با ما همراه باشید
بیروتی که در این کتاب تجسم می‌شود، دیگر یک موقعیت مکانی نیست بیروتی که در این کتاب تجسم می‌شود، دیگر یک موقعیت مکانی نیست

طبیعت و حیوانات

بیروتی که در این کتاب تجسم می‌شود، دیگر یک موقعیت مکانی نیست

یک منتقد ادبی گفت: بیروت در این کتاب یک شخصیت تمام‌عیار است. السمان می‌نویسد: «بیروت در حال خودکشی است. هر روز صبح با جمجمه‌های جدید بیدار می‌شوم.»

منتشر شده

در

به گزارش خبرنگار مهر، «انجمن ادبی خورشید» در چهل‌وپنجمین نشست خود با حضور مریم مطهری‌راد، سمیه عالمی، مرضیه نفری، سیده فاطمه موسوی، معصومه امیرزاده، فاطمه نفری و سیده عذرا موسوی به نقد و بررسی کتاب «کابوس‌های بیروت» اثر «غاده السّمان» پرداخت.

کتاب «کابوس‌های بیروت» در سال ۱۹۷۶ میلادی، یعنی یک سال پس از شروع جنگ داخلی لبنان منتشر شده است؛ جنگی که پانزده سال به درازا کشید.

شخصیت اصلی داستان، زن نویسنده‌ای است که در گیرودار این جنگ در خانه‌اش محبوس شده و جان خود و هم‌محلی‌هایش در معرض تهدید یک تک‌تیرانداز و گروه‌های تندروی مذهبی قرار دارد. یاد معشوقی که قربانی تعصبات دینی شده، زندانی شدن برادر، نبود آب و غذا و شرایط بغرنج خانه، اوضاع را لحظه‌به‌لحظه وخیم‌تر می‌کند، ولی راوی شروع به نوشتن پیش‌نویس‌هایی از متن کابوس‌های بیروت می‌کند و سرانجام با تلاش بسیار با کیفی از وسایل قدیمی و خاطراتش به کمک یک ماشین زرهی از خانه می‌گریزد و به هتلی کنار دریا پناه می‌برد.

در آغاز نشست، سمیه عالمی درباره این اثر گفت: کابوس‌های بیروت از اولین متون روایی است که جنگ داخلی لبنان را هم‌زمان با وقوع آن ثبت می‌کند. این ویژگی، اثر را از یک رمان کلاسیک فاصله می‌دهد و در محدوده «رئالیسم اضطراری» و «نوشتار در لحظه» قرار می‌دهد. غاده السّمان در تقابل با روایت رسمی و مردانه جنگ، تجربه فردی و زنانه را در مرکز روایت می‌گذارد و این روای تازه، ارزش افزوده رمان است. رمان به شکل «روایت روزنگار» نوشته می‌شود تا در ردیف «نوشتار گواهی» در ادبیات عرب هم قرار گیرد.

او در ادامه گفت: نوشته شدن متن هم‌زمان با بحران جنگ، انقلاب یا فاجعه و حتی لحظه وقوعش رئالیسم اضطراری را رقم می‌زند. در این نوع از رئالیسم، نویسنده دیگر فرصت «بازسازی هنری» یا «تأمل فاصله‌مند» را ندارد؛ بلکه می‌نویسد چون نوشتن بخشی از بقا در این شرایط است. نویسنده شاهد مستقیم رویداد است و احساس، ترس و اضطراب را بدون واسطه منتقل می‌کند. روایت ساختار تکه‌تکه دارد و زبان و روایت دچار گسست، شتاب و آشفتگی‌اند. تصویرسازی‌ها نیز کوتاه، ضربه‌زننده، و اغلب ناتمام‌اند. در واقع این نوع ادبیات در نقش «پاسخ زنده» به فاجعه است، نه بازتاب هنری آرام که در آن، واقعیت بیرونی با ذهن آسیب‌دیده راوی در هم می‌آمیزد. به‌این‌ترتیب نویسنده و ما در اکنونِ بحران می‌مانیم و گذشته و آینده محو می‌شوند.

عالمی با بیان اینکه از منظری دیگر با گونه‌ای از نوشتار گواهی مواجهیم؛ متنی که در آن راوی به‌عنوان شاهدِ یک تجربه جمعیِ بحرانی به روایت می‌پردازد، افزود: موضوع صرفاً یک روایت شخصی نیست؛ بلکه نوعی بیان انسانی در برابر فاجعه است. این سنت هم در ادبیات جنگ‌های جهانی، هم در ادبیات مقاومتِ آمریکای لاتین و غرب آسیا وجود دارد. متن‌ها در این گونه، به‌جای بازآفرینی هنرمندانه، وظیفه شهادت صادقانه به واقعیتِ رنج، خشونت و زوال انسانیت را دارند. راوی معمولاً شاهدی کنشگر است، نه یک قربانی خاموش. عنصر تخیل و استعاره در خدمت واقعیت است، نه ابزاری برای فرار از آن. متن وظیفه اخلاقیِ گفتن از واقعیت را به‌عهده دارد و هدفش حفظ حافظه تاریخی و انسانی در برابر فراموشی یا تحریف ان شرایط است. یکی از برگ‌های برنده کابوس‌های بیروت همین ادبیات گواهی یا شهادت بودنش در جهان عرب است، به‌نحوی که منتقدان آن را در گونه ادبیات ضد جنگ با «ذاکره للنسیان» محمود درویش و «باب الشمس» الیاس خوری قیاس می‌کنند. غاده السمان روزنامه‌نگار است و این عقبه در انتخاب سبک روایتش بی‌تأثیر نیست. البته بااینکه راوی زن است، ولی نمی‌تواند نماینده جامعه زنان در چنین جنگی باشد. نویسنده از زبان زنانه برای بازگو کردن تجربه جمعیِ یک شهر استفاده کرده، اما منظر زنانه به صورت دقیق در این جنگ دیده نمی‌شود.

نویسنده حرف‌های زیادی برای گفتن دارد

در ادامه، مریم مطهری‌راد در توصیف فرم اثر گفت: کابوس‌های بیروت، متن چهل‌تکه‌ای است که به واسطه روایت‌های مجزا تبدیل به پهنه‌متنی غیرداستانی شده است. از منظر روایت‌شناسی، چیدن موزائیک‌های متنی که پیوستگی داستانی و خطی باهم ندارند، اما جنس محتوایشان مشترک است، نویسنده را در موضعی قرار می‌دهد که حرف‌های زیادی برای گفتن دارد و قرار است قالب بزرگی را برای جا دادن همه کلماتش داشته باشد.

مطهری‌راد راوی این متن -که در ایران با عنوان رمان ترجمه شده- درون‌رویداد و اول شخص ناظر دانست و گفت: راوی خودش می‌گوید، قضاوت می‌کند، احساساتش را آن‌طور که می‌خواهد یک‌طرفه بروز می‌دهد و در نهایت نتیجه‌گیری‌اش را بر خواننده تحمیل می‌کند. وسط ماجرا نشسته و از همان جا ماجرایش را می‌گوید؛ بنابراین بخشی از روایت که مربوط به زندگی خودش است، گذشته‌نگری ندارد؛ اما رویدادهایی را که به صورت تکه‌تکه بیان و با نام کابوس شماره‌گذاری کرده است، حوادثی‌اند که در زمان حال رخ داده و نویسنده آن‌ها را خاطره‌گونه و پشت هم تعریف می‌کند.

او بیان کرد: گاهی جنس این روایت‌ها، فانتزی و غیرواقعی است، اما مضمونشان به کلیت متن نزدیک است. تکه‌های روایی در میان زندگی‌گوییِ راوی طوری چیده شده‌اند که اگر جابه‌جا شوند، اتفاق خاصی نمی‌افتد. ضمن اینکه ضرباهنگ متن را بسیار کند کرده‌اند. از طرفی این تکه‌های روایی، ماجراهای قابل اعتنایی هستند که اگر برای هرکدام به‌تنهایی طرح داستانی ریخته شود، می‌توانند تبدیل به داستان‌هایی با تصویر مرکزی و البته تأثیر مرکزی عالی شوند؛ ولی چون در متن کابوس‌های بیروت پشت هم و بدون پیوند داستانی آمده‌اند، آن تأثیر داستانی را از دست داده و صرفاً تبدیل به روایت‌هایی شده‌اند که می‌توان سریع از آن‌ها عبور کرد. «کابوس‌های بیروت» به لحاظ تاریخ‌نگاری و دادن تصاویر متعدد از یک حادثه یا واقعه تاریخی، حائز اهمیت است. در عین حال خاصیت تبدیل شدن به رمانی تاریخی را بالقوه در خود دارد.

بیروتی که در این کتاب تجسم می‌شود، دیگر یک موقعیت مکانی نیست

سیده فاطمه موسوی نیز در ادامه بحث به فرم اثر اشاره کرد و گفت: کابوس‌های بیروت از آن دست آثاری است که پیرامونش جنجال بسیاری برپا شده است. بسیاری آن را در زمره شاهکارهای ادبیات جنگ در جهان عرب طبقه‌بندی می‌کنند و بسیاری دیگر آن را یادداشت‌های پراکنده یک روشن‌فکر درمانده می‌نامند، اما شاید منصفانه‌ترین پرسش در برابر آن این است: آیا کابوس‌های بیروت اصلاً رمان است؟

موسوی اشاره کرد: در نقد داستانی کلاسیک، پیرنگ یا پلات، ستون فقرات اثر است: نقطه شروع، پیچیدگی، بحران، اوج و گره‌گشایی. کابوس‌های بیروت ظاهراً هیچ‌یک از این مؤلفه‌ها را ندارد. کتاب با جنگی آغاز می‌شود که پیش از صفحه اول شروع شده است و تنش در تمام طول اثر در یک سطح ثابت باقی می‌ماند و عملاً اوج و فرودی ندارد. سرانجام نیز بدون هیچ گره‌گشایی یا تحول معناداری، با یک کابوس دیگر پایان می‌یابد. اما آیا این نقص است یا یک قانون‌شکنی عمدی؟

او پاسخ به این پرسش که آیا این نقص است یا یک قانون‌شکنی عمدی؟ گفت: می‌توان پاسخ این پرسش را در فرم کتاب یافت؛ جنگ داخلی، بمباران، محاصره و فروپاشی تدریجی یک شهر و ساکنانش، منطق خطی و عِلی را نفی می‌کند. تکرار، ایستایی، و فقدان گره‌گشایی دقیقاً همان چیزی است که یک بازمانده از محاصره تجربه می‌کند. از این منظر، السمان فرم را چنان با محتوا هم‌آهنگ کرده که نقد ساختار کتاب در واقع نقد خود جنگ است. پرواضح است که نمی‌توان از اثری که روایتگر فروپاشی روانی انسانی در بحبوحه جنگی خانمان‌سوز است، انتظار پیرنگی معمول داشت.

موسوی در ادامه گفت: اینکه کابوس‌های بیروت آیا رمان است یا خیر، بستگی دارد رمان را چگونه تعریف کنیم. اگر رمان را قصه‌ای بلند با شخصیت‌ها و پیرنگ بسته بدانیم، خیر؛ ولی اگر رمان را هر روایت خلاقانه‌ای که تجربه انسانی را در قالب داستان بازنمایی کند معنا کنیم، بله. شاید بهترین تعریف برای کابوس‌های بیروت این باشد: رمانی در مرز فروپاشیِ ژانر، یا همان روزنگار شاعرانه‌ای از فروپاشی روانی در بحبوحه جنگ. از طرف دیگر، بزرگ‌ترین جرأت السمان در طراحی شخصیت، حذف عمدی شخصیت‌پردازی معمول راوی و جای‌گزینی آن با یک شهر است.

او با اشاره به اینکه بیروتی که در این کتاب تجسم می‌شود، دیگر یک موقعیت مکانی نیست، گفت: بیروت در این کتاب یک شخصیت تمام‌عیار است. السمان می‌نویسد: «بیروت در حال خودکشی است. هر روز صبح با جمجمه‌های جدید بیدار می‌شوم.»

او با اشاره به بخشی از متن کتاب ادامه داد: شهر دهان باز می‌کند و بمب می‌بلعد. شهر پاهایش را می‌شکند و راه رفتن را فراموش می‌کند. شهر طوری گریه می‌کند که صدایش را تا دمشق می‌شنوند. اما درست در همین نقطه اتفاقی تلخ می‌افتد. السمان به بیروت جان می‌بخشد تا از بیروت دفاع کند، اما نام جلادان واقعی را نمی‌برد. در این روزنگارِ فروپاشی، خبری از اسرائیل نیست که در همان سال‌ها بیروت را بمباران می‌کند، از سوریه که وارد لبنان شده تا «صلح» برقرار کند، تنها با ترس و اشاره حرف می‌زند و از آمریکا و نقش پشت پرده‌اش در شعله‌ور کردن جنگ‌های فرقه‌ای اثری دیده نمی‌شود.

موسوی بیان کرد: «کابوس‌های بیروت» از جنایتکاران کوچک داخلی به تفصیل می‌گوید، اما نام جنایتکاران بزرگ خارجی را محو می‌کند و این، عمق و ارزش اعتراضش را می‌کاهد. این سکوت‌های معنادار، اگرچه احتمالاً برای عبور از ممیزی یا حفظ جان نویسنده ضروری بوده‌اند، اما یک نقض آشکار هستند؛ چگونه از «همه» می‌گوید، اما نام بزرگ‌ترین جنایتکاران را نمی‌برد؟ این سکوت، سایه سنگینی بر چهره بیروتِ شخصیت‌شده انداخته است. بیروت مظلومانه جان می‌دهد، اما تماشاگر نمی‌داند که جلاد واقعی پشت کدام پرده ایستاده است.

بیروتی که در این کتاب تجسم می‌شود، دیگر یک موقعیت مکانی نیست

هسته اصلی بی‌ثباتی لبنان، فرقه‌گرایی دانست

در ادامه، مرضیه نفری به بستر جغرافیایی، سیاسی و هویتی اثر اشاره کرد و گفت: برای بررسی ساختار مذهبی و سیاسی لبنان نخست باید ترکیب طایفه‌ای آن را بررسی کرد. ساختار سنتی قدرت سیاسی در لبنان بر اساس توازن طایفه‌ای استوار است. لبنان دارای تعدادی مذهب و هفده فرقه دینی به رسمیت شناخته می‌باشد. یازده فرقه مسیحی و پنج فرقه اسلامی (شیعه، سنی، دروزی، علوی و اسماعیلی).

او هسته اصلی بی‌ثباتی لبنان را فرقه‌گرایی دانست و افزود: در این کشور منصب‌های دولتی، نظامی، قضایی و… بر اساس وابستگی طایفه‌ای تقسیم می‌شوند، نه توانمندی‌های شخصی. به همین دلیل وفاداری فرقه‌ای (طایفه‌ای) بر وفاداری ملی ترجیح دارد. نویسنده دراین‌باره بسیار موفق عمل کرده و جای‌جای کتاب نشانه‌هایی از تعصب، فرقه‌گرایی و دمیدن در آتش جنگ داخلی را دارد و به‌حق تصاویری زیبا از جنگ و تجربه زیسته شهروندان در دل خشونت شهری خلق شده است.

نفری در ادامه «کابوس» را تصویری از ترس، محاصره، بی‌معنایی جنگ، تنهایی و اضطراب دائمیِ مرگ معرفی کرد و گفت: راوی مدام بین واقعیت و کابوس در رفت‌وآمد است تا جایی که گاه خواننده نمی‌داند آنچه می‌خواند رؤیاست یا واقعیت تلخ جنگ. نویسنده به عمد از پرداختن به مذهب و فرقه‌های دینی خودداری کرده و فقط به تقابل عیسی و محمد پرداخته است. در کابوس ۱۴۸، نویسنده به ملاقات با خاورشناس و پیاله شرابش اشاره می‌کند و با ظرافت، پیوستگی و جدایی ادیان ابراهیمی و سوءفهم شرق‌شناسان از آن‌ها را نشان می‌دهد. با آنکه این بخش از نظر اندیشه و زبان قوی است، تکرار مکرر همین جدال‌ها در صفحات بعد باعث اطناب و کندی در ریتم روایت شده است.

مرضه نفری درخصوص شخصیت‌های این رمان گفت: شخصیت‌های این کتاب در هیچ کجای داستان کنش مذهبی ندارند و مرگ در گفتمان دینی و مذهبی، مفهوم شهادت نمی‌یابد. درصورتی‌که نویسنده بخش‌های زیادی را به مرگ و مفهوم آن اختصاص داده، آن‌چنان که دچار زیاده‌گویی شده و بعضی حرف‌ها را چند بار تکرار کرده است. نویسنده گاهی به تبعیض جنسیتی هم می‌پردازد، اما جز در یک مورد، ان هم در کابوس ۷۷، سخنی از ایمان و شهادت مطرح نمی‌کند، حال‌آنکه غاده السمان در آثار دیگر خود به این مفاهیم توجه داشته است. نشان دادن چهره عریان و زشت جنگ با تمام واقع‌گرایی، یکی از اهداف نویسنده بوده و امکان هم‌ذات‌پنداری را برای خواننده فراهم می‌کند.

این نویسنده با بیان اینکه غاده در کابوس ۱۱۴ می‌نویسد: «نظریه‌پردازان جنگ، نظریاتشان را هنگام جنگ، در پناهگاه و میان خون نمی‌نویسند.» گفت: این جمله بر ماهیت تجربی و انسانی جنگ تأکید دارد که فاصله زیادی با نظریه‌های انتزاعی دارد. هم‌چنین جمله «گرسنگی، سردارِ فاتحِ تاریخ است» به یکی از اساسی‌ترین انگیزه‌ها و واقعیت‌های جنگ اشاره می‌کند. نویسنده با نشان دادن این تقابل که «زندگی در برابر مرگ بسیار زیباست» و برخی شاعرانه‌گی‌ها توانسته بخش‌های بسیار درخشانی را خلق کند. یک نمونه برجسته، روایت زنی است که از سر نفرت نسبت به مردان، مامایی را انتخاب می‌کند تا سروکارش فقط با زنان باشد، اما رفته‌رفته زایمان برایش یک کار مکانیکی می‌شود. در بحبوحه جنگ، ناگهان زایمان را چیزی درخشان و نوعی آداب و رسوم مقدس می‌بیند که «کودکان را به دنیا می‌آورد و این کار را بسیار دوست می‌دارد». این تصویر، نمونه‌ای روشن از تناقض‌ها و زیبایی‌های انسانی در دل سختی‌ها و ویرانی‌هاست. سپس نویسنده به نقد فساد، ریا و بی‌عدالتی در ساختار اجتماعی لبنانِ زمان جنگ دست می‌زند و مثلاً در کابوس ۱۴۳ می‌نویسد: «کسانی که به زندان می‌افتند، خلافکارهای کوچک‌اند و خلافکارهای بزرگ بر کرسی ریاست می‌نشینند.» یا پای کارگزاران و سیاست‌مداران را به نقد می‌کشد و نشان می‌دهد که باوجود اختلافات ظاهری، همگی «پشتِ یک سفره نشسته‌اند».

او با اشاره به داستان «پسران بیگ» گفت: در همین بخش، ریاکاری، منافع مشترک و تظاهر ایدئولوژیک نخبگان سیاسی را افشا می‌کند؛ کسانی که فقط شعارهای متفاوت دارند، نه اهداف متفاوت. هم‌چنین در کابوس ۱۴۰ با روایت داستان از منظر «برادر» و گفت‌وگوی او با خواهرش، بُعدی انسانی‌تر به نقد اجتماعی می‌بخشد. جمله خواهر که می‌گوید، «فرار فردی ناممکن است»، به وابستگی درونی انسان‌ها و پیوند ناگسستنی سرنوشت اجتماعی‌شان در شرایط بحران اشاره دارد.

توصیفات زنده مانع نادیده گرفتن اطناب بیش از حد و غیرمنطقی اثر نمی‌شود

فاطمه نفری نیز درباره نویسنده و اثر گفت: غاده السمان نویسنده‌ای خوش‌قلم، دقیق و جزئی‌نگر با توصیفاتی بسیار قدرتمند و جاندار است. برای نمونه به چند توصیف که از عمق توجه و تخیل نویسنده حکایت دارد اشاره می‌کنم: «غروب ردای خاکستری خود را بر زخم‌های محله می‌انداخت» یا «سبد هنوز مثل جنازه‌ای بی‌حرکت مانده بود روی زمین» یا «زن وضع حمل کرد و زمین مامایش شد و خون کودک با خارها درآمیخت، بعد تکه‌سنگی برداشت و بند ناف را برید».

نفری افزود: اما این توصیفات زنده مانع نادیده گرفتن اطناب بیش از حد و غیرمنطقی اثر نمی‌شود. کابوس‌ها مجموعه‌ای از شعرها، حکایات، روایات، قصه‌ها و اوهام بریده‌بریده‌ای هستند که جز تعداد محدودی، باقی بی‌هیچ منطقی در کتاب گنجانده شده‌اند و خواننده را خسته و کلافه می‌کنند تا آنجا که ممکن است از خیر خواندن روایت اصلی نیز بگذرد.

او بیان کرد: فقدان پیرنگ و سایر عناصر داستانی نیز این عامل را برای خواننده‌ای که با واژه «رمان» در پیشانی کتاب مواجه می‌شود و توقع خواندن رمان را دارد، تشدید می‌کند. ممکن است این توجیه وجود داشته باشد که تعریف رمان در ادبیات عرب با ادبیات غرب و ایران -که نگاهش به غرب نزدیک است- متفاوت است و رمان عربی بیش‌تر به روایت نزدیک است؛ اما این توجیه مناسبی برای بخش‌هایی که به‌عنوان کابوس میان روایت اصلی آمده، نیست. شاید مترجم می‌توانست در فرآیند ترجمه از بسیاری از آن‌ها چشم‌پوشی کند.

همچنین در ادامه با اشاره به اینکه السمان در این کتاب به روایت جنگ داخلی لبنان می‌پردازد، گفت: اما هیچ توضیحی از این نزاع خونین دائمی نمی‌دهد و مستقیم و بی‌پرده به دشمن حقیقی مردمش اشاره نمی‌کند. او در قامت روشن‌فکری ظاهر می‌شود که در این مهلکه گیر افتاده و قصد خروج از این هرج‌ومرج را دارد تا دست‌نوشته‌هایش از شرایط سخت و دردناک آن روزها را به دست انتشار بسپرد؛ اما به جای تحلیل و نقطه‌زنی، دست به دامن کابوس‌هایی بی‌انتها می‌شود که برای خواننده؛ به‌ویژه مخاطب خارجی و غیر عرب‌زبان هیچ آورده‌ای ندارد. درحالی‌که از روشن‌فکر آن جامعه سنتیِ زخم‌خورده از ناآگاهی، توقع می‌رود که پس از تحلیل شرایط جامعه‌اش و گوشزد کردن کاستی‌ها و دشمنی‌ها، به راهکارهای خروج از بحران‌ها بپردازد و آن گوهر اصیل اتحاد و هم‌چنین مقاومت را در نظر مردمش نمایان کند. اما به نظر می‌رسد که نویسنده به این هدف نائل نیامده و نه‌تنها او، سایر اندیشمندان و سیاسیون این جوامع نیز در این هدف‌زنی موفق نبوده‌اند. شاید برای همین است که پس از گذران پنجاه سال از این اثر، عرب‌های لبنانی (جدای از حزب‌الله) و حتی فراتر ازآن، اعراب منطقه هنوز اندر خم یک کوچه‌اند و عبرت لازم را از خون‌های ریخته‌شده در سرزمینشان نگرفته‌اند!

راوی کابوس‌های بیروت که زندانی چهاردیواری خانه‌اش شده است

سیده عذرا موسوی نیز درباره شخصیت‌پردازی اثر گفت: شخصیت یکی از مهم‌ترین عناصر رمان است که بار سنگینی را در رساندن اندیشه‌های نویسنده به خواننده بر دوش می‌کشد. شخصیت اصلی کابوس‌های بیروت، زنی روزنامه‌نگار، روشن‌فکر، تحصیل‌کرده و دنیادیده است که کتاب، قلم، مطالعه و نوشتن برایش اولویت دارد. بااین‌حال او راوی ناموثق و غیرقابل‌اعتمادی است. اطلاعاتش از دنیای بیرون متکی بر صداهایی است که می‌شنود. بنابراین می‌توان او را نابینایی فرض کرد که داستان را با ذهنیات و تصوراتش پیش می‌برد. ازاین‌رو در جای‌جای داستان از کلمه «شاید» استفاده می‌کند و حتی زمانی که در تأیید سخنانش کلمه «حتماً» را به‌کار می‌برد، از آن معنای حدس و گمان برداشت می‌شود.

موسوی ادامه داد: هم‌چنین او فردی روان‌پریش و متوهم است که ذهنی آشفته دارد. بااینکه توهم از دورن برمی‌خیزد، زن داستان به‌گونه‌ای واکنش نشان می‌دهد که انگار توهماتش ادراکاتی واقعی‌اند که از بیرون سرچشمه گرفته‌اند. این روان‌پریشی تا آنجا پیش می‌رود که راوی در خیال، اعضای بدنش را از هم جدا می‌کند و از آن‌ها می‌خواهد که بخوابند. حروف کتاب‌ها را جنگجویانی می‌بیند که به خیابان‌ها گریخته‌اند و گوسفند، قصاب خود را بر دوش سوار کرده و به مسلخ می‌برد. در کابوس‌های بیروت، فشارهای روانی ناشی از بروز جنگ و کُشته شدن معشوق راوی در آغاز درگیری، وضع روحی‌اش را آشفته و او را دچار اختلال حافظه و فراموشی کرده است.

او افزود: تکرار چندباره واژه‌ها و جملات، بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری و ازهم‌گسیختگی در گفتار و رفتار از ویژگی‌های دیگر راوی است. گاهی راوی سخنی می‌گوید و کمی بعد، همان را نقض می‌کند. مثلاً در کابوس ۵۹ می‌گوید: «خوشحال بودم؛ چون عاشق بودم. عشق در گیرودار جنگ داخلی نوعی سپر است. دست‌کم مانع از جنون است، هرچند رابطه را تلخ‌تر و پیچیده‌تر می‌کند.»

موسوی اشاره کرد: در کابوس، گاه حقیقت و وهم و خیال باهم درمی‌آمیزند و در مواردی تشخیص واقعیت و خیال دشوار است. ترس و تردید، اغلب نتیجه کابوس است و کابوس‌های راوی گاه چنان عجیب‌وغریب هستند که وهم و ترس او را به خواننده نیز منتقل می‌کنند. بااین‌حال نویسنده در تمام اثر کوشیده با تک‌گویی‌ها و واگویه‌های درونی، ذهن خواننده را برای توجیه امور نامتعارف آماده کند.

او همچنین بیان کرد: راوی زنی روشن‌فکر است؛ کسی که با کهنه‌پرستی و خشکمغزی در می‌افتد و اندیشه‌ای انتقادی دارد و قصد دارد از رهگذر آن جامعه را تغییر دهد. «ادوار سعید» دراین‌باره می‌گوید: «روشن‌فکر کارکردی آشکار و روشن در جامعه دارد و نمی‌توان او را به یک متخصص یا کارمند فروکاست که تنها به کار در رشته تخصصی خود می‌پردازد. آنچه برای من بسیار نمود دارد این است که روشن‌فکر، توانی خِردورزانه برای رساندن یک پیام یا دیدگاه یا اندیشه دارد. او این پیام یا دیدگاه یا اندیشه را در جامعه پیاده یا با واژه‌هایی روشن برای مردم و به نمایندگی از مردم بیان می‌کند.»

این منتقد ادبی گفت: روشن‌فکر و دانش‌آموخته لزوماً یکی نیستند. آنچه یک شخصیت را روشن‌فکر می‌کند، موضع و کارکرد اوست، نه دانش و جایگاهش. راوی کابوس‌های بیروت که زندانی چهاردیواری خانه‌اش شده، باوجود همسایگانش تنهای تنهاست، ازاین‌رو به چاه درون خود فرو می‌رود و مدام این تنهایی را به رخ خواننده می‌کشد؛ «تنهایی سرنوشت من است» یا «همیشه تنها بوده‌ام، آواره قاره‌ها و شهرها و خیابان‌ها و دوستان». او ریشه تنهایی‌اش را از یک سو جنگ و از سوی دیگر سرشت و ماهیت هنرمند و پیشه‌اش می‌داند. این تنهایی، فراورده طبیعی سرکوب انسان و بستن راه شکوفایی اوست. تنهایی‌ای از جنس تنهایی انسان فردیت‌یافته که میان خواسته‌های خود و جامعه شکاف می‌بیند.

سید عذرا موسوی در ادامه گفت: بااین‌حال گاهی این روشن‌فکری تبدیل به اطوار می‌شود. در تمام طول اثر، دغدغه اول و اصلی راوی، غذا و گرسنگی است. پس از آن است که مسائل دیگر رخ نشان می‌دهند. او که سیب‌زمینی جوانه‌زده را یک موجود زنده می‌داند و از خوردن آن اکراه دارد؛ خود را یک قاتل می‌داند، ولو اینکه به تصادف و به یک سگ شلیک کرده باشد؛ از دریده شدن صاحب فروشگاه حیوانات خانگی ابداً متأثر نمی‌شود؛ حتی اگر نویسنده تلاش کند مخاطب را در فضایی وهم‌آلود نگه دارد. او مدام عموفؤاد و امین را به خاطر تعلق خاطری که به عتیقه‌جات، میراث و یادگاری خانوادگی‌شان دارند، سرزنش می‌کند، ولی بی‌تابی خود را در برابر یادگاری‌هایی که از معشوقش دارد و تعلش به کتاب‌ها و کتابخانه‌اش ندید می‌گیرد. بااینکه امین این شیء‌پرستی را که جای‌گزین شیئی دیگر شده است به رویش می‌آورد.

او در پایان گفت: نویسنده تصویری اثیری از زن راوی داستان خلق کرده است. باآنکه راوی در خانه با سه مرد تنها مانده و حتی با پسر جوان صاحبخانه هم‌اتاق می‌شود؛ با زرهی‌ای که سربازان را جابه‌جا می‌کند به این سو و آن سوی شهر می‌رود، ولی همواره حبابی امن او را در بر گرفته و از او محافظت می‌کند و این جز به تصمیم نویسنده اتفاق نمی‌افتد.

«کابوس‌های بیروت» یک کتاب اعتراضی است

در ادامه نشست، مطهری‌راد به گونه اثر اشاره کرد و گفت: به لحاظ معنایی، کلیت محتوایی کتاب اعتراضی است. اعتراض به بی‌فکری انسان‌ها و جهانی که ساخته‌اند. جهانی که اندیشه‌ای در آن نیست و نمادش تهدید کتابخانه و سپس آتش زدن آن است؛ کتابخانه‌ای که مثل تمدن قِدمت دارد و دربرگیرنده عقلانیت است.

او افزود: اعتراض بعدی به رسوم اجتماعی توخالی است که هیچ‌ فایده‌ای برای هیچ‌کس نداشته و باعث شده آدم‌ها به‌سمت دروغ، دورویی و فریب بروند. مثال‌های نمادین این اعتراض در کابوس دستمال شب زفاف عروس و داماد است و متنی که به پاپانوئل فقیر می‌پردازد. هم‌چنین نویسنده به دنیای بدون عشق و مهر اعتراض می‌کند؛ دنیایی که نه‌تنها در آن عشق‌ها را می‌کشند، بلکه قابلیت رویش عشق را نیز از میان می‌برند. نمونه این اعتراض در زندانی شدن برادر و کشته شدن یوسف است که راوی به هر دوی آن‌ها مهر می‌ورزد و مایه امید به زندگی‌اش می‌داند و اعتراض مهمی که نویسنده در جای‌جای متن به آن پرداخته است، اعتراض به بی‌طرف‌نشین‌های منفعت‌طلب است؛ آن‌هایی که ظلم به دیگران را ندید می‌گیرند. زیرا نه‌تنها منفعتی در اعتراض نمی‌بینند؛ بلکه آن را به زیان خود می‌دانند. بااین‌حال در بزنگاه‌ها، آنجا که نفعشان حکم می‌کند معترض می‌شوند که چه‌بسا دیر شده باشد. نمونه این نوع اعتراض در کتاب بسیار است، از جمله داستان مرد عرب قمارباز.

مطهری‌راد بیان کرد: نویسنده به‌واسطه این اعتراض‌هاست که چنین قالبی را برای روایت انتخاب کرده است. گرچه متن با این شیوه روایت، بغضناک شده، ولی بستر خوبی برای بیان برهه‌ای از تاریخ که حوادث متعددش، سریع و بی‌وقفه، جامعه را از این رو به آن رو کرده، فراهم نموده است.

قدرتمندترین عنصر کتاب بی‌تردید زبان آن است

فاطمه موسوی به زبان اثر پرداخت و دراین‌باره گفت: قدرتمندترین عنصر کتاب بی‌تردید زبان آن است. السمان نثری بحرانی و شاعرانه را به‌کار می‌برد که کاملاً با جهان ذهنی یک شهروند محاصره‌شده هماهنگ است. جملات کوتاه و گاه ناتمام، واژگان عینی و حسی مثل باروت، خون، نان کپک‌زده، صدای پا در راهرو، و حذف هرگونه تزئینات اضافی، تجربه خواندن را به یک نفس‌گیری دائمی تبدیل می‌کند.

موسوی بیان کرد: اما دو دستاورد بزرگ زبان این کتاب نخست، صداقت آن است. السمان از نشان دادن ترس و درماندگی نه‌تنها شرم ندارد، که آن را به مرکز روایت تبدیل می‌کند. برخلاف بسیاری از آثار جنگی که شخصیت اصلی را به‌سمت قهرمانی سوق می‌دهند، راوی این کتاب هم‌چنان در جایگاه یک قربانی صرف باقی می‌ماند و همین صداقت، باورپذیری را افزایش می‌دهد. دوم، استعاره‌های جنسیتی و بدن‌محور. السمان جنگ را از طریق تصاویر زنانه روایت می‌کند؛ دیوارهای ترک‌خورده مثل چروک پیرزن‌ها، صدای انفجار مثل انقباض رحم هنگام زایمان مرده، و بیروت مثل زنی که مورد تجاوز جنگی قرار گرفته است.

او در خصوص آسیب‌های این زبان گفت: با این همه، حتی این زبان پرقدرت هم از یک آسیب رنج می‌برد؛ تکرار. در یک‌سوم پایانی کتاب، تصاویر و حس‌ها تکراری می‌شوند. همان صدای انفجار، همان ترس از قدم‌ها، همان بوی دود، همان احساس تنهایی. اما آیا این تکرار، که شبیه تکرار کابوس است، عمدی نیست؟ آیا السمان نمی‌خواسته خواننده در نهایت احساس کند که هیچ اتفاق جدیدی نمی‌افتد و هیچ پایانی در کار نیست؟ این پرسش بی‌پاسخ می‌ماند! این کتاب مثل خود جنگ، دوپهلو و پر از تناقض است.

زبان «کابوس‌های بیروت» توصیفی نیست

امیرزاده بحث زبان را پی گرفت و افزود: نویسنده در کابوس‌های بیروت از یک زبان «سیال، گاهی پرشتاب و گاهی آشفته» بهره می‌برد که تنش موجود در میدان جنگ را بازتولید می‌کند. سبک او رئالیسمِ مستندگونه است، اما برای شکستن حصار تک‌بعدی توصیف جنگ، به سراغ نمادپردازی‌های اکسپرسیونیستی می‌رود و حتی گاهی پا به قلمروی سیال ذهن در ساحت زبان می‌گذارد. مثلاً در کابوس ۱۸۴ می‌نویسد: «دردی تلخ را حس کردم که بالا می‌بَردم و از سیاره اندوه روزمره پرتابم می‌کند… حس کردم قدم برمی‌دارم بر سیاره‌ای از جنس شیشه، سرد، پر لغزشگاه، اما خوب بلدم چطور روی آن راه بروم… اینجا نیروی جاذبه کمتر است.»

او در ادامه گفت: زبان او در این اثر «توصیفی» نیست. جملاتِ اغلب کوتاه، استفاده از واژگانِ گزنده مانند «اشباح خاکستری، حباب‌هایی از گدازه، زیر بال تاریکی، درپوش فولادین آسمان» و ترکیب‌های موقعیتیِ پارادوکسیکال مانند «بازگرداندن شادی به دل پوشیده از خدنگ»، «مردی که به قعر نیاگارا سقوط می‌کند و مسحور زیبایی منظره است»، «کابوس زیبای سادیستی» و «آرامش اضطراب‌آمیز» ضرب‌آهنگی عصبی به متن بخشیده است که خواننده را در ناامنیِ راوی شریک می‌کند. او با بهره‌گیری از تک‌گویی‌های درونی، مرز میان واقعیت عینی ویرانی‌های بیروت و کابوس‌های ذهنی شخصیت را از میان می‌برد تا ثابت کند که جنگ پیش از آنکه در خیابان رخ دهد، در روان آدمی متولد می‌شود.

امیرزاده همچنین مضمون محوری کتاب فراتر از یک گزارش جنگی، بودن یا نبودن در موقعیت‌های مرزی دانست و گفت: موقعیت‌هایی که در آن‌ها فرد درگیر جنگ، مرگ، گناه است یا دچار تناقض‌های روانی شده است، آن‌چنان که انگار باید بین بودن و نبودن خود دست به انتخاب بزند. السمان با نگاهی اگزیستانسیالیستی، انسان گرفتار در محاصره را به تصویر می‌کشد؛ انسانی که در یک «وضعیت مطلقاً اضطراری» ناچار به بازتعریف مفاهیم اخلاقی، عشق، مرگ و زندگی است. در جهان داستانی او «بیروت» تنها یک شهر نیست؛ بلکه استعاره‌ای است از «جهان فروپاشیده از نزاع‌های قومی و مداخله خارجی».

او افزود: پیام کتاب این است که در سایه مرگ جمعی، فردیت به تنها سنگر باقی‌مانده تبدیل می‌شود. تقابل میان «فرد خلاق و متفکر» و «ماشین جنگی»، هسته فلسفی این اثر را شکل می‌دهد. او نوشتن و ثبت کردن را شکلی از «مقاومت وجودی» در برابر نیستی و فراموشی می‌داند. نویسنده معنای زندگی خویش را جست‌وجو و آن را بازتعریف می‌کند: در لحظاتی که «لوله سیاه حامل پیغام مرگ» را به‌سمتم گرفته بودند، «در آن لحظه که بر رگه باریکی میان مرگ و زندگی ایستاده بودم، حس می‌کردم حواسِ به‌خواب‌رفته‌ام بیدار شده و به مرتبه آگاهی رسیده‌اند». او در مواجه با نیستی به پرسش رسیده است: «چقدر طول می‌کشد تا مثل آن‌ها شوم؟ …مردم بیروت چطور، این جنگ سرسخت رامشان کرده؟… همه‌مان در راه رام شدن نیستیم؟»

در کابوس‌های بیروت سه خط روایی وجود دارد

عالمی نیز به لحن و خط روایت در اثر اشاره کرد و گفت: در متن با سه لحن روبه‌رویم؛ لحن گزارشی که لحظه‌به‌لحظه از بمباران، مرگ، آوارگی و وضعیت خیابان‌ها خبر ارائه می‌کند؛ لحن تأملی و کمی شاعرانه که تلاش می‌کند با جملات کوتاه و استعاره‌ها رنج را به تجربه‌های وجودی تبدیل کند؛ و لحن فلسفی و چه‌بسا اعتراض‌گونه که جامعه فرقه‌ای، فساد ساختاری و ناکارآمدی روشن‌فکران و سیاست‌مداران را به چالش می‌کشد.

او گفت: در کابوس‌های بیروت سه خط روایی وجود دارد، اما نه مانند آنچه که در داستان سنتی دیده می‌شود. نخست خط روایی تحول درونی راوی که از شوک و ترس اولیه به نوعی مقاومت روانی می‌رسد، دوم خط روایی فروپاشی بیروت که از فضای زندگی به بستری برای مرگ تبدیل می‌شود و سوم خط روایی روابط انسانی میان همسایگان، آشنایان، مجروحان و آدم‌های در حال فرار. این سه خط موازی، «حرکت» ایجاد می‌کنند، ولی «پیرنگ» نمی‌سازند؛ چون نویسنده بنا دارد تجربه آشوب، تکه‌تکه بودن، قطع ‌و بازگشت را بازتاب بدهد. جنگ نظم ندارد؛ بنابراین روایت هم نظم داستانی را کنار می‌گذارد و انسجام متن را در نسبت با شرایط شهر پایه‌ریزی می‌کند.

عالمی در ادامه بیان کرد: بااین‌حال نمی‌توان تأثیر سنت ادبی عرب را در انتخاب چنین فرمی برای روایت انکار کرد. در ادبیات عرب؛ به‌ویژه از دهه ۱۹۷۰ به بعد نوعی رمان رایج شد که ضدپیرنگ، تجربه‌محور، روزنگارگونه، روان‌شناختی و مبتنی بر نوشتن در لحظه بود. این دسته از متن‌ها متأثر از متن‌هایی هستند که در گام‌های آغازین روایت جهان عرب نوشته شده‌اند؛ بنابراین کابوس‌های بیروت در یک جریان ادبی تثبیت‌شده عربی قرار دارد. ضمن اینکه واژه «روایه» گسترده‌تر از معنای دقیق «Novel» در انگلیسی است. روایه هر نوع متن بلندِ رواییِ ادبی است؛ حتی اگر ساختار سنتی رمان را نداشته باشد.

استعاره در این کتاب نقش دارد

مرضیه نفری به نقش اسطوره و افسانه در اثر پرداخت و گفت: برخی از کابوس‌های راوی ریشه در فرهنگ، تمثیل و اسطوره دارند. مثلاً در کابوس ۱۴۱، نویسنده از «گوسفند شدنِ مجریِ برنامه‌های جنگ» سخن می‌گوید. او باید رام باشد، بچرد و اخبار دروغ را انتقال دهد و سرانجام «بع‌بع می‌کند». این تصویری تمثیلی و تلویحی از رسانه‌های مطیع و دروغ‌پراکن زمان جنگ است.

نفری گفت: ارجاع به شخصیت «بانو مکبث» از نمایشنامۀ «مکبث» شکسپیر نیز از ظرافت بین‌متنی حکایت دارد. در کابوس ۹۹،‌ بانو مکبث در عذاب وجدان حاصل از جنایت، در خواب دچار توهم خون می‌شود و با شستن دست‌هایش می‌گوید: «برو بیرون لکه لعنتی!… آن پیرمرد چقدر خون داشت؟…» او گناه خود را در آینه‌ای خیالی می‌بیند و از آن رهایی نمی‌یابد. نویسنده به این واسطه خواسته تأثیر روانی خشونت و جنایت را در ذهن انسان نشان دهد.

این منتقد ادبی با اشاره به کتاب کابوس ۱۴۴ گفت: نویسنده از استعاره «میداس لبنانی» بهره می‌گیرد؛ نمادی از ویرانی به‌جای ثروت. برخلاف میداسِ اسطوره یونانی که هرچه را لمس می‌کرد طلا می‌شد، میداس لبنانی هرچه را لمس می‌کند، نابود می‌سازد. این تصویر، نقدی تمثیلی از نظام‌هایی است که به‌جای آبادانی، مرگ و خرابی به بار می‌آورند.

نفری گفت: شخصیت «امین»، پسر همسایه، که «عرضه عشق ورزیدن و مردانگی را ندارد» و تنها دل‌بسته «ذخیره خانوادگی» است، چهره مرد عرب ترسو، مادی‌گرا و بی‌احساس را نشان می‌دهد؛ تصویری اجتماعی و انتقادی از ساختار مردمحورانه منطقه. غاده در کتاب‌های دیگر خود به این مسأله مبسوط پرداخته است. دیگر اینکه باوجود تمام تلخی‌ها، نویسنده امید را به‌عنوان نیروی بازسازی انسان درمی‌یابد و می‌گوید: «مهم آن است تا نجات یابم، ادامه دهم و بنویسم». و آخرین جمله کتاب، پایانی نرم، انسانی و امیدآفرین برای این همه کابوس است: «پسرک مسلسل و گیتارش را برداشت و زد به دل شب تا در برآمدن خورشید سهیم باشد.»

«کابوس‌های بیروت» یک سند روان‌شناختی است

امیرزاده به نوسان خط روایی و جنبه‌های روان‌شناختی اثر اشاره کرد و گفت: از منظر نقد ادبی ساختارگرا شاید بتوان گفت که در برخی فرازها، غلیان احساسات و تصاویر شاعرانه، روند پیشبرد پیرنگ را دچار وقفه کرده است. تأکید بیش از حد بر «ذهنیت» و «کابوس» گاه باعث می‌شود که شخصیت‌های فرعی در سایه راوی قدرتمند داستان کم‌رنگ شوند و فرصت کافی برای بروز کنش‌های مستقل خود را نداشته باشند.

او گفت: کابوس‌های بیروت نه یک اثر کلاسیک جنگی، بلکه یک «سند روان‌شناختی» از تأثیر فروپاشی وطن بر روان آدمی است. غاده السمان از منظر واکاوی انسان به ژانر ادبیات مقاومت پرداخت. این کتاب اثری است که «تاریخ جنگ» را نه با داده‌های نظامی، بلکه با «روزشمار عواطف سرکوب‌شده» بازنویسی می‌کند. قدرت اثر در این است که پس از گذشت دهه‌ها، هم‌چنان به عنوان مرجعی برای درک وضعیت اضطراب‌آلود انسانی در جوامع درگیر بحران است. این کتاب، فریاد یک هنرمند علیه فراموشی است؛ زیرا می‌آموزد، آن تک‌تیرانداز که نخ نازک حامل زنبیل نان را هدف قرار می‌دهد، می‌میرد، اما کلمه می‌ماند و هنگام خاموشی گلوله‌ها، کلمات قامت درهم‌شکسته حقیقت را ترمیم می‌کنند.

امیرزاده واقع بزرگ‌ترین نقطه قوت اثر، قدرت السمان در تبدیل مشاهدات مستند به «استعاره‌های ماندگار» دانست و گفت: او قادر است وحشت یک بمباران را به تصویری سوررئال تبدیل کند تا مدت‌ها در ذهن خواننده حک شود. نکته برجسته دیگر، شخصیت‌پردازی راوی است. راوی کتاب نه یک ناظر بی‌طرف، بلکه سوژه‌ای است که تناقضات یک روشن‌فکر در دوران جنگ (ترس، خشم، دل‌بستگی به زندگی و در عین حال پذیرش سرنوشت تراژیک) را با صداقتی بی‌رحمانه بیان می‌کند. نگاه او به جامعه روشن‌فکری و سیاسی آن زمان، به اثر عمقی تحلیلی می‌بخشد که از سطح یک اثر احساسی فراتر می‌رود. او شروع به گفت‌وگو با خود می‌کند و به‌دنبال رسالت روشن‌فکر می‌گردد.

«-پس مسئولیت روشن‌فکر آن است که بنزین را بریزد و آتش را شعله‌ور کند، بعد از شهر فرار کند؟

-تقریباً!… تا حدودی درست است… مسئولیت او راه انداختن انقلاب است نه انقلابیگری… روشن‌فکر شراره انقلاب است… پیام‌آور آن.

-و هیزم آن!»

و این گفت‌وگوهای درونی را برای ایجاد فهم مشترک با روشن‌فکر ادامه می‌دهد.

عذرا موسوی در پایان افزود: عشق همواره یکی از بنیادی‌ترین مسائل ادبیات بوده است و به نظر می‌رسد آنچه نویسنده را واداشته تا کابوس‌های بیروت را بنویسد، عشق به وطن است. نویسنده پایه اثرش را بر عشق به معشوق بنا کرده است، آن هم در زمانه‌ای که معشوقه‌های چشم‌آبی اروپایی به بیروت پرواز می‌کنند، چند صباحی دل مردان لبنانی را می‌بردند، آن‌ها را در موضع مقایسه زنان خود با ایشان قرار می‌دهند و با اولین پرواز به وقت جنگ، بار سفر می‌بندند. در این میان غاده عشقی انسانی را ترسیم می‌کند، هرچند این عشق گاه تحلیل می‌رود و عشق بزرگ نویسنده، بیروت، جای آن را می‌گیرد.

کد مطلب 6840368

بیروتی که در این کتاب تجسم می‌شود، دیگر یک موقعیت مکانی نیست
زینب آزاد

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اقتصادی و مالی3 دقیقه پیش

قیمت جدید طلا امروز شنبه 9خرداد/ کاهش قیمت + جدول و جزئیات

اقتصادی و مالی4 دقیقه پیش

قیمت طلای 18عیار امروز شنبه 9 اسفند 1405/ کاهش قیمت طلا + جدول و جزئیات

اقتصادی و مالی5 دقیقه پیش

قیمت طلا و سکه امروز شنبه 9 اسفند/ کاهش همه قیمت ها + جدول و جزئیات کامل

اقتصادی و مالی6 دقیقه پیش

قیمت طلا و دلار امروز شنبه 9 اسفند 1405/ کاهش قیمت طلا و دلار + جدول

اقتصادی و مالی7 دقیقه پیش

قیمت دلار امروز شنبه 9 اسفند 1405/ کاهش قیمت + جدول و جزئیات

اقتصادی و مالی8 دقیقه پیش

قیمت سکه، نیم سکه و ربع سکه امروز شنبه 9خرداد/ کاهش تمام قیمت ها + جدول

اقتصادی و مالی9 دقیقه پیش

مظنه طلا امروز شنبه 9 اسفند 1405/ کاهش قیمت + جدول

اقتصادی و مالی10 دقیقه پیش

قیمت لیر ترکیه امروز شنبه 9اسفند/ کاهش قیمت + جدول

اقتصادی و مالی11 دقیقه پیش

قیمت درهم امارات امروز شنبه 9 اسفند/ کاهش قیمت + جدول و جزئیات

اقتصادی و مالی11 دقیقه پیش

قیمت طلای 18عیار امروز شنبه 9خرداد/ کاهش قیمت ادامه دارد؟ + جدول

جدیدترین نظرات مخاطبان

خبر لحظه‌ای اخیر