به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، وضعیت اکولوژیک دریای خزر بار دیگر در کانون توجه کارشناسان محیط زیست قرار گرفته است؛ جایی که کاهش جمعیت گونههای شاخصی مانند فوک خزری، به عنوان تنها پستاندار بومی این پهنه آبی، به یک مسئله چندلایه و مناقشهبرانگیز تبدیل شده است.در حالی که برخی تحلیلها بر عوامل طبیعی مانند تغییرات زیستی و حضور گونههای مهاجم تأکید دارند، گروهی از متخصصان حوزه محیط زیست معتقدند ریشه اصلی بحران را باید در فعالیتهای انسانی جستوجو کرد؛ از صید بیرویه و برداشت خارج از ظرفیت اکولوژیک گرفته تا آلودگیهای گسترده دریایی که در دو دهه اخیر روندی نگرانکننده به خود گرفته است.
انسان؛ متهم اصلی در فشار بر اکوسیستم خزر
در همین زمینه، دکتر سیدمحمود قاسمپوری، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس و از فعالان حوزه محیط زیست در گفتوگو با خبرنگار تسنیم در ساری، با اشاره به ماهیت انسانی بسیاری از تهدیدات دریای خزر تأکید میکند که بخش مهمی از فشار وارد شده بر اکوسیستم این دریا ناشی از بهرهبرداری اقتصادی، صید و صیادی خارج از استاندارد و آلودگیهای زیستی متنوع است.
به گفته او، در کنار این عوامل، بحث کاهش منابع غذایی فوک خزری نیز مطرح است؛ موضوعی که برخی آن را ناشی از کاهش ذخایر ماهی کیلکا و حتی هجوم گونهای شانهدار مهاجم میدانند. کیلکا به عنوان غذای اصلی فوک خزری نقش حیاتی در زنجیره غذایی این گونه دارد و هرگونه اختلال در جمعیت آن میتواند به صورت مستقیم بر بقای فوکها اثر بگذارد.
تقابل روایتها؛ شیلات یا محیط زیست؟
با این حال، آنچه وضعیت را پیچیدهتر میکند، اختلاف نظر میان نهادهای مسئول است. در حالی که برخی کارشناسان شیلات، کاهش جمعیت کیلکا را به فشار صید و برداشت بیش از حد نسبت میدهند، برخی دیگر بر نقش عوامل زیستی مانند گونههای مهاجم تأکید دارند.
قاسمپوری در این زمینه تصریح میکند که نمیتوان به صورت قطعی یک عامل را به عنوان دلیل اصلی تلفات فوک خزری معرفی کرد، اما آنچه مسلم است، این است که برداشت از ذخایر دریای خزر در سالهای اخیر فراتر از ظرفیت طبیعی آن بوده است. او به نشانههایی مانند تعطیلی برخی واحدهای تولیدی وابسته به کیلکا از جمله کارخانههای پودر و کنسرو اشاره میکند که خود نشاندهنده تغییرات جدی در ذخایر این گونه است.
بحران داده و روایت؛ از آمار واقعی تا برداشتهای متناقض
یکی دیگر از محورهای چالشبرانگیز در این حوزه، مسئله دادهها و آمار تلفات فوک خزری است. به گفته این استاد دانشگاه، در سالهای گذشته موضوع آلودگیها و گونههای مهاجم به اندازه کافی جدی گرفته نشده و تنها در سالهای اخیر با گسترش شبکههای اجتماعی و حساسیت عمومی، این موضوع بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
او معتقد است بخشی از افزایش گزارشهای تلفات ممکن است ناشی از افزایش رصد و حساسیت باشد، نه الزاماً افزایش واقعی تلفات؛ با این حال تأکید میکند که در برخی سالها نیز نوسانات شدید و واقعی در جمعیت این گونه ثبت شده است. به گفته او، تفاوت میان گزارشهای حداقلی و حداکثری تلفات (از صفر تا دهها مورد) نشاندهنده نبود یک نظام پایش دقیق و یکپارچه در این حوزه است.
برنامههای حفاظتی؛ از دانشگاه تا صیادان
در کنار این چالشها، تلاشهایی نیز برای حفاظت از فوک خزری در حال انجام است. قاسمپوری با اشاره به برنامه اقدام حفاظتی در این حوزه، از همکاری دانشگاه تربیت مدرس نور و کمیتههای مشورتی تخصصی خبر میدهد.
بر اساس این برنامهها، مجموعهای از بستههای آموزشی و آگاهیبخشی در قالب هفت جلد تدوین شده که هدف آن ارتقای دانش گروههای هدف از جمله صیادان و محیطبانان است. این اقدامات با هدف کاهش تعارض انسان و محیط زیست و افزایش آگاهی در زنجیره بهرهبرداری از منابع دریایی طراحی شدهاند.
خزر در نقطه تلاقی اقتصاد و اکولوژی
آنچه امروز در دریای خزر در حال وقوع است، صرفاً یک مسئله زیستمحیطی محدود نیست، بلکه تقاطع پیچیدهای از اقتصاد، بهرهبرداری، سیاستگذاری و تغییرات طبیعی است. از یک سو فشارهای انسانی و برداشتهای اقتصادی قرار دارد و از سوی دیگر، عوامل زیستی و اقلیمی که همچنان بهطور کامل شناخته نشدهاند.
در چنین شرایطی، نبود اجماع میان نهادهای تخصصی، ضعف نظام پایش دادهها و تأخیر در واکنشهای مدیریتی، باعث شده سرنوشت گونههایی مانند فوک خزری در هالهای از ابهام قرار گیرد؛ هشداری جدی برای اکوسیستمی که سالهاست زیر فشار همزمان انسان و طبیعت قرار دارد.
جدیدترین نظرات مخاطبان