به گزارش اقتصاد آنلاین، تا پیش از اصلاح قانون در سال ۱۳۹۲، زنان مجرد عملاً امکان چندانی برای پذیرش فرزند نداشتند، اما قانون جدید برای نخستینبار این امکان را فراهم کرد که زنان بالای ۳۰ سال نیز بتوانند سرپرستی کودک را برعهده بگیرند. البته این امکان همچنان محدودیتهایی دارد؛ زنان مجرد معمولاً نمیتوانند نوزاد بگیرند و سرپرستی آنها بیشتر به کودکان دختر و در سنین بالاتر اختصاص پیدا میکند. به عبارتی به زنان مجرد نوزاد نمیدهند، مثلاً کودک ۵ ساله را برای سرپرستی به زن متقاضی میدهند. ضمن اینکه زن مجرد باید حتما فرزند دختر را به سرپرستی بگیرد. همین محدودیتها نشان میدهد که قانونگذار هنوز با احتیاط به مسئله فرزندخواندگی زنان مجرد نگاه میکند.
با وجود این، تعداد متقاضیان زن در سالهای اخیر افزایش پیدا کرده است. بسیاری از این زنان، شغل ثابت، استقلال مالی و شرایط مناسب زندگی دارند و تصمیم گرفتهاند بدون انتظار برای ازدواج یا تشکیل خانواده سنتی، مسئولیت تربیت یک کودک را بپذیرند. اما مسیر فرزندخواندگی در ایران فقط یک فرآیند اداری ساده نیست؛ مجموعهای از چالشهای فرهنگی، حقوقی و حتی روانی در این مسیر وجود دارد که گاهی از خودِ قانون هم پیچیدهتر میشود.
بسیاری از زنان مجردی که سرپرستی کودک را میپذیرند، ناچارند با قضاوتهای اجتماعی روبهرو شوند؛ قضاوتهایی که هنوز «مادر بودن» را وابسته به ازدواج میدانند. در چنین فضایی، زنان فرزندپذیر اغلب باید علاوه بر مسئولیت تربیت کودک، با فشارهای اجتماعی و نگاههای سنتی هم مقابله کنند.
با این حال، روند کلی جامعه نشان میدهد مفهوم خانواده در حال تغییر است. امروز دیگر خانواده فقط در قالب سنتی پدر، مادر و فرزند تعریف نمیشود و شکلهای تازهای از زیستن آرامآرام در حال دیده شدن هستند. زنانی که سرپرستی کودک را برعهده میگیرند، بخشی از همین تغییر اجتماعیاند؛ تغییری که شاید هنوز کامل پذیرفته نشده، اما بهنظر میرسد دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت.
جدیدترین نظرات مخاطبان