به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی خانه سینما، مرتضی فرشباف، فیلمساز و کارشناس این نشست با اشاره به تجربه شخصی خود از مطالعه کتابهای سینمایی گفت: از زمانی که به سینما علاقمند شدم در دورههای مختلف کتابهای سینمایی زیادی خواندهام. از همان دوران آثار نظری و کتابهای منتقدان سینمایی را نیز به طور جدی دنبال میکردم، اما بهتدریج متوجه شدم که صرف مطالعه این متون، بهتنهایی نمیتواند به فرد فیلمسازی را آموزش دهد و از دل کتاب نمیتوان مستقیماً فیلم ساخت.
وی در ادامه با طرح پرسشی درباره جایگاه کتابهای سینمایی در سالهای اخیر گفت: در دو یا سه دهه گذشته، کتابهای سینمایی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفتهاند. پاسخ به این پرسش اهمیت دارد که این کتابها امروز چه جایگاهی دارند و تا چه اندازه توانستهاند بر سینما و فیلمسازی اثر بگذارند؟
سینما با اندیشه شناخته میشود
در ادامه این نشست مجید برزگر گفت: شاید این پرسش («چه کسی این کتابها را میخواند؟») را هر یک از ما، دستکم یکبار، هنگام عبور از برابر قفسه کتابهای تخصصی سینما شنیده یا در ذهن خود تکرار کرده باشیم؛ قفسههایی که برخلاف رمانها یا کتابهای عمومی، معمولاً آرام، خلوت و بیهیاهو هستند. کتابهایی درباره نظریه سینما، تاریخ سینما، نقد فیلم، زیباییشناسی تصویر، کارگردانی، فیلمنامهنویسی، تدوین و فیلمبرداری؛ کتابهایی که نه در فهرست پرفروشها قرار میگیرند و نه معمولاً صفی برای خریدشان شکل میگیرد.
وی ادامه داد: اما این پرسش، بیش از آنکه درباره شمار خوانندگان باشد، درباره نسبت ما با خودِ سینماست.آیا سینما هنری است که تنها با دیدن فیلم آموخته میشود؟ آیا تجربه عملی میتواند جای مطالعه را بگیرد؟ آیا در روزگاری که هزاران ساعت آموزش ویدئویی، کلاس آنلاین و محتوای آموزشی در دسترس است، هنوز کتابهای تخصصی نقشی تعیینکننده دارند؟ و مهمتر از همه اگر این کتابها خوانده نشوند، چه چیزی را از دست خواهیم داد؟ به گمان من، پاسخ این پرسش تنها به سرنوشت صنعت نشر مربوط نیست؛ بلکه به آینده فرهنگ سینمایی ما گره خورده است زیرا هر سینمایی، افزون بر فیلمهایی که تولید میکند، با اندیشههایی که درباره خود میپرورد هم شناخته میشود. فیلمها، چهره آشکار یک فرهنگاند؛ اما کتابها، حافظه و وجدان آن فرهنگاند. فیلم بر پرده متولد میشود و زندگی میکند، اما آنچه تجربه یک نسل از فیلمسازان، منتقدان و پژوهشگران را به نسل بعد منتقل میکند، بیش از هر چیز در کتابها ثبت میشود. از همین رو اگر فیلمها حافظه تصویری سینما باشند، کتابهای تخصصی حافظه فکری آن هستند؛ جایی که تجربه به دانش بدل میشود، دانش به نقد راه میبرد و نقد، امکان آفرینش تازه را فراهم میکند.
برزگر با بیان اینکه سینما پیش از آنکه مجموعهای از تصویرهای متحرک باشد، شیوهای برای نگریستن به جهان است، بیان داشت: این شیوه دیدن، تنها در سالن تاریک سینما شکل نمیگیرد؛ در سکوت کتابخانهها، در حاشیهنویسی کتابها، در گفتوگوی نویسندگان، مترجمان، پژوهشگران و دانشجویان نیز ساخته میشود. شاید به همین دلیل باشد که هر بار این پرسش تکرار میشود «چه کسی این کتابها را میخواند؟» در واقع پرسش دیگری نیز در پس آن نهفته است: چه کسانی آینده سینما را خواهند ساخت؟ پاسخ به این پرسش، موضوع تأمل امروز ماست.
سینما؛ هنری که با اندیشه آغاز میشود
برزگر خاطرنشان کرد: من معتقدم تماشای فیلم، تجربه میآفریند؛ مطالعه، آن تجربه را به آگاهی بدل میکند. تفاوت این دو، تفاوت میان مواجهه و تأمل است. بسیاری از ما ممکن است یک فیلم را دوست داشته باشیم یا از آن لذت ببریم، بیآنکه بدانیم چرا. کتابهای نظریه و نقد، این «چرا» را پیش روی ما میگذارند. آنها به ما نمیآموزند چه فیلمی را دوست داشته باشیم؛ به ما میآموزند چگونه ببینیم، چگونه بپرسیم و چگونه آنچه را دیدهایم، به زبان بیاوریم.
کتاب؛ زبان مشترک سینما
برزگر خاطرنشان کرد: کتابهای تخصصی، بیش از آنکه اطلاعاتی تازه به ما بیفزایند، این زبان مشترک را میسازند؛ زبانی که امکان گفتوگو میان فیلمساز، منتقد، پژوهشگر، مترجم، دانشجو و حتی مخاطب جدی سینما را فراهم میکند.اطلاعات و اینفورمیشن یا شناخت و معرفت. اگر این زبان مشترک از میان برود، گفتوگو نیز جای خود را به مجموعهای از داوریهای شتابزده و سلیقههای پراکنده خواهد داد. آنگاه دیگر کمتر میتوان درباره سینما بحث کرد؛ فقط میتوان درباره آن اظهار نظر کرد. شاید یکی از مهمترین نقشهای کتاب تبدیل نظر به اندیشه باشد.
وی با بیان اینکه کتابهای نقد سینمایی فقط برای منتقدان نوشته نمیشوند؛ آنها شیوهای از دیدن را آموزش میدهند، بیان داشت: خواننده این کتابها، کمکم از مصرفکننده تصویر به خواننده تصویر بدل میشود. تصویر را نه صرفاً به عنوان رویدادی دیداری بلکه به منزله متنی فرهنگی میخواند؛ متنی که از قاب، حرکت، نور، صدا، سکوت، زمان و حذف ساخته شده است. در این معنا، نقد ادامه حیات فیلم است. فیلم با پایان نمایش به پایان نمیرسد؛ در ذهن مخاطبان، در گفتوگوها، در مقالهها و در کتابها به زندگی خود ادامه میدهد. از رولان بارت و سوزان سانتاک و آندره بازن تا ایرج کریمی فقید.
فیلمنامه؛ ادبیات نادیده سینما
برزگر با بیان اینکه از میان همه گونههای نوشتار سینمایی شاید فیلمنامه مهجورترین باشد، گفت: خیلی از دوستداران سینما، آثار بزرگ را بارها دیدهاند اما هرگز متن آنها را نخواندهاند. گویی فیلم چنان حضوری پررنگ دارد که متن آغازین خود را پنهان میکند. اما فیلمنامه صرفاً نقشه تولید یک فیلم نیست؛ نخستین تجلی جهان آن فیلم است.
وی خاطرنشان کرد: از همین رو، کتابهای سینمایی صرفاً منابع آموزشی نیستند؛ آنها حافظه جمعی این هنر هستند. هر کتاب، حاصل سالها خواندن، اندیشیدن، تجربه کردن، ترجمه کردن و نوشتن است.امروز، در آیینی که برای پاسداشت کتابهای سینمایی برگزار شده است، در حقیقت تنها از چند عنوان کتاب یا چند نویسنده و مترجم تقدیر نمیکنیم. ما از سنتی فرهنگی پاسداری میکنیم که گفتوگو را بر شتاب، تأمل را بر سطحینگری و اندیشیدن را بر مصرف صرف تصویر ترجیح میدهد.
اهمیت آثار نظری سینما
در ادامه این نشست روبرت صافاریان، نویسنده و مترجم کتابهای تخصصی حوزه سینما در پاسخ به این پرسش که مخاطبان کتابهای سینمایی چه کسانی هستند و آیا این آثار واقعاً خوانده میشوند، گفت: به نظر من این تصور که کتابهای سینمایی خوانده نمیشوند، درست نیست. البته گاهی خودم هم تعجب میکنم و با خودم میگویم این کتابها را چه کسانی میخوانند؛ حتی درباره بعضی از کتابهایی که خودم ترجمه کردهام نیز چنین حسی داشتهام اما وقتی میبینم کتابی بارها تجدید چاپ میشود متوجه میشوم که مخاطب خود را دارد.
وی ادامه داد: برای مثال، کتاب نشانهشناسی سینما از جمله آثار دشوار این حوزه است و خودم هم تصور میکنم کمتر کسی آن را از ابتدا تا انتها به طور کامل خوانده باشد با این حال، این کتاب چندین بار تجدید چاپ شده است.
صافاریان با بیان اینکه برخی کتابها را علاقهمندان سینما تهیه میکنند زیرا از جمله متون پایه سینما به شمار میروند، خاطرنشان کرد: طبیعی است کتابهای سینمایی برخلاف رمانها، مخاطب عام ندارند. هر کسی ممکن است یک رمان بخرد و بخواند اما کتابهای سینمایی مخاطبان مشخصی دارند؛ از جمله علاقهمندان جدی سینما، کسانی که در زمینه فیلمسازی یا نقد فیلم فعالیت میکنند، دانشجویان سینما و افرادی که قصد دارند در آینده فیلم بسازند.
امروز تعداد کسانی که میخواهند فیلم بسازند، حتی اگر بسیاری از آنها در نهایت فیلمساز حرفهای نشوند یا فقط یک فیلم بسازند، کم نیست و همین افراد مخاطبان اصلی این کتابها هستند.
صافاریان با بیان اینکه کتابهای سینمایی زیاد منتشر میشوند، بیان داشت: من از طریق فضای مجازی انتشار کتابهای جدید را دنبال میکنم و برایم جالب است بدانم چه عنوانهایی و درباره چه موضوعاتی منتشر میشوند. واقعیت این است که تعداد کتابهای سینمایی بسیار زیاد است و هر روز هم بر آنها افزوده میشود.
وی افزود: بخش قابل توجهی از این آثار به سمت موضوعات بسیار تخصصی رفتهاند. برای مثال، درباره هیچکاک، بدون اغراق صدها کتاب منتشر شده و همچنان هم کتابهای جدیدی چاپ میشود؛ آثاری که هر کدام از زاویهای بسیار خاص، مانند روانکاوی فرویدی یا لاکانی به فیلم پرداختهاند. بیشتر این کتابها در کشورهای انگلیسیزبان توسط واحدهای نشر دانشگاهی منتشر میشوند و نویسندگانشان نیز عمدتاً استادان دانشگاه هستند. انتشار کتاب برای این استادان بیش از آنکه منفعت مالی داشته باشد، اعتبار علمی و دانشگاهی به همراه میآورد و به همین دلیل چنین روندی شکل گرفته است اما در ایران هنوز چنین وضعیتی به وجود نیامده است.
صافاریان با تأکید بر اهمیت آثار نظری سینما گفت: بسیاری از مقالهها و کتابهای سینمایی در دورهای خاص و در پاسخ به مسائل و اتفاقات همان زمان نوشته شدهاند. به همین دلیل، اگر بدون توجه به آن زمینه تاریخی و فکری خوانده شوند، ممکن است مخاطب امروز ارتباط درستی با آنها برقرار نکند.
وی افزود: کتابهایی که ترجمه میشوند، بهتر است مقدمهای داشته باشند که برای خواننده توضیح دهد اثر در چه شرایطی و درباره چه موضوعی نوشته شده است. این مقدمه میتواند به درک بهتر کتاب و جایگاه آن کمک کند.
صافاریان با بیان اینکه ما بسیار ترجمهزده هستیم، بیان داشت: مترجم زمانی باید به سراغ ترجمه یک کتاب برود که آن اثر برایش به یک مسئله تبدیل شده باشد؛ یعنی بداند چرا میخواهد آن کتاب را ترجمه کند و چه نیازی را قرار است برطرف کند. مترجم باید احساس کند آن اثر پاسخی به یک مسئله یا نیاز فکری است.
وی با تأکید براهمیت آشنایی با زبانهای خارجی در حوزه مطالعات سینمایی افزود: هر کسی که میخواهد در عرصه نظریهپردازی فعالیت کند، باید دستکم به یک زبان خارجی مسلط باشد. بدون دسترسی مستقیم به منابع اصلی امکان پژوهش و نظریهپردازی جدی بسیار محدود خواهد بود.
این مترجم کتابهای سینمایی خاطرنشان کرد: بخش عمده کتابهای نظری سینما را استادان دانشگاه مینویسند زیرا در بسیاری از کشورها از حمایتهای مالی و پژوهشی برخوردار هستند و همین حمایتها امکان تولید آثار نظری را برای آنان فراهم میکند.
تبدیل پایاننامه به کتاب فرایندی مستقل است
رامتین شهبازی دبیر نهمین جایزه کتاب سال سینمایی نیز در این نشست، گفت: تعداد زیادی از کتابهایی که به این دوره از جایزه ارسال شده بودند در واقع پایاننامههایی بودند که بدون طی کردن فرایند لازم، منتشر شده بودند. تبدیل پایاننامه به کتاب، خود یک فرایند مستقل و نوعی بازنویسی اساسی است.
وی ادامه داد: من نیز پایاننامه کارشناسی ارشد و رساله دکترای خود را به کتاب تبدیل کردهام و به تجربه میدانم که این دو قالب تفاوتهای جدی با یکدیگر دارند و متأسفانه در بسیاری از موارد این فرایند به درستی انجام نمیشود.
شهبازی خاطرنشان کرد: در حوزه ترجمه نیز رقابتی برای زودتر منتشر کردن آثار وجود دارد. برخی مترجمان تلاش میکنند هرچه سریعتر کتابی را ترجمه و منتشر کنند تا به عنوان مترجم یا چهرهای اثرگذار شناخته شوند. اگر ناشر هم ویراستار حرفهای نداشته باشد، نتیجه آن انتشار کتابهایی است که بدون ویرایش و آمادهسازی لازم وارد بازار میشوند.
شهبازی درباره یکی از مشکلات نشر سینمایی، بیان داشت: برای تولید کتابهای اثرگذار، پیش از هر چیز باید نیازسنجی درستی انجام شود؛ اتفاقی که به نظر من کمتر رخ میدهد. ما گویی در تاریکی دست به انتخاب میزنیم و از میان انبوه کتابهایی که در جهان منتشر میشود، آثاری را برای ترجمه انتخاب میکنیم، بدون آنکه شناخت دقیقی از نیاز و مخاطب خود داشته باشیم. همین موضوع نشان میدهد که هنوز مخاطبان را بهخوبی نمیشناسیم.
کمبود تألیف؛ چالش جدی سینمای ایران
در ادامه فرهاد توحیدی با اشاره به نقش کتابهای سینمایی و نمایشی در مسیر یادگیری خود، گفت: من یکی از افرادی بودم که بسیاری از آموختههایم را از کتابها به دست آوردم و زمانی که وارد دانشکده شدم هدفم این بود که به سینما نزدیک شوم و فیلمنامه بنویسم. آن زمان فیلمنامهنویسی چندان مطرح نبود و بیشتر افراد علاقهمند بودند کارگردان شوند. حتی رشتهای مستقل برای فیلمنامهنویسی نیز وجود نداشت، به همین دلیل به نزدیکترین رشته یعنی ادبیات دراماتیک رفتیم.
وی ادامه داد: اولین استادی که در دانشکده نوشتن را از او یاد گرفتم، بیشتر بر این تأکید داشت که بنویسیم. ما مینوشتیم اما نمیدانستیم چگونه باید بنویسیم. بیشتر گفتوگو میکردیم و از او راهنمایی میخواستیم که مسیر درست نوشتن چیست. ایشان میگفتند باید دید هنرمندانه داشته باشید اما برای ما این سؤال وجود داشت که دید هنرمندانه چیست و چگونه میتوان آن را به دست آورد و پاسخها بیشتر مبتنی بر تجربه بود.
وی با بیان اینکه نباید مخاطب کتابهای سینمایی را دستکم گرفت، بیان داشت: ممکن است همه علاقهمندان سینما به سراغ کتابهای کاملاً کاربردی نروند اما کتابهایی در حوزههای مختلف از جمله گفتوگوها و مصاحبهها، مخاطبان خود را دارند. وقتی میبینیم کتابی چند بار تجدید چاپ میشود نشان میدهد که مخاطب واقعی برای آن وجود دارد.
مشاور فرهنگی خانه سینما با اشاره به ضرورت افزایش آثار تألیفی در حوزه سینما، گفت: باید تلاش کنیم تألیف در حوزه سینما جایگاه و اعتبار بیشتری پیدا کند. سینمای ایران در زمینه تألیف با کمبودهای جدی روبهرو است و باید هرچه سریعتر به سمت تقویت این حوزه برویم. برای تحقق این هدف باید زمینهای فراهم شود تا کسانی که میخواهند تألیف کنند از نظر معیشتی نیز امکان فعالیت داشته باشند؛ یعنی دغدغههای اقتصادی مانع کار پژوهشی و نوشتن آنها نشود و بتوانند با تمرکز و اطمینان بیشتری به تولید دانش در حوزه سینما بپردازند.
۵۹۲۴۳

جدیدترین نظرات مخاطبان