خبرگزاری مهر،یادداشت مهمان،حمیده سادات حسینی روحانی دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین:بعد از انتخاب آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای (حفظه الله) به رهبری انقلاب اسلامی، شائبه موروثی شدن جایگاه رهبری در نظام جمهوری اسلامی، در سخنان بعضی منتقدان مطرح شد. واضح است که موروثی بودن یک نظام حاکمیتی به فرآیند انتخاب حاکمان بازمیگردد و نه به نتیجه آن؛ لذا در یک حکومت شایستهسالار همانطور که فرزند رهبر بودن نباید معیار انتخاب رهبر باشد، این نسبت خانوادگی، در صورت شایستگی، نباید مانعی هم برای رهبری یا قرار گرفتن در مسئولیتهای سیاسی لحاظ شود؛ کما اینکه در نظامهای سیاسی دموکراتیک کشورهای دیگر نیز سابقه مسئولیت گرفتن فرزندان مقامات سیاسی وجود دارد.
اما فارغ از این نکته درست، توجه به بستر انتقال قدرت به رهبر سوم جمهوری اسلامی نیز، تمایز آن از بستر انتقال قدرت در حاکمیتهای موروثی و سایر حکومتهای غیرشایستهسالار را نمایان میسازد.
یکی از وجوه اقبال به دموکراسی و رویگردانی از حکومتهای موروثی، اهمیت شایستهسالاری بود. فیلسوفان سیاسی خیر جامعه را در حکومت شایستگان فارغ از هرگونه ویژگی انتسابی میدانستند. اما دموکراسی با غلبه سرمایهداری، خود مسیری خلاف جهت شایستهسالاری طی کرد. آنچه در نظامهای دموکراسی تحقق یافته، حاکمیت سرمایه و سرمایهداران و نه حکومت شایستگان است. حاکمیت سرمایه، قدرت سیاسی را وابسته به قدرت اقتصادی کرده و با چیرگی بر ابزار رسانه و سیاستهای نمایشی، منطق اقبال به سیاسیون را غیرشایستهسالارانه نمودهاست. وفاداری به احزاب و وابستگی به گروههای قدرت در دموکراسی، جایگزین نسبت خانوادگی با خاندان حاکم در حکومتهای موروثی شدهاست. لذاست که جنایتکاری مثل ترامپ با آن همه جنایت، مفاسد اخلاقی و مشکلات روانی، میتواند بر مسند قدرت ایالات متحده آمریکا تکیه زند.
این وضعیت دموکراسی، عملا بشر امروز را از جهت شایستهسالاری در وضعیت بنبست حاکمیتی قرار داده است. نه دموکراسی فرآیند شایستهسالارانهای برای دستیابی به قدرت است و نه نظامهای حاکمیتی سنتی از چنین مزیتی برخوردارند.
جمهوری اسلامی با ترکیب ایده جمهوریت و رهبری عالمان فقیه بر جامعه، از حیث نظری قدمی نو در مسیر شایستهسالاری برداشتهاست، اما از حیث عینی نیز در این دوره در شرایطی قرار گرفته که بستر تحقق شایستهسالاری در رهبری جامعه از همیشه بیشتر فراهم است.
توضیح بیشتر اینکه از جمله دلایل قدرت ناشایستگان در نظامهای سیاسی گوناگون، اصالت منافع در استخدام قدرت است. به عبارت دیگر، قدرت مسیر دستیابی به منافع را تسهیل میکند و بدون در اختیار داشتن قدرت، امکان دستیابی به بعضی منافع مسدود است. هرچند در نظامهای دموکراتیک تلاش شد قدرت نامحدود حکومتهای فردی و موروثی در دستیابی به منافع محدود شود، اما پیوند محکم قدرت و منفعت موجب شد سرمایهداری با نفوذ ساختاری در لایههای سیاسی باز هم مسیر غیرشایستهسالارانه دستیابی به قدرت را هموار کند.
شایستهسالاری تنها زمانی امکان تحقق دارد که پیوند قدرت و منفعت قطع گردد. در این دوره از انتخاب رهبر در نظام جمهوری اسلامی، علاوه بر مزیت همیشگی اهمیت ویژگیهای اخلاقی ولی فقیه عادل در فرآیند انتخاب، وجود سایه مرگ و شهادت و مؤلفه مرگآگاهی در پذیرش این مسئولیت، به خودی خود موجب حذف ناشایستگان و جاهطلبان از ولع دستیابی به قدرت و کسب منفعت شد.
چه در حکومتهای موروثی و چه در دموکراسیهای سرمایهسالار، آنچه به قدرت جذابیت میدهد، بستر قدرت برای کسب منفعت است و این فرع بر بقای شخص است، یعنی احساس مصونیت از خطر مرگ جزء اولیات پذیرش قدرت در راستای کسب منافع بعدی است.
نزدیکی افق مرگ در آگاهی کسی که در این دوره مسئولیت رهبری جامعه ایران و امت مقاومت را بر شانه حمل میکند، به خودی خود عامل حذف مؤلفه جاهطلبی و غلظت مؤلفه مرگآگاهی و انقطاع از دنیا و منافع آن، در پذیرش مسئولیت بود. شاید اصرار برخی جریانهای غربگرا بر تعیین رهبر پس از پایان جنگ نیز به همین ترس از ترور گزینه موردنظرشان در جایگاه رهبری بازمیگشت.
با این وصف، هرچند در نگاه ظاهربین پسری جای پدر نشستهاست، اما در تحلیل واقعی موقعیت، هیچیک از مؤلفههای حاکمیت موروثی، چه در فرآیند انتخاب و چه در بستر جنگ قدرت جاهطلبان ناشایسته در این حکومتها، در فرآیند انتخاب دخیل نبوده و قیاس، معالفارق است.

جدیدترین نظرات مخاطبان