با ما همراه باشید

پزشکی و سلامت

چرا اعضای خانواده از یکدیگر دور می‌شوند؟

فاصله عاطفی ممکن است به‌تدریج و بدون بروز اختلاف آشکار میان اعضای خانواده شکل بگیرد. تصویری از اعضای یک خانواده که با وجود حضور در یک فضای مشترک، از نظر عاطفی از یکدیگر فاصله گرفته‌اند. این تصویر مفهوم کاهش صمیمیت، مشکلات ارتباطی و فاصله عاطفی در خانواده را نشان می‌دهد.

منتشر شده

در

چرا اعضای خانواده از یکدیگر دور می‌شوند؟
چرا اعضای خانواده از یکدیگر دور می‌شوند؟
گاهی همه اعضای خانواده هنوز زیر یک سقف زندگی می‌کنند؛ شام را کنار هم می‌خورند، از برنامه‌های روزانه یکدیگر خبر دارند و شاید حتی اختلاف جدی و آشکاری هم میانشان وجود نداشته باشد. با این حال، چیزی در رابطه تغییر کرده است. گفت‌وگوها کوتاه‌تر شده، صمیمیت گذشته کم‌رنگ شده و هرکس بیشتر در دنیای خودش زندگی می‌کند.

این همان فاصله‌ای است که معمولاً یک‌شبه به وجود نمی‌آید.
فاصله عاطفی اغلب آرام و بی‌صدا شکل می‌گیرد؛ از چند گفت‌وگوی نیمه‌تمام، دلخوری‌هایی که هیچ‌وقت درباره آن‌ها صحبت نشده، خستگی‌های مداوم، احساس شنیده نشدن و نیازهایی که بارها نادیده گرفته شده‌اند.

ممکن است اعضای یک خانواده از نظر فیزیکی به هم نزدیک باشند، اما از نظر عاطفی کیلومترها با یکدیگر فاصله داشته باشند.

شناخت دلایل این اتفاق، اولین قدم برای جلوگیری از عمیق‌تر شدن آن است. در بسیاری از موارد، مشاوره خانواده نیز می‌تواند به اعضای خانواده کمک کند الگوهای ارتباطی آسیب‌زا را بهتر بشناسند و راهی برای نزدیک شدن دوباره به یکدیگر پیدا کنند.

 

 ۱. گفت‌وگو هست، اما کسی واقعاً شنیده نمی‌شود
صحبت کردن با گفت‌وگوی واقعی تفاوت دارد.
ممکن است اعضای خانواده هر روز با یکدیگر صحبت کنند؛ درباره خرید، مدرسه، کار، قبض‌ها، برنامه فردا یا مسائل روزمره. اما آخرین بار چه زمانی درباره احساس واقعی خود با یکدیگر حرف زده‌اند؟
-امروز خیلی تحت فشار بودم. -از رفتارت ناراحت شدم.
-دلم می‌خواهد بیشتر با من حرف بزنی.
-احساس می‌کنم دیگر مثل قبل به من توجه نمی‌کنی.

در بسیاری از خانواده‌ها، بیان چنین جمله‌هایی دشوار می‌شود. افراد تصور می‌کنند صحبت کردن فایده‌ای ندارد، ممکن است قضاوت شوند یا دوباره بحثی شکل بگیرد.

در نتیجه، سکوت کم‌کم جای گفت‌وگو را می‌گیرد.
وقتی فرد احساس کند حرف‌هایش شنیده نمی‌شود، به مرور کمتر حرف می‌زند؛ و وقتی گفت‌وگوی واقعی کمتر شود، صمیمیت نیز آرام‌آرام کاهش پیدا می‌کند.
 

 
 ۲. دلخوری‌هایی که هیچ‌وقت واقعاً تمام نشده‌اند
برخی اختلاف‌ها ظاهراً تمام می‌شوند، اما اثرشان در رابطه باقی می‌ماند.
ممکن است بعد از یک دعوا دوباره زندگی عادی ادامه پیدا کند، اما ناراحتی اصلی هیچ‌وقت حل نشده باشد. فرد سکوت کرده، موضوع عوض شده یا یکی از طرفین فقط برای پایان دادن به بحث عقب‌نشینی کرده است.

این دلخوری‌های کوچک اگر بارها تکرار شوند، می‌توانند تبدیل به یک فاصله بزرگ شوند.
گاهی یک اختلاف قدیمی درباره پول، رفتار خانواده همسر، نحوه تربیت فرزند، بی‌توجهی یا حتی یک جمله ناراحت‌کننده، سال‌ها در ذهن فرد باقی می‌ماند.
ناتوانی در مدیریت چنین مسائلی می‌تواند زمینه شکل‌گیری اختلافات خانوادگی مزمن را فراهم کند؛ اختلافاتی که دیگر فقط درباره یک موضوع مشخص نیستند و کم‌کم بر کل رابطه تأثیر می‌گذارند.
 

:  جلسه مشاوره خانواده برای بهبود ارتباط اعضای خانواده
 
مشاوره خانواده برای حل مشکلات ارتباطی

تصویری از اعضای خانواده در کنار میز غذا که هرکدام درگیر احساسات و افکار خود هستند و تعامل چندانی با یکدیگر ندارند؛ نمایی از فاصله عاطفی، کاهش گفت‌وگو و سرد شدن روابط خانوادگی.
حضور اعضای خانواده در کنار یکدیگر همیشه به معنای وجود ارتباط عاطفی و صمیمیت نیست.

  ۳. وقتی فرد در خانواده احساس می‌کند دیده نمی‌شود
یکی از عمیق‌ترین نیازهای انسان این است که احساس کند برای افراد مهم زندگی‌اش ارزشمند است.

گاهی مشکل خانواده نه دعواست و نه بی‌احترامی آشکار؛ مشکل این است که یکی از اعضا احساس می‌کند دیگر کسی متوجه او نیست.
– همسری که خستگی‌اش دیده نمی‌شود.
-فرزندی که فقط درباره نمره‌هایش سؤال می‌شود.
-والدی که تصور می‌کند همه از او انتظار دارند اما کسی از حال خودش نمی‌پرسد. وقتی نیاز به توجه، محبت، احترام و قدردانی برای مدت طولانی نادیده گرفته شود، فرد ممکن است به تدریج از رابطه عقب‌نشینی کند. این عقب‌نشینی همیشه با دعوا همراه نیست.
گاهی فقط با سکوت، بی‌تفاوتی و کم شدن اشتیاق برای حضور در کنار خانواده دیده می‌شود.

 
۴. انتقاد بیشتر از قدردانی شده است
هیچ‌کس دوست ندارد خانه برایش تبدیل به جایی شود که دائماً در آن مورد قضاوت قرار می‌گیرد.
-چرا همیشه این‌طوری هستی؟
-تو هیچ‌وقت من را درک نمی‌کنی.
-باز هم اشتباه کردی.
-اصلاً نمی‌شود روی تو حساب کرد.

وقتی چنین جمله‌هایی بخش بزرگی از ارتباط روزانه را تشکیل دهند، افراد به جای اینکه احساس امنیت کنند، دائماً در حالت دفاعی قرار می‌گیرند. به مرور، فرد ممکن است برای جلوگیری از انتقاد کمتر حرف بزند، احساساتش را پنهان کند یا حتی حضور کمتری در جمع خانواده داشته باشد.
در مقابل، یک تشکر ساده، توجه به تلاش دیگری یا بیان محترمانه ناراحتی می‌تواند فضای رابطه را کاملاً تغییر دهد.
خانواده‌ای که در آن قدردانی فراموش شود و انتقاد دائماً تکرار شود، به مرور بخشی از گرمای عاطفی خود را از دست می‌دهد.

 

 ۵. همه کنار هم هستند، اما هرکس در دنیای خودش زندگی می‌کند

یکی از تناقض‌های زندگی امروز این است که اعضای خانواده ممکن است ساعت‌های زیادی در یک خانه باشند، اما زمان واقعی بسیار کمی را با یکدیگر بگذرانند.

یک نفر مشغول تلفن همراه است، دیگری شبکه‌های اجتماعی را بررسی می‌کند، فردی درگیر کار است و نفر دیگر سرگرم تماشای فیلم یا بازی است.

مشکل استفاده از فناوری نیست؛ مسئله زمانی آغاز می‌شود که حضور فیزیکی جای ارتباط واقعی را بگیرد. گاهی خانواده‌ها متوجه نمی‌شوند آخرین بار چه زمانی بدون تلفن همراه، تلویزیون یا حواس‌پرتی‌های دیگر، فقط کنار یکدیگر نشسته و صحبت کرده‌اند.

صمیمیت برای زنده ماندن نیاز به زمان دارد. اگر رابطه دائماً در انتهای فهرست اولویت‌ها قرار گیرد، حتی نزدیک‌ترین افراد نیز ممکن است به مرور برای یکدیگر غریبه شوند.

 
۶. اعتماد آسیب دیده، اما هیچ‌کس درباره آن حرف نمی‌زند
اعتماد فقط به معنای خیانت یا دروغ‌های بزرگ نیست. اعتماد می‌تواند با بدقولی‌های مکرر، پنهان‌کاری، بی‌توجهی، تحقیر، افشای رازهای شخصی یا بی‌احترامی نیز آسیب ببیند.

گاهی اتفاقی در رابطه افتاده، ظاهراً بخشیده شده، اما فرد هنوز احساس امنیت گذشته را ندارد. ممکن است بگوید مشکلی نیست، اما در رفتار او احتیاط، بدبینی یا فاصله گرفتن دیده شود.

بازسازی اعتماد معمولاً با یک عذرخواهی ساده تمام نمی‌شود. فرد باید دوباره در عمل احساس کند که می‌تواند به رابطه تکیه کند.

تا زمانی که زخم‌های اعتماد نادیده گرفته شوند، فاصله عاطفی ممکن است بیشتر شود.
 

 
۷. اعضای خانواده یکدیگر را دوست دارند، اما بلد نیستند مشکلات را حل کنند
شاید مهم‌ترین نکته همین باشد.
هر فاصله‌ای به معنای از بین رفتن محبت نیست.
بسیاری از خانواده‌ها هنوز یکدیگر را دوست دارند، اما نمی‌دانند هنگام اختلاف چگونه صحبت کنند، چگونه خواسته‌هایشان را بدون حمله بیان کنند، چگونه نه بگویند یا چگونه ناراحتی خود را بدون سرزنش مطرح کنند.
در چنین شرایطی، یک اختلاف ساده ممکن است بارها تکرار شود و هر بار فاصله بیشتری ایجاد کند.
مهارت‌هایی مانند گوش دادن فعال، بیان نیازها، کنترل خشم، حل مسئله و مدیریت تعارض، مهارت‌هایی آموختنی هستند.
گاهی تغییر چند الگوی ارتباطی ساده می‌تواند کیفیت رابطه را به شکل محسوسی تغییر دهد.
آیا فاصله عاطفی در خانواده به معنای پایان رابطه است؟
نه لزوماً.
 
یکی از اشتباهات رایج این است که افراد وقتی متوجه سرد شدن رابطه می‌شوند، تصور می‌کنند دیگر برای تغییر دیر شده است. اما فاصله عاطفی در بسیاری از موارد نتیجه یک فرایند تدریجی است و همان‌طور که به مرور شکل گرفته، می‌توان برای کاهش آن نیز قدم‌های تدریجی برداشت.

گاهی شروع تغییر به سادگی یک گفت‌وگوی صادقانه است.
-احساس می‌کنم مدتی است از هم دور شده‌ایم.
-دلم می‌خواهد بیشتر با هم وقت بگذرانیم.

-فکر می‌کنم چیزی بین ما حل‌نشده باقی مانده است.
این جمله‌ها شاید ساده به نظر برسند، اما می‌توانند دریچه‌ای برای شروع یک ارتباط متفاوت باشند.

چه زمانی بهتر است از مشاور خانواده کمک بگیریم؟
همه اختلاف‌های خانوادگی نیاز به مداخله تخصصی ندارند، اما بعضی نشانه‌ها می‌گویند بهتر است مشکل جدی‌تر گرفته شود.

اگر گفت‌وگوها تقریباً همیشه به مشاجره ختم می‌شوند، اعضا برای مدت طولانی از یکدیگر فاصله گرفته‌اند، احساس تنهایی در رابطه وجود دارد، بی‌اعتمادی افزایش یافته یا مشکلات مشابه بارها تکرار می‌شوند، کمک گرفتن از متخصص می‌تواند مفید باشد.

مراجعه به مشاور فقط برای زمانی نیست که رابطه در آستانه فروپاشی قرار گرفته باشد. گاهی هدف از مشاوره این است که قبل از عمیق شدن فاصله، علت آن شناخته شود.

خانواده سالم، خانواده بدون اختلاف نیست هیچ خانواده‌ای همیشه آرام، هماهنگ و بدون مشکل نیست. تفاوت نظر، خستگی، عصبانیت و حتی دوره‌هایی از فاصله می‌تواند بخشی طبیعی از روابط انسانی باشد.

تفاوت اصلی در این است که اعضای یک خانواده تا چه اندازه می‌توانند بعد از ناراحتی دوباره به گفت‌وگو برگردند، احساسات خود را بیان کنند و برای حل مشکل کنار یکدیگر بمانند.

صمیمیت چیزی نیست که یک‌بار ساخته شود و برای همیشه باقی بماند. رابطه نیاز به مراقبت، توجه و بازسازی مداوم دارد.
اگر احساس می‌کنید مدت‌هاست اعضای خانواده از یکدیگر دور شده‌اند، شاید سؤال اصلی این نباشد که چه کسی مقصر است؟ سؤال مفیدتر این است:
 

از چه زمانی دیگر نتوانستیم مثل گذشته یکدیگر را بشنویم؟

پیدا کردن پاسخ همین سؤال می‌تواند نقطه شروع تغییر باشد.

کلینیک روان‌شناسی جان زیبا با ارائه خدمات تخصصی مشاوره خانواده و زوج‌درمانی، به خانواده‌ها کمک می‌کند الگوهای ارتباطی ناسالم، تعارض‌های تکرارشونده و دلایل شکل‌گیری فاصله عاطفی را بهتر بشناسند و برای ساختن رابطه‌ای سالم‌تر قدم بردارند.

کلینیک روان‌شناسی جان زیبا

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین نظرات مخاطبان

خبر لحظه‌ای اخیر