب بازیگر یعنی چه. جوایز امی را می‌شناختم. شبکه اچ‌بی‌او را هم. چون سریال «سوپرانوز» را دیده بودم. فقط می‌دانستم در یک سریال تلویزیونی آمریکایی بازی می‌کنم. همین که کار پیدا کرده بودم خودش موفقیت بزرگی بود. اما وقتی سریال شروع کرد به موفق شدن، ناگهان متوجه حقیقت شدم و ترس تمام وجودم را گرفت. با خودم گفتم: «خوب است، اما دارد کمی ترسناک می‌شود.»

دینکلیج: به محض اینکه از بلفاست خارج شدیم، این موج شهرت را بیشتر حس کردی. وقتی برای فیلم‌برداری به اسپانیا، کرواسی و آن مکان‌های عجیب و غریب در هوای گرم رفتیم.

هرینگتون: ببخشید؟! مکان‌های عجیب و غریب؟ من که اصلا پام را از بلفاست بیرون نگذاشتم.

دینکلیج: اوه، راست می‌گویی. معذرت می‌خواهم. خب، وقتی بقیه ما به اسپانیا و کرواسی می‌رفتیم، اوضاع با طرفداران خیلی دیوانه‌وارتر می‌شد. تو خودت را برای این حجم از شهرت آماده کرده بودی؟

بیست‌سالگی زیر ذره‌بین؛ اشتباهاتی که عمومی شدند

دینکلیج: اولین فرزند من در اواخر فصل دوم به دنیا آمد. در آن برهه بخش زیادی از زندگی شخصی‌ام دستخوش تغییر شد. دخترم نیمی از سال را در ایرلند به مدرسه می‌رفت و حتی لهجه ایرلندی گرفته بود. بنابراین در حالی که جوان‌ترهای گروه مشغول گشت‌وگذار و خوش‌گذرانی بودند، من صبح‌ها دخترم را به مدرسه می‌رساندم. زندگی من در بلفاست کاملا خانوادگی و خانه‌نشینی بود. دخترم هنوز هم با دوستان آن دورانش در بلفاست در ارتباط است. واقعیت من با شما فرق داشت. من مثل خیلی از شماها در روزهای استراحت به لندن برنمی‌گشتم؛ بلکه کاملا در همان شهر غرق شده بودم.

هرینگتون: برای من که در دوران بیست سالگی‌ام بودم، ما فقط داشتیم دنیا را تکان می‌دادیم. همه چیز پر از هیجان و انرژی بود. حالا به این وضعیت، منفجر شدن و جهانی شدن این سریال را هم اضافه کن؛ بعضی وقت‌ها مهار کار از دستمان درمی‌رفت.

دینکلیج: که البته کاملا قابل درک است. در سنین بیست سالگی، خیلی از ما هنوز داشتیم برای زندگی می‌جنگیدیم. دوره بیست سالگی زمان مرتکب شدن اشتباهات، شکستن دل‌ها، دل‌شکسته شدن و خرابکاری است. فکر می‌کنم اشتباه کردن در زندگی خیلی حیاتی است، اما فرق شما با بقیه این بود که تمام اشتباهاتتان پیش چشم عموم اتفاق می‌افتاد.

هرینگتون: هر چه بیشتر از آن دوران فاصله می‌گیرم، بیشتر می‌فهمم که روش عجیبی برای بزرگ شدن و رشد کردن بود. اما فکر می‌کنم در آن محیط خیلی از ما محافظت می‌شد. خوشحالم که بخش زیادی از کارم در بلفاست بود. من یک‌بار به بلفاست توهین کردم و باید رسما از این شهر عذرخواهی کنم. اصلا نمی‌دانم چرا دوباره این موضوع را پیش کشیدم. دارم گذشته‌ها را نبش قبر می‌کنم… دیگر تکرار نمی‌کنم. اما حالا من در همان موقعیتی هستم که تو آن زمان بودی؛ با دو فرزند، و عاشق این زندگی هستم.

دوران پسا-وینترفل؛ پتک‌های سنگین و بازیابی سلامت روح

دینکلیج: اولین کاری که بعد از پایان سریال انجام دادی چه بود؟

هرینگتون: درست هم‌زمان با پخش قسمت اول از فصل هشتم و پایانی، تصمیم گرفتم مدتی به استراحت مطلق بروم و برای بازیابی سلامت روحی‌ام شش هفته در یک مرکز درمانی ماندم. نیاز داشتم ذهنم را سر و سامان بدهم و از فشارهای عصبی رها شوم. شرایط طوری بود که انگار همه می‌گفتند: «کمی صبر کن، کلی مصاحبه و کار مطبوعاتی هست که باید انجام شود. تو باید در خط مقدم باشی.» اما تصمیم درستی بود که گفتم: «من کنار می‌کشم. نمی‌توانم این کار را بکنم.» به همین خاطر فصل آخر را تماشا نکردم. بعد تصمیم گرفتم یک سال از کار فاصله بگیرم تا خودم را پیدا کنم. درست زمانی که می‌خواستم دوباره به دنیای بازیگری برگردم، همه‌گیری ویروس کرونا شروع شد. دوران بسیار عجیبی بعد از پایان سریال بود؛ پتک‌های سنگین اجتماعی و شخصی که پشت سر هم فرود می‌آمدند. اما این فرصت به من اجازه داد بفهمم  بدون اینکه بخواهم خیلی شعاری حرف بزنم  واقعا چه کسی هستم؛ و اینکه آیا اصلا دلم می‌خواهد دیگر این کار را ادامه دهم یا نه، اگر بخواهم رک صحبت کنم. من بخش زیادی از «بازی تاج و تخت» را از یک جایگاه پر از درد و رنج بازی کردم. البته فکر می‌کنم خود شخصیت هم این‌طور بود.

دینکلیج: بیشتر آن شخصیت‌ها چیزی جز درد و رنج نداشتند.

هرینگتون: اما تیریون طنز و درد را خیلی خوب با هم ترکیب می‌کرد. من به کاری که انجام دادم افتخار می‌کنم، اما منبع الهامم صرفا رنج خالص بود. یکی از چیزهایی که بعد از اتمام کار فهمیدم، نگاه کردن به کاری بود که تو خیلی طبیعی انجام می‌دادی؛ یعنی ترکیب کردن این دو ویژگی با هم. این همان شادی و لذتی بود که نیاز داشتم بعد از «بازی تاج و تخت» کشفش کنم. سال‌های بعد از سریال برای تو چطور گذشت؟

خروج از سایه تیریون؛ وقتی فانتزی هنوز دست‌بردار نیست

دینکلیج: آدم تلاش می‌کند تا مسیرها را طوری مهندسی کند که از قالب و کلیشه تیریون خارج شود؛ چون آن کاراکتر بزرگ‌ترین نقشی بود که تا به حال بازی کرده‌ام، اما دلت نمی‌خواهد بلافاصله دوباره شبیه به آن را تکرار کنی. ولی مردم بیشتر از همان جنس بازی را می‌خواهند. نمی‌خواهم علیه صنعت خودمان جبهه بگیرم  چون گاهی به خاطر انتقاد از آن به دردسر می‌افتم، پس باید کلماتم را با دقت انتخاب کنم ،  اما فکر می‌کنم تیریون برای فردی با وضعیت فیزیکی من، چشم‌ها را باز کرد. در ژانر فانتزی، بیشتر اوقات این دست شخصیت‌ها به عنوان انسان‌هایی کامل و چندبعدی پرداخته نمی‌شوند. اما به محض اینکه سریال تمام شد، باز هم پیشنهادهای فانتزی به دستم می‌رسید که دقیقا مثل همان دوران قدیم بود. با خودم گفتم: «من فکر می‌کردم ما آمدیم تا چیزها را تغییر دهیم.» کارهای خیلی زیادی انجام ندادم. بیشتر در فیلم‌های مستقل و کوچک‌تر بازی کردم. شروع کردم به ساختن پروژه‌های شخصی خودم و از آن زمان به بعد، هیچ کاری را که قلباً دوست نداشتم انجام ندادم. قبل از این سریال، کارهای خوب زیادی داشتم، اما کارهای زیادی هم بود که چندان به آن‌ها افتخار نمی‌کنم.

هرینگتون: اما تعجب کردی که حتی بعد از چنین موفقیتی، هنوز هم موانع سر جایشان بودند.

دینکلیج: من بازیگر نشدم که دنیا را تغییر دهم. من رهبر هیچ جریانی نیستم. مردم به محض اینکه یک حرف سیاسی یا حتی شخصی می‌زنی، این بار را روی دوشت می‌گذارند. حرفت ممکن است به این عنوان تعبیر شود که داری از زبان همه صحبت می‌کنی، در حالی که من هیچ‌وقت چنین قصدی ندارم. این‌ها فقط از دیدگاه شخصی خودم است.

تجدید دیدار پادشاه شمال و مشاور زیرک؛ وقتی زمان به وقت وینترفل می‌ایستد/دیدار دوباره پس از هفت سال دوری؛ از بازگشت به تلویزیون تا چالش‌های شهرت
کیت هرینگتون و پیتر دینکلیج

اضطراب اجتماعی و نتیجه‌گرایی؛ دوری مصلحتی از فضای مجازی

هرینگتون: من در زمان ساخت سریال وقت زیادی را با این ترس گذراندم که نکند چیزی بگویم. به خاطر اضطراب اجتماعی که داشتم، وحشت داشتم وارد اتاقی شوم و از من سوالات پیچیده و سختی بپرسند که درباره‌شان نظر داشتم، اما نمی‌دانستم آیا چیزی که می‌خواهم بگویم درست است یا نه. حالا که بزرگ‌تر شده‌ام فکر می‌کنم: «من همان‌طوری فکر می‌کنم که فکر می‌کنم، به چیزهایی باور دارم که باور دارم و هر چه دلم بخواهم می‌گویم.» یکی از مشکلات اصلی من این است که مدام درگیر نتیجه نهایی کار هستم؛ اینکه منتقدان قرار است چه بگویند یا اینکه «آیا این اثر نامزد جایزه‌ای می‌شود؟» تو راهکار خاصی داری، جز اینکه سعی کنی به آن فکر نکنی؟ تنها ابزار من حضور نداشتن در شبکه‌های اجتماعی است. اما این قضیه یکی از بزرگ‌ترین نقاط ضعف من است.

دینکلیج: چون تو انسان مهربانی هستی. ما مجبوریم به این اهمیت بدهیم که مردم چه فکری می‌کنند، چون داریم روحمان را با آن‌ها به اشتراک می‌گذاریم. اگر برایت مهم نباشد دیگران چه فکری می‌کنند، شاید آدم چندان مهربانی نباشی. برای من نظر بچه‌هایم مهم است. فرزندانم تعیین می‌کنند که اکنون چه انتخاب‌هایی داشته باشم. اما لذت پیر شدن این است که دیگر برایت مهم نیست. من دوستان و خانواده‌ام را دارم. اگر بخواهی همه را راضی نگه داری، شاید یک جای کار را داری اشتباه می‌کنی. همه در فضای مجازی تبدیل به منتقد می‌شوند و رفتارهای ناپسند نشان می‌دهند. خوشحالم که در آن فضا نیستی.

چالش بازی در سکانس‌های جدی و انتخاب‌های آینده

هرینگتون: من این روزها در کارهای جدیدم با چالش بازی در سکانس‌های احساسی و جدی مواجه هستم. هر چه بیشتر پیش می‌روم، بیشتر به این فکر می‌کنم که باید کمی گزیده‌کارتر شوم. باید به فکر بچه‌هایم باشم و نقش‌هایی را انتخاب کنم که در آینده تصویر مناسبی از من در ذهنشان شکل بگیرد.

دینکلیج: مشکلی نیست. بچه‌ها بالاخره بزرگ می‌شوند و شرایط حرفه‌ای ما را درک می‌کنند. این‌ها مسائلی است که در آینده به راحتی حل می‌شود و جای نگرانی ندارد.

هرینگتون: تازه آن‌ها علاوه بر کارهای من، کارهای مادرشان [رز لزلی، دیگر ستاره سریال] را هم در پیش دارند.

وستروس از دریچه چشم فرزندان؛ خرابش نکنی بابا

دینکلیج: بچه‌های من همین سال گذشته بالاخره سریال را تماشا کردند.

هرینگتون: چطور بود؟

دینکلیج: پسر ۸ ساله‌ام واقعا مجذوبش شد. او عاشق داستان‌های پررمزوراز و فانتزی است. داستان‌های ترسناک می‌نویسد؛ یک‌جورهایی استیون کینگ آینده است. دیدن دوباره سریال خاطرات زیادی را زنده کرد. تماشای آن از دریچه چشم آن‌ها تجربه عجیبی بود. من قرار است پاییز امسال در نسخه جدید مجموعه «بیگانه» بازی کنم که سریال محبوب پسرم است. این یکی از دلایلی بود که نقش را قبول کردم. با خودم گفتم: «قرار است در چشم او تبدیل به یک قهرمان شوم.» وقتی به او گفتم، برگشت و گفت: «چی؟ بابا، خرابش نکنی.» چون حضور من در آن اثر، ممکن است تمرکزش را به هم بزند و او را از آن فضای خیالی خارج کند. به این جایش فکر نکرده بودم. من قرار است یک تکه از واقعیت در دنیای فرار از واقعیت او باشم.

تجدید دیدار پادشاه شمال و مشاور زیرک؛ وقتی زمان به وقت وینترفل می‌ایستد/دیدار دوباره پس از هفت سال دوری؛ از بازگشت به تلویزیون تا چالش‌های شهرت
کیت هرینگتون 

از خدمتکاری در خانه تا پادشاهی در پشت صحنه فیلم‌برداری

هرینگتون: البته این حس فقط یک لحظه طول می‌کشد. بعد می‌فهمد که می‌تواند به پشت صحنه بیاید و عاشقش می‌شود. من هم به نکته عجیبی در مورد بچه‌داری پی برده‌ام: قبلا متنفر بودم که در پشت صحنه خیلی به من سرویس بدهند و مراقبت کنند؛ حس می‌کردم استقلالم گرفته می‌شود. اما الان عاشقش هستم! تو در خانه مدام از بچه‌ها مراقبت می‌کنی، انگار تمام وقت در خدمت آن‌ها هستی، وسایلشان را جابجا می‌کنی و مراقبشان هستی  و بعد به پشت صحنه می‌آیی و کسی به تو می‌گوید: «میل دارید یک فنجان چای برایتان بیاورم؟» و تو از این همه توجه خوشحال می‌شوی. می‌گویی: «بله، متشکرم.»

دینکلیج: با خودت می‌گویی: «واقعا داری از من می‌پرسی؟»

هرینگتون: یا می‌گویند: «می‌توانم الان در تعویض لباس‌ها کمکتان کنم؟» و جواب می‌دهی: «بله، لطفا.»

دینکلیج: «اوه، می‌خواهی بند کفش‌هایم را برایم ببندی؟ ممنون. چون در خانه خودم مدام دارم این کار را برای بقیه انجام می‌دهم.» بله، واقعا حس جالب و فوق‌العاده‌ای دارد.

تاریخچه مشترک ۳۵ ساله و سینمای مستقل به سبک قدیم

هرینگتون: راستی، من سریال «افشاگری» را تماشا کردم. تو فقط در یک قسمت از آن حضور داشتی، اما از همان لحظه‌ای که قدم به جلوی دوربین گذاشتی تا لحظه‌ای که خارج شدی، من تمام پیشینه و تاریخچه آن شخصیت را کاملا باور کردم. نمی‌دانم این نتیجه آمادگی و تمرین خودت است یا چیزی است که به عنوان یک بازیگر ذاتا در درون خود داری؛ اما هر وقت بازی تو را تماشا می‌کنم، داستان زندگی آن آدم را تمام و کمال می‌فهمم.

دینکلیج: در آن پروژه که خیلی هم خوش گذشت، من یک هفته به تالسا رفتم و وارد سریالی شدم که از شش ماه قبل فیلم‌برداری‌اش شروع شده بود. همه همدیگر را می‌شناختند. اما ایتن هاک که من ۳۵ سال است او را می‌شناسم  او اولین فرد مشهور هم‌سن من بود که با او آشنا و دوست شدم  نقش اصلی آن کار است. بنابراین فکر می‌کنم چیزی که تو دیدی، بازتاب همان تاریخچه مشترک میان من و او بود. ما حالا پیرتر شده‌ایم و کل آن قسمت درباره گذشته ما و یک دوست مشترک بود. این رابطه از قبل در وجود ما نهادینه شده بود. همه چیز خیلی طبیعی و راحت پیش رفت. فیلم‌سازان محبوب من جان کاساوتیس و دوستانش هستند؛ اینکه دور هم جمع شوند و فیلمی بسازند، چیزی که این روزها بسیار کمیاب شده است. در آن پشت صحنه در تالسا، دقیقاً همان حس و حال روزهای قدیم زنده شد. درست مثل روزهای اول «بازی تاج و تخت». ما با هم پیوند خوردیم. بخش زیادی از آن به خاطر این بود که زیر باران در کنار هم بودیم، نه در یک استودیوی شیک. و این شانس را داشتیم که یک دهه را در کنار هم بگذرانیم.

هرینگتون: آن زمان ما فکر می‌کردیم: «این از بی‌امکانات‌ترین سریال‌های دنیاست.» یک چادر با یک بخاری قراضه و همه هم از سرما یخ می‌زدند. اما وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، دقیقا همان سختی‌ها بود که اثر را به آنچه شد، تبدیل کرد.

دینکلیج: ما حتی چادر مجزایی برای بازیگران اصلی نداشتیم. همه دور هم بودیم و گپ می‌زدیم. هیچ رتبه‌بانده و سلسله‌مراتب طبقاتی وجود نداشت.

بازگشت به قاب تلویزیون با طعم کمدی-تراژدی

دینکلیج: راستی، سریال «صنعت»؛ فکرش را می‌کردی بعد از آن مجموعه دوباره کار تلویزیونی انجام دهی؟ چطور شد که این نقش را قبول کردی؟

هرینگتون: من تصمیم گرفته بودم تا مدتی نقش هیچ شخصیت تلویزیونی بلندمدتی را بازی نکنم. اما بعد برگشتم و به مدیر برنامه‌هایم گفتم: «حس می‌کنم آماده‌ام تا دوباره روند رشد یک شخصیت را در طول زمان به دوش بکشم. دلم برایش تنگ شده.» سریال «صنعت» از آن کارهایی بود که خودم تماشایش می‌کردم. وقتی نویسندگانش را دیدم، من را خیلی به یاد دیوید بنیاف و دن وایس [خالقین بازی تاج و تخت] انداختند. من وارد کار شدم و نقشی را بازی کردم که چالش‌ها و رنج‌های زیادی داشت، اما رگه‌های طنز فراوانی هم در آن دیده می‌شد. با خودم گفتم: «این همان چیزی است که به دنبالش بودم، دقیقاً در همان قالبی که می‌خواستم.» مشکل من با جان اسنو این بود که برای سال‌های متمادی، نمی‌توانستم وجهه سبک‌تر و شاداب‌تری از بازیگری‌ام را نشان دهم.

لباس‌های چرمی سوزان و راز لوله‌های خنک‌کننده

دینکلیج: ردای سنگینی است. هوای اسپانیا خیلی داغ بود و من اغلب به شوخی می‌گفتم: «اگر تیریون این‌قدر آدم باهوشی است، چرا در این هوای شرجی و سوزان این لباس‌های ضخیم را پوشیده؟»

هرینگتون: یادت هست آن جلیقه‌های خنک‌کننده را داشتیم؟

دینکلیج: بله، همان‌هایی که لوله‌های آب از داخلشان رد می‌شد.

هرینگتون: و یک مخزن یخ که باید به آن وصلش می‌کردی.

دینکلیج: من تا یک هفته مقاومت می‌کردم و می‌گفتم: «نه، ممنون؛ من ترجیح می‌دهم سختی بکشم.» اما در نهایت تسلیم شدم چون بقیه بازیگران از شدت راحتی داشتند چرت می‌زدند. مخصوصا روری مک‌کان [بازیگر نقش تازی]. او کلی لباس و زره سنگین روی دوشش بود.

تجدید دیدار پادشاه شمال و مشاور زیرک؛ وقتی زمان به وقت وینترفل می‌ایستد/دیدار دوباره پس از هفت سال دوری؛ از بازگشت به تلویزیون تا چالش‌های شهرت
پیتر دینکلیج

پیچیدگی‌های یک روایت و قهرمانی که از صفر شروع کرد

دینکلیج: چیزی که درباره سیر تکامل شخصیت گفتی خیلی جذاب است. شروع کردن از نقطه الف و رسیدن به نقطه ی، به طوری که کاراکتر کاملا به آدم دیگری تبدیل شود. اینکه شخصیتی [جیمی لنیستر] در ابتدا کارهای هولناکی انجام دهد و بعدا در طول داستان تغییر کند و مخاطب همراهش شود؛ این برای من شگفت‌انگیز است. این خلاصه و مظهر سریال ماست. روایت داستان چقدر می‌تواند پیچیده باشد.

هرینگتون: سریال «صنعت» این فرصت را به من داد تا برای یک فصل وارد شوم، نقشی کمدی‌تر را بازی کنم و سپس در فصل بعد، او را کاملا درک کنم، عمیق‌تر شوم و یک نقش تراژیک‌کمدی را به نمایش بگذارم. در «بازی تاج و تخت» جان اسنو از همان ابتدا، آدم مطلقی بود و فضای کمتری برای تغییرات ناگهانی داشت.

دینکلیج: بله، بقیه ما این شانس را داشتیم که کمی بیشتر فراز و فرود شخصیتمان و جنونمان را نشان دهیم.

سندروم فارغ‌التحصیلی از مدرسه؛ رفقای قدیمی و تصاویر مجازی

دینکلیج: هنوز با بچه‌های گروه در تماسی؟

هرینگتون: با بازیگران سریال؟ با امیلیا کلارک بله، چون نزدیک ما زندگی می‌کند. اما یک حسی مثل فارغ‌التحصیلان مدرسه در این میان وجود دارد. ما کار را تمام کردیم، آن اتمسفر تمام شد و همه باید از هم جدا می‌شدند. اما هنوز به جان بردلی و ریچارد مدن پیام می‌دهم و با آلفی آلن هم در ارتباط هستم.

دینکلیج: دوستانم گاهی به من می‌گویند: «بیشتر پیام بده، دوست بهتری باش.» با وجود بچه‌ها و مشغله‌ها، آدم متوجه گذر زمان نمی‌شود.

هرینگتون: اما فکر می‌کنم همه ما به نوعی نیاز داشتیم که سریع‌تر به زندگی عادی خودمان برگردیم. ما آن‌قدر زمان زیادی را با هم گذرانده بودیم که در واقع، به کمی فاصله و فضا نیاز داشتیم.

دینکلیج: ما هنوز هم همه آن عکس‌های خاطره‌انگیز و تصاویر مشترکمان را در اینترنت داریم. از دیدنت خوشحال شدم رفیق.

هرینگتون:  من هم همین‌طور.

دینکلیج: زنده باشی.

منبع: ورایتی

۵۹۲۴۴

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ولایت فقیه ریشه در ۱۳۵۰ سال پیش و در معرفت ایرانی دارد
دینی و مذهبی37 ثانیه پیش

ولایت فقیه ریشه در ۱۳۵۰ سال پیش و در معرفت ایرانی دارد

ظرفیت محدود است؛ شاد فقط ۴ میلیون دانش‌آموز را همزمان می‌پذیرد /۱۰۰ سِروِر کم داریم / اجبار مدیران به دریافت پول از والدین
تحصیلی1 ساعت پیش

ظرفیت محدود است؛ شاد فقط ۴ میلیون دانش‌آموز را همزمان می‌پذیرد /۱۰۰ سِروِر کم داریم / اجبار مدیران به دریافت پول از والدین

یک نماینده مجلس: اعتراض به مصوبه کنکور فایده‌ای ندارد؛ دانش‌آموزان به درس‌شان برسند
تحصیلی1 ساعت پیش

یک نماینده مجلس: اعتراض به مصوبه کنکور فایده‌ای ندارد؛ دانش‌آموزان به درس‌شان برسند

نامه ویژه پاکستان به رهبر انقلاب تحویل عراقچی شد
سیاسی و اجتماعی2 ساعت پیش

نامه ویژه پاکستان به رهبر انقلاب تحویل عراقچی شد

آیا لبنان بدون حزب‌الله می‌تواند امنیت خود را حفظ کند؟
سیاسی و اجتماعی2 ساعت پیش

آیا لبنان بدون حزب‌الله می‌تواند امنیت خود را حفظ کند؟

سیاسی و اجتماعی2 ساعت پیش

توصیه ویژه رهبر شهید انقلاب به بانوان نماینده مجلس چه بود؟

سیاسی و اجتماعی2 ساعت پیش

نوه‌های رهبر شهید در کدام بیمارستان ها به دنیا آمدند؟

ارزیابی مردم از تامین بنزین و کالاهای اساسی در زمان جنگ مثبت است
سیاسی و اجتماعی2 ساعت پیش

ارزیابی مردم از تامین بنزین و کالاهای اساسی در زمان جنگ مثبت است

آیین تقدیر از فعالان رسانه ای در جنگ رمضان برگزار شد
سیاسی و اجتماعی2 ساعت پیش

آیین تقدیر از فعالان رسانه ای در جنگ رمضان برگزار شد

اثربخشی رسانه ارتش در جنگ رمضان، هم‌تراز اقدامات عملیاتی بود
سیاسی و اجتماعی2 ساعت پیش

اثربخشی رسانه ارتش در جنگ رمضان، هم‌تراز اقدامات عملیاتی بود

جانشین غیرمنتظره برای اوسمار ویرا در پرسپولیس
ورزشی2 روز پیش

جانشین غیرمنتظره برای اوسمار ویرا در پرسپولیس

فرهنگی، هنر و سینما1 روز پیش

ادعای جنجالی یک تهیه‌کننده: تلویزیون هنوز از پلتفرم‌ها جلوتر است/ عده‌ای با بیان اینکه تلویزیون تماشاچی ندارد بازارگرمی می‌کنند

قرآن پژوهی چگونه به استنباط احکام فقهی می‌انجامد؟
دینی و مذهبی1 روز پیش

قرآن پژوهی چگونه به استنباط احکام فقهی می‌انجامد؟

واکنش کاربران خبرآنلاین به ضعف آموزش؛ دانش‌آموزان امیدی به آینده ندارند مشکل فقط مدرسه نیست/ از روزی که منزلت معلم از بین رفت سراشیبی آموزش آغاز شد
تحصیلی19 ساعت پیش

واکنش کاربران خبرآنلاین به ضعف آموزش؛ دانش‌آموزان امیدی به آینده ندارند مشکل فقط مدرسه نیست/ از روزی که منزلت معلم از بین رفت سراشیبی آموزش آغاز شد

جزئیات توقیف محموله سنگین سلاح و نارنجک دستی
سرگرمی2 روز پیش

جزئیات توقیف محموله سنگین سلاح و نارنجک دستی

واکنش خسروپناه به اعتراض دانش‌آموزان: اغلب این معترضان مافیای کنکور هستند/ اجماع شورا تاثیر قطعی معدل یازدهم و دوازدهم در کنکور است
تحصیلی19 ساعت پیش

واکنش خسروپناه به اعتراض دانش‌آموزان: اغلب این معترضان مافیای کنکور هستند/ اجماع شورا تاثیر قطعی معدل یازدهم و دوازدهم در کنکور است

تتر؛ ابزار خروج سرمایه یا انتقال دارایی؟
ارزدیجیتال2 روز پیش

تتر؛ ابزار خروج سرمایه یا انتقال دارایی؟

جدول شانس قهرمانی جام جهانی ۲۰۲۶ مشخص شد+ عکس
ورزشی2 روز پیش

جدول شانس قهرمانی جام جهانی ۲۰۲۶ مشخص شد+ عکس

درخواست پرسپولیس از بازیکنان / کاهش قرارداد در راه است؟
ورزشی1 روز پیش

درخواست پرسپولیس از بازیکنان / کاهش قرارداد در راه است؟

تکلیف ویزای آمریکا برای بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران مشخص شد
ورزشی2 روز پیش

تکلیف ویزای آمریکا برای بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران مشخص شد

جدیدترین نظرات مخاطبان

خبر لحظه‌ای اخیر