با ما همراه باشید

دینی و مذهبی

نوجوان ایرانی، جهانی که آن را نمی‌شناسیم

یشتر به بزرگسالانی نیاز دارند که بتوانند بگویند «من همه چیز را درباره دنیای تو نمی‌دانم، اما می‌خواهم آن را بشناسم. بیا در موردش با هم حرف بزنیم.»

منتشر شده

در

نوجوان ایرانی، جهانی که آن را نمی‌شناسیم

خبرگزاری مهر، سرویس دین، حوزه و اندیشه، سامان سفالگر؛ نوجوانان امروز در جهانی بزرگ می‌شوند که فقط ابزارهایش با جهان نسل‌های قبل متفاوت نیست بلکه قواعد ارتباط، دیده‌شدن، دوستی، یادگیری و حتی تعریف “خود” نیز در آن تغییر کرده است. شکاف میان نوجوان و خانواده، بیش از آنکه صرفا شکاف سنی باشد، شکاف تجربه است. نوجوان امروز ممکن است صبح خود را با پیام‌های دوستانش آغاز کند، بخشی از هویت خود را در شبکه‌های اجتماعی بسازد، برای یادگیری به ویدئو و هوش مصنوعی رجوع کند، از یک اتفاق خانوادگی در گروه دوستانش حرف بزند و همزمان در خانه، با والدینی روبه‌رو باشد که مهم‌ترین نگرانی‌شان این است که وی چقدر با گوشی خود کار می کند. اینجا مساله آغاز می‌شود: دو جهان در یک خانه زندگی می‌کنند، اما الزاما یکدیگر را نمی‌فهمند و درک نمی‌کنند.

این تفاوت البته پدیده‌ای جدید نیست. نوجوانی همیشه دوره فاصله گرفتن تدریجی از خانواده، شکل‌گیری هویت مستقل و اهمیت یافتن گروه همسالان بوده است. اما فناوری دیجیتال این فرایند را از اتاق نوجوان به جهانی بی‌مرز منتقل کرده است. نوجوان دیگر فقط در مدرسه و محله با همسالان خود ارتباط ندارد بلکه شبکه‌ای از دوستان، تولیدکنندگان محتوا، گروه‌های آنلاین و جوامع مجازی دائما در دسترس او هستند.

یونیسف نیز در بررسی زندگی کودکان در جهان دیجیتال تاکید کرده است که اینترنت برای نسل جدید فقط یک ابزار جانبی نیست بلکه بخشی از عرصه یادگیری، ارتباط و شکل‌گیری مهارت‌های آینده آنهاست. در عین حال، همین فضا می‌تواند خطرهایی مانند نقض حریم خصوصی، قلدری آنلاین و انواع سواستفاده را نیز افزایش دهد. بنابراین شاید نخستین اشتباه ما این باشد که جهانِ نوجوان را صرفا از دریچه مصرف اینترنت ببینیم. نوجوان فقط کاربر گوشی نیست او در حال ساختن تصویری از خودش در جهانی است که دیگر مرز روشنی میان آنلاین و آفلاین ندارد.

مساله فقط گوشی تلفن همراه نیست!

در بسیاری از خانواده‌ها، نخستین پاسخ به تغییرات رفتاری نوجوان، وضع قانون است. به عنوان مثال، ساعت استفاده از گوشی تعیین می‌شود، دسترسی محدود می‌شود، بعضی برنامه‌ها ممنوع می‌شوند و گاهی نیز بازرسی تلفن همراه به عنوان راهی برای نظارت در نظر گرفته می‌شود. اما اگر مساله را فقط به ابزار تقلیل دهیم، احتمالا بخش مهمی از واقعیت را از دست می‌دهیم.

پرسش اساسی این نیست که نوجوان چرا ساعت‌های زیادی آنلاین است. پرسش مهمتر این است که در آن جهان چه چیزی پیدا می‌کند که شاید در جهان واقعیِ اطراف خود کمتر پیدا می‌کند؟ دوستی؟ تعلق؟ فرصت دیده‌شدن؟ امکان ابراز عقیده؟ سرگرمی؟ یادگیری؟ فاصله گرفتن از فشارهای روزمره؟ یا صرفاً راهی برای فرار از ملال؟ کدامیک درست است؟

حتی طراحی بسیاری از پلتفرم‌های دیجیتال نیز بی‌تاثیر نیست. قابلیت‌هایی مانند پیمایش بی‌پایان، پخش خودکار، اعلان‌ها و شمارش “لایک” و بازدید با هدف افزایش تعامل طراحی شده‌اند و می‌توانند جدا شدن از صفحه را دشوارتر کنند. یونیسف در گفت‌وگویی با یک متخصص رشد نوجوان تاکید می کند که اثر شبکه‌های اجتماعی برای همه نوجوانان یکسان نیست و باید به نحوه استفاده، محتوای مصرف‌شده و تاثیر آن بر خواب، فعالیت بدنی و روابط اجتماعی توجه کرد. پس نسخه واحدی به نام کم کردن زمان استفاده از گوشی تلفن همراه نمی‌تواند پاسخ همه خانواده‌ها باشد.

*نشریه “آتلانتیک” در گزارشی، روایت‌های ساده‌انگارانه‌ای که مشکلات نوجوانان را صرفا به گوشی و شبکه‌های اجتماعی نسبت می‌دهند، رَد می کند و بر نقش عوامل خانوادگی، اجتماعی و شرایط زندگی نوجوان تاکید دارد.

والدینی که می‌خواهند فرزندشان را کنترل کنند، اما نمی‌شناسند

یکی از تناقض‌های مهم دوران جدید این است که والدین ممکن است درباره خطرات فضای دیجیتال بسیار نگران باشند، اما درباره سازوکار زندگی نوجوان در این فضا شناخت کافی نداشته باشند. گاهی پدر و مادر از فرزند خود می‌خواهند درباره چیزی توضیح دهد که خودشان تجربه‌اش نکرده‌اند. نتیجه می‌تواند گفت‌وگویی باشد که از همان ابتدا میان دو موضع نابرابر شکل می‌گیرد. یکی من نگران تو هستم و دیگری تو اصلا نمی‌فهمی من چه می‌کنم. این وضعیت اگر تکرار شود، به جای گفت‌وگو، پنهان‌کاری ایجاد می‌کند.

پژوهشی منتشرشده از سوی دفتر منطقه‌ای سازمان جهانی بهداشت درباره نوجوانان در ایران نیز سال‌ها پیش بر اهمیت احساس درک شدن، احترام و به رسمیت شناختن نیاز نوجوان به استقلال تاکید کرده بود و مشکلات ارتباطی میان والدین و نوجوانان را از عوامل ایجادکننده احساس تنهایی و فاصله گرفتن از مشارکت خانوادگی ارزیابی کرده است.

نکته مهم این است که نیاز نوجوان به استقلال، الزاما به معنای بی‌نیازی از خانواده نیست. اتفاقا در این دوره، نوجوان همچنان به پشتیبانی، امنیت و راهنمایی نیاز دارد. اما شکل این حمایت باید تغییر کند. والدینی که با کودک هشت‌ساله خود مانند کودک رفتار می‌کند، شاید در پانزده‌سالگی وی با مقاومت روبه‌رو شوند. رابطه باید از “من می‌گویم، تو انجام بده” به سمت “بیایید درباره مساله با هم تصمیم بگیریم” حرکت کند.

خطرِ بزرگ‌تر، بی‌اعتمادی است

وقتی نوجوان احساس کند هر حرفی که می‌زند ممکن است علیه او استفاده شود، طبیعی است که بخشی از زندگی خود را پنهان کند. در این شرایط، خانواده ممکن است از بیرون احساس کند “دیگر چیزی از فرزندمان نمی‌دانیم”، در حالی که بخشی از این ناآگاهی نتیجه همان الگوی ارتباطی است.

*وبگاه تحلیلی” Aeon ” در گزارشی تاکید می کند که مطالعات جدید از پیچیده بودن جهان نوجوانان حکایت دارند و نباید در رابطه با این دوره زمانی از زندگی افراد(نوجوانی)، ساده انگاری کرد. این وبگاه تحلیلی معتقد است نوجوان امروز جهانی دارد که باید آن را کشف کرد و البته که ارتباط با نوجوانان نیز قواعدی دارد که باید آن ها را شناخت.

این مساله درباره فضای مجازی اهمیت بیشتری دارد. اگر نوجوان بداند که اعتراف به یک تجربه آنلاین، اشتباه یا حتی یک مساله شخصی، بلافاصله با تنبیه مواجه می‌شود، احتمال اینکه در موقعیت خطرناک به سراغ والدین برود کاهش پیدا می‌کند. بنابراین هدف خانواده نباید صرفا این باشد که نوجوان “هیچ خطایی نکند” بلکه باید بتواند در صورت مواجهه با مساله، اولین نفرهایی باشند که نوجوان به آنها مراجعه می‌کند. این تفاوت ظریفی است، اما پیامد اجتماعی بزرگی دارد.

جهانِ نوجوان را باید از خودش پرسید

شاید یکی از ساده‌ترین و در عین حال دشوارترین راه‌ها برای کاهش این شکاف، تغییر نوع پرسش‌های بزرگسالان باشد. به جای اینکه فقط بپرسیم چرا اینقدر در گوشی هستی؟، می‌توان پرسید: چه چیزی آنجا برایت جالب است؟ به جای این دوست‌ها چه کسانی هستند؟، می‌توان گفت: دوست دارم بدانم با چه آدم‌هایی ارتباط داری و چه چیزی در آنها برایت جذاب است.

به جای این فیلم‌ها چه فایده‌ای دارند؟، شاید بهتر باشد پرسید: چه چیزی در این محتوا تو را جذب کرده؟ این پرسش‌ها به معنای چشم‌پوشی از خطرها نیست. اتفاقا شناخت، پیش‌شرط مدیریت خطر است. یونسکو نیز در رویکرد جدید خود به سواد رسانه‌ای خانواده‌ها، به جای تکیه صِرف بر ترس و ممنوعیت، بر گفت‌وگو، تفکر انتقادی، تشخیص اطلاعات نادرست و یادگیری مشترک میان نسل‌ها تاکید دارد.

نوجوان امروز را نباید فقط «مساله» دید

در ایران، موضوع نوجوانان فقط مساله‌ای فرهنگی یا خانوادگی نیست بلکه یک موضوع مهم اجتماعی است. بخش قابل توجهی از جمعیت کشور در سنین کودکی، نوجوانی و جوانی قرار دارند و کیفیت ارتباط جامعه با این گروه، بر آینده اجتماعی آن اثر خواهد گذاشت. اگر نوجوان دائما به عنوان نسل مساله‌دار، وابسته به گوشی یا بیگانه با ارزش‌های خانواده تعریف شود، امکان گفت‌وگو از همان ابتدا کاهش پیدا می‌کند.

نوجوان پیش از آنکه موضوع نگرانی ما باشد، یک انسان در حال شکل دادن به هویت خودش است. او باید فرصت آزمون و خطا، پرسش و حتی متفاوت بودن داشته باشد. در عین حال به مرزهای روشن، حمایت و آموزش نیز نیاز دارد. هنر خانواده این است که میان آزادی و مسوولیت، استقلال و نظارت، و اعتماد و مراقبت تعادل ایجاد کند. در نهایت، شاید مساله اصلی این نباشد که نوجوانان امروز جهان متفاوتی دارند. مساله مهمتر این است که ما هنوز تا چه اندازه حاضر شده‌ایم برای شناخت آن جهان وقت بگذاریم. اگر قرار است نوجوان از خانواده فاصله نگیرد، نخستین گام الزاما خاموش کردن گوشی او نیست بلکه شاید روشن کردن چراغ گفت‌وگو باشد.

نسل نوجوان امروز احتمالا به والدینی نیاز ندارد که همه پاسخ‌ها را درباره جهان جدید بدانند. آنها بیشتر به بزرگسالانی نیاز دارند که بتوانند بگویند من همه چیز را درباره دنیای تو نمی‌دانم، اما می‌خواهم آن را بشناسم. بیا درباره‌اش با هم حرف بزنیم. شاید همین جمله ساده، آغاز دوباره رابطه‌ای باشد که در بسیاری از خانه‌ها پیش از آنکه از دست رفته باشد، فقط زبان مشترکش را گُم کرده است.

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین نظرات مخاطبان

خبر لحظه‌ای اخیر