اقتصادی و مالی
تنگه هرمز؛ برگ برنده ایران در معادلات منطقهای
کنترل ایران بر تنگه هرمز هزینههای فشار آمریکا را افزایش داده و معادلات امنیتی منطقه را تغییر داده است.
منتشر شده
47 دقیقه پیشدر
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، مجتبی اشرافی، پژوهشگر ارشد مطالعات آسیای مرکزی و اوراسیا، مدیر اندیشکده مطالعات راهبردی شیراز طی یادداشتی با عنوان “ایران، بستن تنگه هرمز و محاصره دریایی آمریکا: فروپاشیِ فرضی یا قدرت تابآور؟” که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داد، نوشت:
در هفتهها و ماههای اخیر، تحلیلگران بینالمللی و مراکز مطالعاتی غربی بر روی استراتژی آمریکا در قبال ایران تمرکز کردهاند. واضح است که دولت ترامپ، فعلاً به جای رویارویی نظامی مستقیم، روی طولانیکردن محاصره اقتصادی و فشار همهجانبه حساب باز کرده است؛ ایدهای که هدف آن، به باور طراحانش، فروپاشی داخلی ایران است. این سناریو شامل سه مرحله است:
– ایجاد فشار اقتصادی، فعالکردن ضعفها و بحران معیشتی
– شعلهور کردن اختلافات داخلی و قومی
– وارد کردن مداخله خارجی با نقض احتمالی آتشبس شکننده فعلی و شروع مجدد جنگ به هر نحوی (ورود زمینی، نبرد هوایی، درگیریهای دریایی، ترور و ضربه ناگهانی).
به زبان ساده، هدف این است که ایران به جای بازیگری فعال، تنها یک بازیگر منفعل در معادلات منطقهای شود. اما تجربه عملی نشان میدهد که ایران برخلاف پیشبینی دشمن، از اِعمال تحریم و محاصره طولانیمدت نه تنها آسیب ندیده، بلکه تابآوری خود را افزایش داده است.
نمونه بارز آن، وقایع جنگ تحمیلی 12 روزه بود؛ در آن مقطع ایران با حملات اولیه دچار شوک و اختلال در ساختار فرماندهی شد، اما به سرعت خود را بازسازی و ساختارهای مدیریتی و دفاعی خود را بازطراحی کرد.
تمرکززدایی، توزیع اختیارات در مدیریت چندلایه و ایجاد افزونگی در سیستمها، ایران را از یک بازیگر واکنشدهنده به یک بازیگر فعال و آماده مقابله بلندمدت تبدیل کرده و با درسهایی که آموخت در مدیریت جنگ تحمیلی رمضان بسیار موفقتر و غیرقابلپیشبینی عمل کرد و حتی توانست سرمایه اجتماعی خودش را هم حفظ و افزایش دهد.
کنترل ایران بر تنگه هرمز، برهم زننده محاسبات
یکی از عناصر کلیدی در این تابآوری، کنترل تنگه هرمز است. پیشتر این تهدید و کنترل تنها یک گزینه آخر برای ایران محسوب میشد، اما اکنون به ابزاری روزمره در محاسبات راهبردی تبدیل شده است.
ایران با نشان دادن توانایی خود در مختل کردن یکی از حیاتیترین مسیرهای انرژی جهان، هزینههای فشار آمریکا را افزایش داده و بحرانها را از سطح منطقهای به سطح جهانی منتقل کرده است. در واقع، هر اقدام آمریکا برای طولانیتر کردن محاصره، ایران را به تمرین مقابله طولانیمدت و عملیات نامتقارن بیشتر وادار میکند، بدون آنکه فشارها به فروپاشی منجر شود.
این وضعیت پیامدهای گستردهای برای آمریکا و متحدانش دارد. اعتبار بینالمللی ترامپ و ایالات متحده کاهش یافته، شکافها در داخل آمریکا و در میان متحدان سنتی آن، از کشورهای عربی خلیج فارس تا اروپا، عمیقتر شده است.
بسیاری از متحدان آمریکا در حال بازنگری در استراتژیهای امنیتی خود هستند و حتی در برخی موارد بدنبال تنوعبخشی به شرکای امنیتی و کاهش اتکای کامل به واشنگتن هستند. در مقابل، رقبا از این شرایط بهره برده و موقعیت ژئوپلیتیک خود را تقویت کردهاند؛ روسیه از فروش نفت خود سود برده و چین نقش میانجی آرام، اما تعیینکننده در تضمین آتشبس و ثبات منطقهای ایفا کرده است.
محاصرهای که به ضد محاصره تبدیل شده است
فشار حداکثری و طولانیمدت آمریکا، نه تنها به فروپاشی ایران منجر نشده، بلکه ایران را آمادهتر، مقاومتر و فعالتر ساخته است. فشار اقتصادی و محاصره طولانیمدت بر ایران، در نگاه اولیه، ابزاری برای محدودسازی و وادار کردن کشور به واکنش سریع به نظر میرسد.
اما واقعیت نشان میدهد که چنین فشارهایی اغلب با پیچیدگیهای غیرقابل پیشبینی مواجه میشوند.
دلیل اصلی آن، ماهیت شبکهای و پویا بودن سیستمهای سیاسی و اقتصادی ایران است؛ کشورهایی که دارای منابع متنوع، انعطاف اجتماعی و ظرفیت مدیریت بحران هستند، میتوانند فشار خارجی را نه تنها تحمل کنند بلکه آن را به فرصتی برای بازسازی و تقویت راهبردی تبدیل کنند.
همچنین، طولانی شدن فشار، معادلات هزینه-فایده دشمن را پیچیده میکند. هر روز ادامه محاصره، نیازمند تعهد بیشتر آمریکا برای حفظ انسجام سیاسی داخلی و همکاری متحدان است، در حالی که هرگونه شکاف در این حلقهها به طور مستقیم قدرت واشنگتن را تضعیف میکند.
یک نکته کلیدی دیگر، ظرفیت ایران در تطبیق استراتژیک با شرایط پویا است. به جای واکنشهای آنی، ایران ساختارهایی ایجاد کرده که قادر هستند تهدیدهای طولانیمدت را به اقدامات مدیریتشده و نامتقارن تبدیل کنند.
این توانایی باعث میشود اثر فشار اقتصادی کاهش یافته و حتی رفتارهای طرف مقابل به نحوی پیشبینیپذیر و قابل مقابله شوند. به بیان ساده، ایران امروز یک بازیگر واکنشدهنده منفعل نیست؛ بازیگری تابآور است که میتواند موازنه قدرت را در منطقه بازتعریف و ابزارهای فشار را علیه طراحان آن بازتوزیع کند.
محاصره دریایی ایران و محدودیتهای تهدید آمریکا
ترامپ در چند هفته اخیر ایران را با توییتهایی تهدید کرده است: یکی گفته «اگر به کشتیهای آمریکایی حمله کنند، از صفحه زمین محو خواهند شد» و دیگری هشدار داده که «ایرانیها یا با حسن نیت به توافق برسند یا درگیری را از سر خواهیم گرفت». این پیامها بیشتر یک بلوف سیاسی و فشار روانی هستند تا یک استراتژی عملی برای تغییر فوری رفتار ایران.
واقعیت میدانی، اما کاملاً متفاوت است. ایران با تهدیدهای نامتقارن، کنترل مسیرهای حیاتی انرژی و تمرینهای مستمر دریایی، توانسته تهدید آمریکا را به ابزاری برای افزایش هزینه دشمن تبدیل کند.
محاصره دریایی که قرار بود ایران را وادار به عقبنشینی کند، در عمل به بزرگترین رزمایش نظامی و تمرین تابآوری ایران تبدیل شده است. نکته مهمتر این است که، با وجود تهدید شدید ترامپ، ایران نه تنها هشدار داده، بلکه حمله نیز انجام داده و نشان داده است که تهدید آمریکا بیشتر جنبه بلوف سیاسی و رسانهای دارد تا اثر عملی. این رفتار ایران، تابآوری داخلی و قدرت بازدارندگی آن را تقویت کرده و اعتبار تهدید آمریکا را کاهش داده است.
سرمایه اجتماعی، وفاق ملی و نقش مردم در شرایط تهدید خارجی و پساجنگ
تحولات اخیر نشان میدهد که تهدید خارجی و سایه جنگ میتواند وفاق ملی و اتفاق نظر در مقابل دشمن خارجی را تقویت کند. حضور مردم در خیابانها در این ایام، با شور حماسی و همبستگی ملموس، نمادی از واحد شدن جامعه و احساس «خانه و ما شدن» است.
این حضور نه تنها یک نمایش نمادین، بلکه سرمایه اجتماعی واقعی ایجاد کرده که میتواند در راستای تقویت جامعه مدنی، انسجام ملی و تابآوری کشور به کار گرفته شود. با این حال، اتحاد در مقابل تهدید خارجی نباید به معنای نادیده گرفتن اختلافات داخلی باشد.
تضادها و اختلاف نظرهای درونکشوری در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی همچنان وجود دارند و مدیریت هوشمندانه آنها، به جای تضعیف کشور، میتواند به توسعه و پیشبرد اهداف ملی کمک کند.
وقتی جامعه توانایی حفظ شور ملی در مقابل تهدید خارجی و همزمان حل منطقی اختلافات داخلی را داشته باشد، این ترکیب به یک سرمایه اجتماعی چندلایه تبدیل میشود: انسجام و هویت ملی تقویت میشود و ظرفیت تصمیمگیری و اصلاحات داخلی افزایش مییابد.
از نگاه راهبردی، محاصره دریایی آمریکا، طولانی کردن آتشبس و نگه داشتن سایه جنگ بر سر ایران، بخشی از یک استراتژی برای تضعیف سرمایه اجتماعی ایران است. واشنگتن با این تاکتیک تلاش میکند که:
– اثرگذاری سرمایه اجتماعی ایجاد شده توسط مردم ایران را کمرنگ کند
– با فشار اقتصادی و معیشتی جامعه ایرانی، اختلافات داخلی را برجسته کند
– اعتماد عمومی به نهادها و انسجام ملی را کاهش دهد
هدف نهایی آمریکا، از منظر خود، ایجاد زمینه برای فروپاشی از درون است؛ اما واقعیت این است که ایران تاکنون با تابآوری ساختاری، آمادگی نامتقارن و مدیریت سرمایه اجتماعی توانسته این فشار را خنثی کرده و جایگاه استراتژیک خود را حفظ کند.
پرسش کلیدی در مرحله پساجنگ این است که چگونه میتوان سرمایه اجتماعی ایجاد شده را نگهداشت و تقویت کرد. تجربه حضور حماسی مردم در خیابانها در این ایام نشان داد که مردم وقتی کنار هم قرار میگیرند، بر سر ارزشهای مشترک و «خانه و ما شدن» اتفاق نظر پیدا میکنند.
اگر این سرمایه اجتماعی به امید، نشاط، مشارکت مدنی و تلاش مجاهدانه برای ساختن کشور منتقل نشود، ممکن است به تدریج فرسایش یابد. به همین دلیل، لزوم توجه ویژه به این سرمایه اجتماعی در شرایط پساجنگ حیاتی است.
به بیان ساده، ایران در موقعیتی است که میتواند شور حماسی و عقلانیت اجتماعی را به هم بیامیزد، سرمایه اجتماعی خود را در جهت توسعه و رفاه کشور هدایت کند و پایههای یک جامعه مدنی مقتدر، متحد و تابآور بسازد که نه فقط در مواجهه با تهدید خارجی، بلکه در مسیر پیشرفت داخلی نیز توانمند باشد.
انتهای پیام/424
شاید دوست داشته باشید
تنش جدید در خلیج فارس / یک کشتی در آبهای قطر هدف حمله قرار گرفت
این کشور عربی شمشیر را از رو بست/ فشارهای بیسابقه علیه پاکستان شدت گرفت
تنش تازه در جنوب خلیج فارس / شلیک ۲ پهپاد به خاک یک کشور عربی
ویتکاف و کوشنر به روسیه سفر میکنند/ پیام ترامپ به پوتین چیست؟
شوک برلین به واشنگتن / استقرار موشکهای تاماهاوک در خاک آلمان متوقف شد
دور تازه گفتوگوها / آمریکا زمان مذاکرات را اعلام کرد
پاسخ تهران به پیشنهاد واشنگتن / متن ایران از طریق پاکستان ارسال شد
توقیف 3 شناور متخلف و کشف بیش از 8 تن صید ترال در سواحل بوشهر
آمریکا و رژیم صهیونیستی دشمن مردم و کشورهای منطقه هستند
چالش مادران خراسان شمالی/ جوانی جمعیت بدون بیمارستان مادر و کودک!
سرنوشت مجیدی در دستان مورایس و عزتاللهی
واریز مابهالتفاوت 2میلیونی حق مسکن از فروردین
زلنسکی، ریگان، شوارتزنگر؛ وقتی بازیگران رئیسجمهور میشوند/ چرا بازیگران در سیاست موفقترند؟
اولویت پساجنگ؛ احیای اشتغال و جلوگیری از تعدیل کارگران
پیام جدید پزشکیان صادر شد
طلا، بورس یا حقوق؟ کدام مسیر سریعتر به خانه میرسد؟
چرا «۲۵۷» فعلا متوقف است؟/ امیدواری کارگردان جوان: مردم شاید کمتر به سینما و تئاتر بروند اما بعید میدانم بهکل حذفش کنند
262 ملک مرتبط با وطنفروشان در کشور توقیف شد
فردا کالابرگ کد ملی های 3، 4 و 5 شارژ میشود؛ نوبت بعدی 25 اردیبهشت

جدیدترین نظرات مخاطبان