با ما همراه باشید
شب عاشورا: تاریک‌ترین شب تاریخ، روشن‌ترین جلوه عشق شب عاشورا: تاریک‌ترین شب تاریخ، روشن‌ترین جلوه عشق

پزشکی و سلامت

شب عاشورا: تاریک‌ترین شب تاریخ، روشن‌ترین جلوه عشق

شب عاشورا، شب انتخاب بود؛ شبی که مرز میان دنیاطلبی با حق‌طلبی و انتخاب آگاهانه و عاشقانه آشکار شد.

منتشر شده

در

به گزارش بهداشت نیوز شب عاشورا تنها شبی برای آمادگی نظامی نبود؛ شبی بود که در آن، دل‌ها برای بزرگ‌ترین امتحان تاریخ آماده می‌شدند. در یک سو سپاهی ایستاده بود که به طمع دنیا شمشیر کشیده بود و در سوی دیگر، خیمه‌هایی قرار داشت که قرار بود تا ابد مدرسه آزادگی و وفاداری باشند. در چنین شبی، امام حسین علیه‌السلام یاران خود را گرد آورد تا پیش از آغاز نبرد، حقیقت راهی را که در آن قدم گذاشته بودند، برایشان بازگو کند.

امام سخن خود را با حمد و سپاس الهی آغاز کرد؛ نه از دشمن سخن گفت و نه از سختی‌های فردا. فرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَحْمَدُکَ عَلَى أَنْ أَکْرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّةِ وَ عَلَّمْتَنَا الْقُرْآنَ وَ فَقَّهْتَنَا فِی الدِّینِ؛ خدایا تو را سپاس که ما را به نبوت گرامی داشتی، قرآن را به ما آموختی و در دین به ما بصیرت بخشیدی.» این سخنان نشان می‌داد که عاشورا تنها یک رویارویی نظامی نیست، بلکه میدان دفاع از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی است. امام می‌خواست یارانش بدانند که فردا برای حفظ قدرت یا پیروزی ظاهری به میدان نمی‌روند، بلکه برای پاسداری از میراث پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، برای زنده نگه داشتن قرآن و برای حفظ حقیقت دین جان خود را فدا خواهند کرد.

پس از آنکه هدف قیام را ترسیم کرد، نگاه محبت‌آمیز خود را به یاران و خاندانش دوخت و جمله‌ای فرمود که تا ابد بر تارُک تاریخ خواهد درخشید: «من یارانی باوفاتر و بهتر از یاران خود و خاندانی نیکوکارتر و پیونددارتر از خاندان خویش نمی‌شناسم.» این تنها یک تمجید نبود؛ گواهی امام معصوم علیه‌السلام بر عظمت انسان‌هایی بود که فردا قرار بود در کنار او تا آخرین نفس بایستند.

سپس امام کاری کرد که عمق اخلاص این همراهی را آشکار کرد. بیعت را از همه برداشت و فرمود هر کس می‌خواهد برود، آزاد است. تاریکی شب را فرصتی برای رفتن قرار داد تا کسی از روی رودربایستی، تعصب قبیله‌ای یا احساس تکلیف ظاهری در کنار او نماند. امام می‌خواست فردا تنها کسانی در میدان باشند که آگاهانه و عاشقانه راه او را برگزیده‌اند.

در این میان، نخستین صدایی که در دفاع از امام برخاست، صدای حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام بود؛ فرزندی که در دامان امیرالمؤمنین علیه‌السلام پرورش یافته و معرفت و ولایت‌مداری را از سرچشمه وحی آموخته بود. عباس علیه‌السلام با قلبی سرشار از ایمان برخاست و گفت: «آیا برای آنکه پس از تو زنده بمانیم، تو را رها کنیم؟ خدا هرگز چنین روزی را به ما نشان ندهد.» این سخن، فریاد عشق و وفاداری بود؛ فریادی که از اعماق جان مردی برمی‌خاست که امام خویش را محور همه هستی خود می‌دانست.

پس از عباس علیه‌السلام، سایر بنی‌هاشم و یاران امام یک‌صدا بپا خاستند. هر کدام به زبانی اعلام کردند که جان، مال و خانواده خود را فدای حسین علیه‌السلام خواهند کرد. آنان نمی‌خواستند تنها شاهد سرنوشت امام خود باشند؛ می‌خواستند در این راه شریک شوند و در کنار او به لقای الهی برسند. آن شب، در خیمه‌های کربلا، وفاداری معنا شد و عشق به اوج رسید.

شب عاشورا، شب انتخاب بود؛ شبی که مرز میان دنیاطلبی و حق‌طلبی آشکار شد. در آن سوی میدان، هزاران نفر برای حفظ زندگی و رسیدن به دنیا صف کشیده بودند و در این سوی میدان، گروهی اندک آماده بودند تا همه زندگی خود را تقدیم کنند. راز ماندگاری عاشورا نیز همین است؛ اینکه مردانی چون عباس علیه‌السلام و یاران حسین علیه‌السلام نشان دادند زندگی بدون حق و بدون امام ارزشی ندارد و گاه یک شب وفاداری، از قرن‌ها زندگی برتر و ماندگارتر است.

منبع: تسنیم

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین نظرات مخاطبان

خبر لحظه‌ای اخیر