با ما همراه باشید

سیاسی و اجتماعی

خطر فاشیسم-تروریسم و مسئولیت آزادی‌خواهان

با فروکش کردن خشونت‌های خیابانی و توقف جنایات گسترده‌ی تروریستی اکنون هشیاری عموم مردم و نخبگان سیاسی و فرهنگی و فعالان رسانه‌ای نسبت به «فاز دوم جنگ تروریستی» بیش از پیش ضرورت دارد.

منتشر شده

در

یادداشت مهمان- شهاب اسفندیاری فعال رسانه ای: با فروکش کردن خشونت‌های خیابانی و توقف جنایات گسترده‌ی تروریستی در پی رهنمودهای خردمندانه رهبر معظم انقلاب، جان‌فشانی و فداکاری نیروهای حافظ نظم و امنیت، و حضور باشکوه مردم در حماسه ۲۲ دی که به «شکسته شدن کمر فتنه» انجامید، اکنون به نظر می‌رسد هشیاری عموم مردم و نخبگان سیاسی و فرهنگی و فعالان رسانه‌ای نسبت به آنچه که می‌تواند «فاز دوم جنگ تروریستی» نامیده شود بیش از پیش ضرورت داشته باشد.

مسئولیت سنگینی در این شرایط متوجه همه مدافعان آزادی و مردمسالاری است چرا که نیروهای فاشیسم با تمام قدرت برای ایجاد دیکتاتوری جدید و وحشت بزرگ سازماندهی شده‌اند. در واقع ممکن است آنچه تا این مرحله شاهد بودیم صرفا فاز اول یک عملیات فاشیستی – تروریستی و به اصطلاح «بخش سخت» این عملیات پیچیده و ترکیبی باشد که قرار بوده مقدمات و شرایط لازم برای اجرای فاز دوم یا «بخش نرم» این عملیات که «مشروعیت‌زدایی از جمهوری اسلامی» است را فراهم آورد.

در فاز دوم با تولید و انتشار تفسیرهای سوگیرانه و خوانش‌های خاص نسبت به بخش اول عملیات، زمینه برای تحقق راهبردهای نهایی طراحان این جنگ پیچیده را فراهم خواهند کرد. محورهای اصلی تبلیغاتی دشمنان در فاز دوم این جنگ فاشیستی-تروریستی را می‌توان در عناوین زیر برشمرد:

۱- سانسور خشونت‌ها و جنایات انجام شده در عملیات تروریستی بی‌سابقه اخیر

۲- تقلیل و تخفیف جنایات تروریستی و داعش‌گونه مزدوران دشمن و عدم تمایز آن از «اعتراضات» و «ناآرامی‌ها»

۳- پاک کردن یا کمرنگ کردن نقش آشکار بیگانگان در خشونت‌ها و جنایت‌های اخیر

۴- سفیدشویی جنگ تروریستی دشمن با مقصر جلوه دادن حاکمیت (همانگونه که پس از جنگ ۱۲ روزه با استفاده از کلیدواژه «تغییر پارادایم» انجام شد.)

۵- هم‌ذات‌پنداری با تروریست‌ها در راستای مشروعیت‌زدایی از حاکمیت

۶- حمله به نیروهای مدافع امنیت و تخریب روحیه و اعتماد به نفس و تضعیف توان عملیاتی آنها

۷- توجیه تئوریک و لابی‌گری برای تأمین پلتفرم‌های تبلیغاتی و زیرساخت‌های ارتباطی برای فاشیست‌ها و تروریست‌ها.

۸- اعمال فشار برای تغییرات بنیادین در سیاست خارجی و تسلیم شدن حاکمیت در برابر زیاده‌خواهی محور فاشیسم بین‌المللی (ترامپ – نتانیاهو).

۹- زمینه‌سازی برای گرفتار شدن مسئولین کشور در مارپیچ سکوت و مسائل حاشیه‌ای و عدم موضع‌گیری قاطع در برابر جنایات و خشونت‌های بی‌سابقه در جنگ تروریستی اخیر و عدم واکنش به جسارت‌ها و تهدیدهای مستقیم دشمنان علیه کشور و رهبری.

۱۰- فراخوان‌های جدید برای تجمعات و راهپیمایی‌ها در حمایت از فاشیست‌ها و در راستای همدلی با تروریست‌ها با الگوگیری از رفتار تبلیغاتی گروهک مجاهدین خلق برای تقدیس تروریست‌های دهه ۶۰.

در مقابل این طراحی لازم است ابعاد گسترده و بی‌سابقه این جنگ تروریستی به مثابه «لحظه ۱۱ سپتامبر ایران» برای مردم تبیین شود. واقعیت‌های میدان و مظلومیت شهدا و جانبازان این حوادث و خانواده های آنها شفاف اطلاع‌رسانی شود و مطالبه افکار عمومی جهت مجازات تروریست‌های جنایتکار و حامیان آنها به شکل وسیع منعکس شود.

لازم است در تحلیل رخدادهای اخیر به انگاره‌های لیبرالیستی که تسهیل‌گر این خشونت‌های فاشیستی و جنایت‌های تروریستی بودند – از جمله شوک درمانی، رهاسازی شبکه‌های اجتماعی و تعطیل تنظیم‌گری، پمپاژ توهم فروپاشی، ترویج نژادپرستی و مهاجرستیزی، غرب‌ستایی و آمریکا پرستی – در پرتو تحولات جدید مورد توجه قرار گیرد. توجیه‌کنندگان اقدامات خشن تروریستی و بزک‌کنندگان این فاشیسم بی‌نقاب باید به عنوان «حامیان تروریسم» محکوم شوند.

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین نظرات مخاطبان

خبر لحظه‌ای اخیر