اقتصادی و مالی
روایتی از ستایش دهه نودی و سودای کشیدن چهره رهبر آسمانی
آرزوی کشیدن چهره رهبر شهید را در دل داشت تا اینکه زمین و زمان دست به دست هم دادند تا رؤیایش رنگ واقعیت گرفت.
منتشر شده
4 ساعت پیشدر
به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، اولین بار ستایشِ دهه نودی را با سهپایه نقاشیاش زیر خیمه سبزرنگ، در گوشهای از شلوغی میدان شهدای ذهاب رشت دیدم که با استایل و پوششی متفاوت در کنار دختران چادری، جلوی بوم نقاشیاش نشسته بود و با دقت و ظرافت خاص، تصویر رهبر شهید را روی کاغذ پیاده میکرد.
دستهای ستایش بیش از هر چیزی با قلممو و بوم نقاشی خو گرفته بودند؛ او اینبار قرار بود چهرهای را بر جان بوم بنشاند که برای بسیاری از مردم ایران، نمادی از عشق و ایثار و ایستادگی بود؛ لحظاتی کنارش ایستادم و سعی کردم از او و اثر هنریاش عکس بگیرم. ستایش اما آنچنان غرق در رنگها و چهره دلربا و آشنای رهبر شهید بود که متوجه جمعیت کثیری که اطرافش حلقه زده بودند، نشده بود.
آرزوی کشیدن پرترهای از حضرت آقا
بعدها فهمیدم که سالها در دلش آرزوی کشیدن پرترهای از حضرت آقا را داشته اما فرصت مناسب برایش فراهم نشده بود حالا گویی زمین و زمان دست به دست هم داده بودند تا او به خواسته قلبیاش برسد؛ اتفاقاتی که در این مدت از سر گذرانده بود یا شاید بتوان گفت دستِ تقدیر، این فرصت را به او ارزانی داشته بود تا بالاخره رویای دیرینهاش را محقق سازد.
این دختر هنرمند دهه نودی برای دیده شدن به اینجا نیامده بود بلکه عشق و ارادتی دیرینه در اعماق وجودش او را به خیابان و به این میدان پرهیاهو کشانده بود؛ او نیامده بود تا نقابی بر چهره زند و شبیه دیگری شود بلکه آمده بود تا خودش باشد و عشق به وطن و رهبری را در آثار هنریاش نشان دهد.

از همان روز نخست، نقاشیهایش توجه همگان را به خود جلب کرد البته پوشش خاص و متفاوتش نیز او را در کانون توجه قرار داد و لذا کسانی که از کنار بوم نگاشیاش عبور میکردند همواره میپرسیدند چرا این دختر هنرمند، لباس نظامی بر تن دارد؟
با هر عقیده و سلیقهای وفادار به ایران باشیم
ستایش اما معتقد بود که تفاوت در پوشش، عقاید و سلایق هرگز نمیتواند مانعی برای تعهد و وفاداری نسبت به وطن باشد و گاهی بزرگترین حماسه و اثربخشی یک فرد همین است که با تمام تفاوتهایش، در لحظهای تاریخی در کنار دیگران بایستد و با صدای بلند اعلام کند “من هم جانفدای ایران هستم”.
میدان حماسه رشت با حضور پرشور خانوادهها، هر شب شلوغتر میشد؛ بیش از 60 شب است که این مردم، دنیا را انگشت به دهان گذاشتهاند. ستایش نیز همپای همین مردم با همان لباس فرم نظامی و بوم نقاشیاش در این میدان حضور دارد.
یکی از شبها، ستایشِ دهه نودی را در غرفه “روایت حضور” که توسط اصحاب رسانه اداره میشد دیدم. آنقدر با بانوان خبرنگار، گرم و صمیمی برخورد میکرد که گویی سالهاست آنها را میشناسد.
تصویری که این دختر دهه نودی از رهبر شهید کشیده بود هم در گوشهای از غرفه “روایت حضور” همچون نگینی میدرخشید. در همین غرفه، او تصویری از سردار سخنگوی سپاه، شهید نائینی را نیز خلق کرده و در گوشهای از غرفه به نمایش گذاشته بود؛ آنجا بود که از او خواستم برای مصاحبه جلوی تصویر سردار نائینی بایستد و صحبت کند، او نیز پذیرفت و در همان جایگاه شروع به صحبت کرد.

حکمت یک اتفاق؛ وقتی آرزو رنگ حقیقت گرفت
ستایش ولیزاده در ابتدای صحبتهایش به سوءتفاهم و اتفاقی اشاره کرد که در روزهای نخستِ شرکتش در اجتماع، برایش پیش آمده بود. او میگوید: مادرم از همان روزهای اول جنگ رمضان وقتی حضور مردم را در میدان حماسه میدید، به من توصیه میکرد که به خیابان آمده و این حضور را تجربه کنم. اما هر بار که میخواستم در اجتماع شرکت کنم، کاری پیش میآمد که نمیتوانستم حضور داشته باشم. با این حال دلم همیشه آنجا بود. تا اینکه یک شب بالاخره با پوششی متفاوت آمدم. برای اینکه زاویه دیدم بهتر باشد رفتم بالای یک بلندی ایستادم و مشغول فیلمبرداری از جمعیت شدم. راستش را بخواهید صحنههای حماسی آنجا برایم خیلی جذاب بود و همین باعث شد بروم بالای آن بلندی بایستم تا بتوانم زاویه دید بهتری داشته باشم.
این بانوی هنرمند ادامه میدهد: در اجتماع، لباس متفاوت نظامی پوشیده بودم؛ من دو سال بود که دنبال این لباس بودم و بالاخره عید امسال آن را خریدم؛ آن شب هم طبق عادت بالای آن بلندی مشغول فیلمبرداری بودم که چند نفر از مأمورین مرا با یک خانمِ متهم اشتباه گرفتند و مرا بردند و با من صحبت کردند اما در ادامه متوجه شدند که اشتباه گرفتهاند. همانجا بود که سرهنگ امینی فرمانده سپاه ناحیه مرکزی رشت شخصاً آمدند و از من دلجویی کردند و متوجه شدند که من عضو بسیج و مربی هنر هم هستم و از من درخواست کردند تا تصویری از رهبرِ شهید نقاشی کنم.
این بانوی هنرمند در ادامه از شوق وصفناپذیرش نسبت به پیشنهاد کشیدن تصویر رهبر شهید گفت؛ شاید حکمت آن اتفاق که با شخص دیگری اشتباه گرفته شود نیز همین بود؛ حالا او در آغوش این میدان حماسه بود.

تو اینجا در میدان حماسه در سمت درست تاریخ ایستادهای
ستایش به خوابی که قبل از این اتفاقات دیده بود اشاره کرد و گفت: قبلاً در خواب دیده بودم که در حال کشیدن عکس حضرت آقا هستم و از شوقش، تمام بدنم میلرزد و عدهای مخالف را هم میدیدم که روبهرویم ایستادهاند و میگویند: چرا این عکس را میکشی؟ و من هم با آنها جر و بحث میکردم. اما حالا در واقعیت داشتم تصویرِ رهبری را میکشیدم. مدتی طول کشید تا نقاشیام را تمام کنم اما برایم بسیار لذتبخش بود چون واقعاً به ایشان علاقه داشتم. ما نقاشها وقتی تصویرِ یک جسم یا یک شخص خاص را میکشیم، صاحب تصویر برایمان کاملاً زنده میشود و میان ما و صاحب آن تصویر، صمیمیتِ خاصی شکل میگیرد. برای همین بعضی شبها که نقاشی حضرت آقا کنارم نبود حتی خوابم نمیبرد انگار چیزی را از دست داده بودم یا چیزی کنارم نبود که باید میبود.

او از درد و دلهایش با رهبر شهید حین کشیدن تصویر میگوید: حین پیاده کردن تصویرشان روی کاغذ نقاشی، در دلم با ایشان حرف میزدم. از نگاه کردن به چشمها و چهره نورانی و پر از مهرشان لذت میبردم و با شوق قلممو را روی کاغذ حرکت میدادم. حتی جملاتی از رهبر شهید انقلاب که در جمع دختران و مردم گفته بودند به ذهنم میآمد.
مثلا یادم هست گفته بودند “من همه را دوست دارم و برای همه دعا میکنم…” حالا من رو به تصویری که در حال کشیدنش بودم، میگفتم: آقا جان، برای من هم در این لحظه دعا میکنی؟ احساس میکنم الان داری از آسمانها، دست مهربانت را بر سرم میکشی و میگویی “دخترم تو اینجا در میدان حماسه در سمت درست تاریخ ایستادهای و با لبخند دلربایت، مرا تحسین میکنی. البته که شما همانطور که میگفتید، همه را دوست داشتید و دارید و مطمئنم امروز که دستتان بازتر است همچون گذشته حتی برای مخالفانتان هم دعا میکنید همانطور که آنها را دیروز میبخشیدید، امروز هم میبخشید.
باعث ایجاد نفاق و دوقطبی در جامعه نشویم
این بانوی هنرمند به حضور بعضی از بانوان با تیپ و ظاهر مختلف در میدان حماسه این شبها اشاره میکند و میافزاید: شاید امروز ظاهر من در این میدان متفاوت باشد اما من به عشق رهبر و کشورم اینجا ایستادهام درست مثل خیلی از مردم که این شبها در خیابان میبینم. ظاهرشان متفاوت است اما در خیابان حضور دارند تا پوزه دشمن را به خاک بمالند، تا کسی حرف از نفاق و دوقطبی نزند.

زمانی که در میدان در حال کشیدن تصویر رهبر شهید بودم، متوجه جمعیتی میشدم که بالای سرم حضور پیدا میکردند و با تعجب به قلمم و عکسم خیره میشدند و گاهی هم انتقاد میکردند اما من بیتوجه به انتقادها، با همان عشق و علاقهای که در دل داشتم، کارم را انجام میدادم. من کلاس نقاشی هم نرفتم و اولین چهرهای که کشیدم تصویرِ حضرت آقا بود و خداروشکر نتیجه کارم هم یک قاب ماندگار و زیبا از ایشان شد چون کاملاً دلی و با عشق کشیده بودم.
بعضیها بالای سرم میپرسیدند این اثر هنری را چند میفروشی؟ و حتی میگفتند ما به قیمت بالا حاضریم ازت بخریم. در جوابشان میگفتم این نقاشی را به عشقِ رهبرم کشیدم و میخواهم به مردمم تقدیم کنم پس فروشی نیست. بعد از آن، من دیگر هر شب در این میدان حضور پیدا میکردم تا اینکه با من تماس گرفتند و دعوت شدم برای حضور در غرفه رسانه «شهید نائینی». و آنجا از من خواستند که یک تصویر هم از سردار سخنگوی سپاه بکشم.
امروز ایران ابرقدرت است
این بانوی هنرمند در ادامه از حمایت همهجانبه خانوادهاش میگوید: خانوادهام هم همهجوره حمایتم کردند تا بتوانم هنر و استعدادم را به نمایش بگذارم و کنار مردم باشم. راستش من سالها چنین جمعیت و چنین عظمتی را در یک مراسم ندیده بودم؛ مردمی که 60 روز از شهادت رهبرشان گذشته و هنوز سنگر خیابان را ترک نکردهاند و خسته هم نمیشوند.

ستایش به ابرقدرتی ایرانِ اسلامی اشاره میکند و میافزاید: دشمنان ما حرف زیاد میزنند و همواره تهدید میکنند اما واقعاً نتوانستند کاری از پیش ببرند. من معتقدم این آمریکا نیست که ابرقدرت است؛ امروز ایران ابرقدرت است.
مردم در خیابان امنیتساز شدهاند؛ عرصه برای وطنفروشان تنگ شد
او مردم شرکتکننده در شبهای حماسه جنگ رمضان را در حفظ امنیت خیابانها بسیار اثرگذار میداند و میافزاید: امروز مردمی که در میدان حماسه شرکت دارند به نوعی امنیتساز شدهاند چراکه اگر امنیت نباشد حتی شلحجابها و بدحجابها هم نمیتوانند به راحتی در خیابان رفت و آمد کنند؛ پس امروز با هر سلیقه و پوششی باید در کنار هم باشیم.
این بانوی هنرمند درباره نحوه شهادت رهبر هم میگوید: بعضیها میگفتند حضرت آقا در پناهگاه هستند اما همه دیدند که رهبرمان در محل کارشان به شهادت رسید. لحظهای که خبر شهادت آقا را شنیدم واقعاً بهم ریختم، روز قبلش داخل مدرسه بودم و مدیرمان با تک تک اولیا تماس میگرفت و دلشوره داشت، چون آن لحظه نمیدانستیم چه اتفاقی افتاده. خانوادهها هم به دنبالمان آمدند و ما را به خانه رساندند.

روز بعد که خبر شهادت قطعی اعلام شد، حالمان خیلی بد بود. مادرم که خبر را شنیده بود آنقدر شوکه شده بود که نمیدانست کجا برود. مدام پنجره را باز میکرد و تپش قلب گرفته بود؛ به حدی که من هم ترسیده بودم. پدرم هم باورش نمیشد. مادرم میگفت: خدا کند دروغ باشد این خبر… .
دهه نودیها و هشتادیها پای رسانههای دشمن ننشینند
ستایش دهه نودی در پایان صحبتهایش با توجه به شرایط امروز کشور، توصیهای به همسن و سالانش میکند: به همه دهه نودیها و هشتادیها، به کسانی که ممکن است فریب حرفهای دشمن را بخورند و پای رسانههایش بنشینند میگویم حالا که جبهه حق و باطل کاملاً آشکار شده، یزیدیان زمان خودمان را بهتر بشناسیم و وعدههای دروغین دشمن را باور نکنیم و انتظار کمک از دشمنی نداشته باشیم که مادران و کودکان را به راحتی به شهادت میرساند.
به گزارش تسنیم، ماجرای ستایش نشان میدهد گاهی پشت یک ظاهر متفاوت، دلی سرشار از عشق به وطن، احترام و آرزوهای خاص است؛ ستایش دهه نودی با وجود اتفاقی ناخوشایند در ابتدای حضورش در اجتماع نهتنها ناامید و منحرف نشد بلکه با پشتکار، شوق درونی و ارادتی که سالها در دل داشت توانست به آرزویش برسد و پرترهای بهیاد ماندنی از رهبر شهید به میدان حماسه هدیه کند.
امروز بسیاری از همنسلان او نیز با همه تفاوتها در ظاهر و سبک زندگی همچنان دل در گرو سرزمینشان دارند و از فطرتی پاک و صادقانه برخوردارند؛ کافی است به آنها فرصت دیده شدن و اعتماد دوباره داده شود و آغوشی مهربان بگشاییم تا استعدادها و نیتهای زلال خود را بهتر نمایان کنند.
گفتوگو از: زهرا رستگار
انتهای پیام/
شاید دوست داشته باشید
دوباره به «تقدس کار» بازگردیم/پاداش آنکه ریسک نوآوری را می پذیرد چیست؟
هشدار رواج ابزار موازی اینترنت؛جامعه با خطر واگذاری تمامیت ذهن روبروست
سنتهای الهی در اندیشه رهبر شهید کتاب شد
الزامات و موانع فقهی حقوقی اصل مقابله به مثل در جنگ
انسان، معمار بهشت و جهنم؛ استعارهای برای زیست اخلاقی انسان
وزیر ارتباطات: برای جلوگیری از توقف آموزش دانش آموزان ، همه همت خود را به کار می گیریم
خبر مهم درباره زمان برگزاری کنکور و تغییرات احتمالی
خبر جدید از فصل دوم «بامداد خمار» / عصر سریالهای نیمهکاره به پایان رسید
نکات مهم برای پیشگیری از کبد چرب
جنجال پرونده پژمان جمشیدی ادامه دارد
«آنتیک» ۱۳ میلیاردی شد؛ افزایش سانسها در سینما
سهم آموزش در ارتقا نگرش کنونی در دنیا
نظر رئیس سازمان سینمایی درباره اکران «قاتل و وحشی»؛ سینما امیدبخش است
آخرین وضعیت مصدومیت دو بازیکن مهم مشخص شد
مجید مجیدی: اگر روش لاریجانی در صداوسیما ادامه مییافت، شاهد گسست رسانه ملی از مردم نبودیم
جزئیات تازه از رتبهبندی معلمان؛ هر رتبه چقدر حقوق را افزایش میدهد؟
سنتکام رسماً حمله به ایران را تایید کرد
اولین واکنش ایران به حمله آمریکا/ فرماندهکل ارتش: پشیمان خواهند شد
بیوگرافی اسدالله یکتا، مرد کوچک سینما + عکس همسر و فرزندانش

جدیدترین نظرات مخاطبان